وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
اینترنت در تشکیلات مجاهدین چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه نورنبرگ
غسل هفتگی یا سند سازی علیه معترضین
اعضاء کمپ مجاهدین باید تمام افکار جنسی خود را در دفترچه ای که از طرف مریم رجوی هدیه می گیرند یادداشت کنند و در جلسه ای با نام غسل هفتگی که هر هفته یکبار انجام می شود در حضور همه بخوانند. نفرات بخت برگشته، با اظهار تخیلات مبتنی بر شهوتشان آن هم در حضور جمع، گمان دارند که اینگونه جلسات فرقه برای کاهش فشار روانیست و از طرفی هم چون بصورت عام برگزار می شود و همه ملزم به اعتراف هستند دیگر مسئله ای عادی و قانونمند می باشد و در نهایت اگر تنبیهی برایشان داشته باشد، فقط در حد یک جابجایی ساده ی مقر هست.
چرا ساکنین لیبرتی در حضور خانواده ها صورت خود را می پوشانند؟
واضح و مبرهن است زیرا او خود می داند که به زودی از این قفس رهایی یافته و به دنیای آزاد پا می گذارد و زمانی که خود را آزاد دید مطمناً این صحنه ها را تماشا خواهد کرد، آنوقت است که با صورت پنهان دیگر شرمنده وجدان خود و خانواده اش نخواهد بود زیرا کسی او را نمی شناسد. ولی آیا انسان می تواند از خودش فرار کند و خودش را نفی کند؟ مسلما خیر، اگر صورتش باز باشد تصویرش انعکاس جهانی خواهد داشت چه از طریق ماهواره های کذایی خودشان و چه از طریق فیلم هایی که خانواده ها می گیرند. بالاخره تا ابد که آنجا نمی ماند او میداند که عمر سازمان رو به پایان است
سرانجام مسعود رجوی با خانواده قربانیان در لیبرتی عراق چه خواهد کرد؟
این فشار بحدی بود که در طول سال دو پسرخاله ایی که همانجا داشتم که در چند صد متری خودم بودند ولی اجازه دیدن آنها را نداشتم و هر کدام می ترسیدیم که بگوییم می خواهیم دوست، همشهری یا فامیل خودمان را ببینیم. در واقع احساس وعاطفه در درون هر کسی مرده بود، یا بهتر بگویم ذره ذره میکشتند. گاها حتی افرادی بودند سال ها در یک فاصله ۲۰۰ الی ۳۰۰ متری از یکدیگر بودند، ولی نمی توانستند همدیگر را ببینند.
انحطاط حاصل از عملیات جاری
نگون بختان ساکن در اشرف و حالا هم در لیبرتی، که دائماً مجبور به گزارش و تجزیه شخصیت خود در جلسات عملیات جاری هستند، تا آنجا به پوچی می رسند که دیگر هیچ ارزشی برای خودشان وکسانی که پیرامونشان زندگی می کنند قائل نیستند و این سرمقصد نهایی رجوی از برگزاری این جلسات است.
زندگی در یک فرقه تروریستی و فرار از آن
من سال آخر دکترا بودم. ولی آنچه مجاهدین خلق به من آموخته بودند این بود که من از اینکه دانشجوی دکترا هستم احساس شرم کنم و به آن افتخار ننمایم. چرا؟ زیرا آنها به من میگفتند که در حالیکه من تحصیل میکنم و مایلم دکترا بگیرم، هواداران گروه در زندان های شاه تحت شکنجه هستند. لذا به جای جنگیدن، به جای قربانی کردن زندگی ام برای مردم، خودخواهانه، مشغول تحصیل بودم. بنابراین به جای مفتخر بودن به آنچه که هستم، نسبت به آن شرم داشتم.
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دوازدهم
یکی از ترفند های فرقه ای برای ترساندن جداشدگان برای این که دست به افشاگری نزنند راه انداختن جنگ روانی و سیل تحقیر و تهمت و تهدید علیه آنان است. تمامی فرقه ها از این شگردها برای ساکت کردن منتقدین و مخالفان خود استفاده میکنند. آنان از پاپوش دوختن های حقوقی گرفته تا آبرو بری و نهایتا تهدید به مرگ، هر کاری از دستشان بر بیاید علیه جداشده خود انجام میدهند. آنان بسیاری از جداشدگان را تهدید کرده اند که اگر دست به افشاگری بزنند بد خواهند دید.
کنترل عواطف در فرقه رجوی
هر فردی خواه یا ناخواه وابستگی و تعهداتی ابتدا نسبت به خانواده و بعد به جامعه و وطن خود دارد. از نظر فرقه رجوی این تعهدات و وابستگی ها به عنوان موانعی برای رسیدن فرد به رهائی تلقی شده و در پروسه زمانی با اعمال انواع محدودیت ها و کنترل به فرد القاء می شود که تنها باید به سرکرده فرقه متعهد بوده و تماما از هر نظر به او وابسته باشد. یکی از اتهاماتی که در نشست های عملیات جاری در درون فرقه رجوی به افراد وارد می شود این است که او به همسر یا فرزند یا پدر و مادر یا قومیت یا مذهب وابستگی دارد
زنان ذوب شده در رهبر
همچنین می خوانیم که”در کره شمالی همه چیز تحت کنترل رهبری است. یک نگاه، یک اشاره و یا یک فرمان کافی است تا همهچیز طبق نظر او تغییر کند. تنها در کره شمالی است که رهبر معظم در انتخابات نیز صد درصد آرا را بدون آرای مخالف و یا ممتنع بدست میآورد.” در سازمان مجاهدین همه چیز تحت کنترل مسعود رجوی است. همه چیز باید طبق تمایل و رای مسعود رجوی باشد و هر چه او اراده بکند، باید همان شود و همیشه در انتخابات، بهتر است بگویم در انتصابات هایی که او تصمیم می گیرد باید همه صد در صد موافق او باشند و حتی یک رای مخالف نباید وجود داشته باشد و هر فردی که مخالف او رای بدهد، بشدت مجازات می شود. حتی بعضا به قیمت جان آن فرد مخالف تمام می شود.
فرقه رجوی را بیشتر بشناسیم
مروری بر سخنرانی های مسعود رجوی به خوبی نشان می دهد که چقدر دور از واقعیات و کودکانه و حتی ابلهانه قضایا را تجزیه و تحلیل نموده و نتیجه گیری می کند. تاکنون تمامی نتیجه گیری ها و پیش بینی هایش غلط از آب درآمده اند اما با ایجاد فضای فرقه ای و استفاده از کاریزمای خود که هر مسئول تشکیلات فرقه ای می بایست آن را داشته باشد توانسته است از پاسخگوئی فرار کرده و همچنان اعضای فریب خورده خود را در اسارت ذهنی نگاه دارد.
نگاهی به ایدئولوژی سر هم بندی شده رجوی حیله گر
رجوی فریبکار و حیله گر هم از این تز استفاده کرده تا افراد درون تشکیلات را در چمبره مخفوف خود نگهدارد او که بحث انقلاب طلاق را در مناسبات جاری کرده بود و بعد از مدتی متوجه شد که این به اصطلاح انقلاب کسی را نتوانست فریب دهد به بهانه اینکه وجود فرد در ارتباط با جمع است که معنا پیدا می کند سعی نمود این تفتیش عقیده را در مناسبات با همان شعار اجرایی کند و می دیدیم که چگونه این زن و شوهر تروریست برای اینکه افراد را تحت کنترل داشته باشند افراد را مجبور می کردند که مسائل درونی خود را که بعضا جنبه شخصی داشت در جمع مطرح کنند و مسئولین هم این نمونه فاکت ها را جمع آوری کرده و بعدا بر علیه همان فرد مورد استفاده قرار می دادند.
جدایی از فرقه رجوی برای زنان خیلی سخت تر است!
زنان در فرقه مجاهدین٬ علاوه بر تحمل سختی های کار اجرایی٬مجبور بودند در نشستهای بیشتر که از سوی رده های بالاتر سازمان برگزار میشد که البته همگی برای کنترل هر چه بیشتر آنان بود شرکت میکردند و این فشار ذهنی٬خیلی خیلی سخت تر و طاقت فرسا تر از انجام کارهای اجرایی روزانه است! بارها از زبان مریم رجوی میشنیدم که خطاب به مردان در نشست میگفت: فشاری که به خواهران در نشستهای انقلاب وارد میشود٬صد برابر فشاری است که بشما یعنی برادران وارد میشود
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت یازدهم
سازمان خود به خوبی میداند که در همه جا به عنوان یک فرقه مخرب کامل العیار شناخته میشود و به غیر از صرف هزینه های هنگفت قادر به جلب حمایت کسی، آنهم صرفا جنگ طلبان بازنشسته، نیست. مسئولین فرقه بهتر از هر کس دیگری میدانند که آبروباخته و منزوی هستند و در بن بست و بلاتکلیفی کامل بسر می برند.

