فرقه گرایی مجاهدین

فراموش شدگان در فرقه ی رجوی

مورگان دیویس که پدرش رهبر فرقه بود گفت:" من خواستم از این که  فردی فراموش شده باشم فرار کنم." او دختر پدری بود که همه ی دغدغه اش کنترل دیگران بود. مورگان برده ی پدر مائوئیست خود، آراویندان بالاکریشانان بود که 23 سال او را در حبس نگه داشت و به گزارش گاردین سابقه ی تجاوز به دو تن از زنان پیروش را در کارنامه اش دارد.
 هر روز جهان با افشاگری های تازه ای درباره ی فرقه های سوءاستفاده گر مواجه می شود. این موضوع نشان می دهد چقدر جهان در معرض خطر تهدید فرقه ها ست. خطیرترین خصوصیت فرقه های مخرب قدرت آن ها برای منزوی کردن افراد از جهان آزاد است. در فضای منزوی فرقه، رهبران فرصت می یابند که وحشتناک ترین سوءاستفاده ها  را علیه اعضا مرتکب شوند. در این شرایط اعضا در اصطلاح انگلیسی در شرایط “non person”  زندگی می کنند. این اصطلاح به شهروندان  و اعضایی از گروه ها اطلاق می شود که موجودیت آن ها انکار شده و هویت آن ها به نوعی نادیده گرفته می شود و بدین ترتیب اساسی ترین حقوق انسانی ان ها نقض می شود.
در گزارش دیدبان حقوق بشر در سال 2005 با عنوان " خروج ممنوع"، موارد متعددی  از نقض حقوق اساسی  اعضای سازمان مجاهدین خلق در درون کمپ های این گروه با ذکر شواهد و مصاحبه ها آمد. پیش از آن نیز مقالات و گزارش های دیگری از مناسبات غیرانسانی درون این فرقه، منتشر شده بود که شاخص ترین آن مقاله ی " فرقه ی رجوی" به قلم الیزابت روبین در نشریه ی نیویورک تایمز بود. او در گزارش دقیقی که از زندگی در کمپ اشرف نوشت آن را به " جهانی تخیلی از زنبورهای کارگر ماده " و " کارخانه ای در چین مائوئیستی" تشبیه کرد.
در گزارش های بالا و بسیاری گزارش ها و شواهدی که از زندگی در حصارهای فرقه ها منتشر شده است، به نکات و ویژگی های یکسانی اشاره می شود که به سران فرقه ها کمک می کند قربانیان خود را مورد سوءاستفاده قرار دهند. چنانچه مورگان دیویس درباره ی پدر خود به رسانه ها می گوید:" او به دنبال آن بود که مانند افرادی چون استالین، مائو و پل پت و صدام حسین باشد."
یکی از کسانی که سالها قربانی خشونت جنسی آراویندان بالاکریشانان بوده است می گوید:" " من از ان چه او مرا به آن عادت داده بود و در برابرش دفاعی نداشتم وحشت زده، رنجیده و بهت زده هستم. مابقی عمرم را با این رنج سپری خواهم کرد."
قربانی دیگر بالاکریشانان او را " نیرویی شیطانی" توصیف می کند و می گوید که از وحشت و کابوس رنج می برد. وی می گوید:" او در تمام ابعاد زندگی من، چه پیش از ترک فرقه و چه پس از ترک آن اختلال ایجاد کرد. او به معنی واقعی کلمه زندگی مرا ویران کرد." او به خبرنگاران گفت که دیگر هرگز نتوانست روابط خانوادگی اش را کاملاً از نو بسازد. این موارد دقیقاً مواردی ست که قربانیان مسعود رجوی هم تجربه می کنند. هر چند که رجوی سعی می کند که چهره ی خشونت طلب خود را زیر نقاب دمکراسی خواهی پنهان کند، اما غالباً با دیکتاتورهای نمادینی چون صدام حسین و پل پت مقایسه می شود.
پروفسور شلدن فوت استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا درباره ی مجاهدین خلق می نویسد:" مجاهدین از بحران گروگان گیری در سفارت امریکا حمایت کردند و خواستار اعدام امریکایی ها شدند. رجوی، ضد امریکایی، ضد امپریالیست و ضد سرمایه داری ست. هدف او این است که پل پت ایران شود، حتی اگر برای رسیدن به هدفش، لازم باشد که مجاهدین خلق آلت دست امریکا شوند."
شباهت های مسعود رجوی با دیگر دیکتاتورها از نگرش فرقه ای وی به پیروانش نشأت می گیرد. بنابراین شخصیت وی کاملاً قابل مقایسه با آراویندان بالاکریشانان و فرد دیگری به نام زیونا ست که به تازگی اخبار وی رسانه ای شده است. زیونا مثال دیگری از رهبران فرقه هاست که حرص سیری ناپذیرش برای زن ها بی پایان است. او رهبر فرقه ای چند همسری در هندوستان است. زیونا، 70 ساله و رئیس فرقه ای مسیحی ست به نام" چانا"، که چند همسری را مجاز می داند و توسط پدر زیونا در 1942 تأسیس شد. این فرقه بر این باور است که مسیح به زودی بر دنیا حکومت خواهد کرد. حدود 400 خانواده پیرو این فرقه هستند. زیونا خود 39 همسر، 94 فرزند و 33 نوه و 14 عروس دارد. در روستای محل زندگی اش همه از او بیم دارند و به نوعی او را ستایش می کنند. آنچه عجیب تر است، این است که پیروان زیونا عمیقاً بر این باورند که او روزی به همراه مسیح بر زمین حکومت می کند.
برگردیم به مسعود رجوی. او نیز فرقه ای چند همسری را اداره می کند. بنا به اظهارات زنان جدا شده از سازمان وی شمار زیادی از زنان شورای به اصطلاح رهبری سازمان را به عقد خود در آورده است. خانم بتول سلطانی یکی از زنان قربانی مسعود رجوی ست که افشاگری هایش درباره ی سوءاستفاده هایی که در فرقه ی رجوی انجام می شود تبدیل شده است به منبعی معتبر برای کارشناسان فرقه ها. بند زیر درباره ی خانم سلطانی از دایره المعارف ویکی پدیا گرفته شده است:
"بتول سلطانی (متولد 1339) فعال سیاسی ایرانی است که سابقاً عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق بوده است. او فعال سیاسی و منتقد است که بیست سال عضو شورای رهبری مجاهدین خلق بود. وی در دسامبر 2006 از  کمپ اشرف فرار کرد. او پس از فرارش در مصاحبه هایش درباره ی فرقه ی رجوی، از رفتارهای فرقه ای و فرایند شستشوی مغزی گفته است که در آن زنان مورد بهره کشی جنسی قرار می گرفتند. وی گفته است:" مسعود رجوی برای ارضای امیال جنسی خود، بسیاری از زنانی که مجبورشان کرده بود از شوهرانشان طلاق بگیرند را مورد سوءاستفاده قرار می داد."
افشاگری های بهت آور بتول سلطانی درباره ی آن چه در درون مناسبات مسعود رجوی با اعضای فرقه اش می گذرد، به تفصیل و جزئیات در وب سایت انجمن نجات قابل دسترسی است. همچنین تجربه ی تلخ خانم سلطانی از زندگی در فرقه ی مجاهدین از سوی دیگر زنان جدا شده از فرقه نیز تأیید شده است. بانوانی چون زهرا سادات میرباقری و نسرین ابراهیمی از جمله این افراد هستند که در طول دهه ی گذشته از فرقه فرار کردند.
مسعود رجوی با جدا کردن افراد از جهان بیرون، آن ها در همان شرایط non person نگه می دارد، چنانچه پس از مدتی هویت آن ها و موجودیت آن ها فراموش و حتی انکار می شود. اخبار نقض حقوق بشر، تجاوز جنسی، سوءاستفاده از کودکان، کنترل ذهن و.. در فرقه ها در سال 2016، هشداری است برای جامعه ی جهانی که بدانند که تهدید فرقه ها را پایانی نیست. با گذشت بیش از سه دهه پس از ماجراهای غم انگیز فرقه ها در گویان و تگزاس، مقامات کشورهای دنیا باید هنوز مراقب تهدیدهای این چنینی باشند. آن ها حتی باید بیش از گذشته هوشیار باشند چرا که اعضای فرقه ها که همواره زیر فشار ذهنی و بهره کشی فکری بوده اند، بسیار مستعد هستند که به سادگی تبدیل به تروریست های افراطی چون القاعده و داعش شوند.
مزدا پارسی
 

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا