دیروز پیامچه ای از درون قبر دجال مجاهدین، مسعود رجوی، با عنوان “سخنگوی مجاهدین” بیرون آمد. مسعود مجازی، که از سال 1382 حضوری موثر و حقیقی در عرصه های سیاسی ندارد، مدعی شد که مردم آلبانی گویا، فرش قرمز برای حضور آنها در آلبانی پهن کرده بودند. گویا آن چند صد نفر پلیس هم در […]
دیروز پیامچه ای از درون قبر دجال مجاهدین، مسعود رجوی، با عنوان “سخنگوی مجاهدین” بیرون آمد. مسعود مجازی، که از سال 1382 حضوری موثر و حقیقی در عرصه های سیاسی ندارد، مدعی شد که مردم آلبانی گویا، فرش قرمز برای حضور آنها در آلبانی پهن کرده بودند. گویا آن چند صد نفر پلیس هم در 30 خرداد 1402، شبح و روح بودند که به مقر اشرف 3 وارد شدند و با مجاهدین چشم و گوش بسته، درگیر شدند. گویا مردم آلبانی درخواست داده بودند که مجاهدین به تیرانا آمده و دروازه های تمدن قرون وسطائی مریم رجوی را به روی آنها باز کنند!
گویا این سخنگوی بی حافظه، فراموش کرده است که اربابش آمریکا، به دولت آلبانی یک کمک 20 میلیون دلاری سالانه تعیین کرد که این تروریست ها را در گوشه ای از یک روستا و در مقری حصار شده ، نگهداری کند تا به تدریج وارد زندگی شوند و از اعمال تروریستی و خشن نظامی ، دست بکشند.
سازمان در سال 60 در خیابانهای شهرهای مهم ایران، دست به اعمال تروریستی گسترده زد، تخریب اماکن عمومی تا ترور مسئولین و مردم. اما راه به جائی نبردند، اعمال کور مجاهدین در آن سالها، زیاد بود، از ترورهای خیابانی ، تا بمب گذاری حزب جمهوری اسلامی و ترور رهبر و رئیس جمهور و نخست وزیر. بازهم نتیجه نداد و دولتی سرنگون نشد. اکنون که این سخنگوی ابله و فراموش کار می گوید:
” مجاهدین قول میدهند در همه تجمعات شبانه رژیم در هر کجا و در هر خیابانی حضور بهم رسانند… تمامیت رژیم را خودمان سرنگون می کنیم”!
سالهای 60 به بعد را فراموش کن، نزدیک به 30 سال هم در جوار خاک میهن، با سلاح ها و تانک های اهدائی ارباب وقت شما در عراق، باز هم نتوانستید کاری از پیش ببرید و حتی یک وجب از خاک ایران را اشغال کنید، پس من توصیه می کنم، شما به همان امور مقدس سرکوب اعضایتان و زندانی و شکنجه آنها، مشغول باشید و تا می توانید ، یک نسلی را از بین ببرید، نه یک نسل ، بلکه چند نسل را از بین بردید، امور ” سرنگونی” و ” لوله کردن” و ” زباله دان ” و … پیش کش تان.
آقای سخنگو! گویا فراموش کردی آنروزی را که یک مجاهد خلق ، بر گوش مجاهد دیگری در قرارگاههایت، سیلی نواخت و دربهای سلول انفرادی را برایش گشود، شما همانروز نابود شدید، شما همانروز کمر به نابودی ایدئولوژی منحط و قرون وسطائی خود بستید. حتی همین امروز هم ، شما اسیرانتان را در درون حصارهای بلند ، با تهدید و تحقیر حفظ کردید.
آقای سخنگو! لابد فراموش کردی که در سال 1350 ، وقتی کروکی منزل و محل اختفای بنیانگذار سازمان محمد حنیف نژاد را برای ساواک شاه ، ترسیم می کردی، همه ی ارزشهای انسانی را زیر پا له کردی ! همه شرافت و غیرت یک رفاقت را فدای جان بی مقدار خود کردی ! این زندگی بخدا ارزش این همه بی شرفی و بی غیرتی را ندارد، یک کلام می گویم و تمام . از قول تنها پسرت مصطفی که همین چند سال پیش گفت:
پدر من غرق در هوس بازیهای خود شده است و از زنان سازمان سوءاستفاده می کند و دیگران را به تجرد اجباری فرا می خواند. او یک دیکتاتور است. . .
محمدرضا مبین

