زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
فرقه رجوی را بیشتر بشناسیم
مروری بر سخنرانی های مسعود رجوی به خوبی نشان می دهد که چقدر دور از واقعیات و کودکانه و حتی ابلهانه قضایا را تجزیه و تحلیل نموده و نتیجه گیری می کند. تاکنون تمامی نتیجه گیری ها و پیش بینی هایش غلط از آب درآمده اند اما با ایجاد فضای فرقه ای و استفاده از کاریزمای خود که هر مسئول تشکیلات فرقه ای می بایست آن را داشته باشد توانسته است از پاسخگوئی فرار کرده و همچنان اعضای فریب خورده خود را در اسارت ذهنی نگاه دارد.
نگاهی به ایدئولوژی سر هم بندی شده رجوی حیله گر
رجوی فریبکار و حیله گر هم از این تز استفاده کرده تا افراد درون تشکیلات را در چمبره مخفوف خود نگهدارد او که بحث انقلاب طلاق را در مناسبات جاری کرده بود و بعد از مدتی متوجه شد که این به اصطلاح انقلاب کسی را نتوانست فریب دهد به بهانه اینکه وجود فرد در ارتباط با جمع است که معنا پیدا می کند سعی نمود این تفتیش عقیده را در مناسبات با همان شعار اجرایی کند و می دیدیم که چگونه این زن و شوهر تروریست برای اینکه افراد را تحت کنترل داشته باشند افراد را مجبور می کردند که مسائل درونی خود را که بعضا جنبه شخصی داشت در جمع مطرح کنند و مسئولین هم این نمونه فاکت ها را جمع آوری کرده و بعدا بر علیه همان فرد مورد استفاده قرار می دادند.
جدایی از فرقه رجوی برای زنان خیلی سخت تر است!
زنان در فرقه مجاهدین٬ علاوه بر تحمل سختی های کار اجرایی٬مجبور بودند در نشستهای بیشتر که از سوی رده های بالاتر سازمان برگزار میشد که البته همگی برای کنترل هر چه بیشتر آنان بود شرکت میکردند و این فشار ذهنی٬خیلی خیلی سخت تر و طاقت فرسا تر از انجام کارهای اجرایی روزانه است! بارها از زبان مریم رجوی میشنیدم که خطاب به مردان در نشست میگفت: فشاری که به خواهران در نشستهای انقلاب وارد میشود٬صد برابر فشاری است که بشما یعنی برادران وارد میشود
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت یازدهم
سازمان خود به خوبی میداند که در همه جا به عنوان یک فرقه مخرب کامل العیار شناخته میشود و به غیر از صرف هزینه های هنگفت قادر به جلب حمایت کسی، آنهم صرفا جنگ طلبان بازنشسته، نیست. مسئولین فرقه بهتر از هر کس دیگری میدانند که آبروباخته و منزوی هستند و در بن بست و بلاتکلیفی کامل بسر می برند.
کانون آوا خواستار برچیدن پایگاه”اورسورواز” در فرانسه
سازمان مجاهدین ارتباطات گسترده ای با گروه های تروریستی موجود در عراق وسوریه دارد که در رسانه های خود حتی با عکس از ملاقاتهای پی در پی مریم رجوی و رهبران این گروه ها منتشر می کند.[ii]
چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت چهارم
شیوه ی پیچیده ی دیگری که رهبری مجاهدین برای از زیر تیغ در بردن و شانه خالی کردن از خطاهای خود استفاده میکند متهم کردن افراد به کم کاری و”عدم خودسپاری” آنها به رهبریست. مثلاً پس از شکست تهاجم مجاهدین در تابستان سال ۱۳۶۷ شمسی موسوم به”فروغ جاویدان” ایشان دلیل شکست را به گردن افراد شرکت کننده در عملیات فوق انداخت که بحث معروف”تنگه و توحید” نتیجه ی آن بود. خلاصه ی حرف آقای رجوی این بود که عملیات فوق به این دلیل شکست خورد که گویا جنگجویان مجاهدین در حین عملیات کم کاری کرده بودند و بیشتر به فکر همسر و فرزندان خود بودهاند تا”پیش بردن فرمان رهبری.”
انقلابیونی که برای یک پرس چلو مرغ دست و پا می شکستند!
فرقه رجوی در تمامی موارد ما را حسرت به دل نگه می داشت اگر این کار را نمی کرد به قول سران فرقه سراغ زندگی طلبی می روید. مواقعی که شام جمعی در مقر ترتیب داده می شد برای اینکه مریم قجر را بیشتر در ذهن ما جا دهند مقداری آدامس از بغداد خریداری می کردند و با سناریوی از قبل تنظیم شده توسط یکی از کادرهای فرقه در جمع پشت تریبون می رفت و می گفت که خواهر مریم از خارجه برای ما آدامس فرستاده ببینید چقدر خواهر مریم به فکر ما است آنقدر که خواهر مریم به فکر ماست ما به آن فکر نمی کنیم و این آدامسها تبرک است و خواهر مریم گفته همه بایستی این آدامسها را بجوند
آیا درهای خروجی فرقه رجوی همیشه باز است!؟
زمانی که ما در پادگان اشرف بودیم غیر از دروغ و فریب چیز دیگری از رجوی و سرانش نفهمیدیم. فردی که اعلام جدایی می کرد اول برای او نشست می گذاشتند و آن را سوژه نشست می کردند تعدادی از افراد را از قبل توجیح می کردند که در نشست تا توان دارند به آن بد و بیراه بگویند اگر از موضع خودش کوتاه نیامد آن را کتک می زدند و به آن می گویند که دو یا سه سال در خروجی اشرف می مانی تا اطلاعاتی که داری از بین برود اگر فرد قبول می کرد به خروجی برود تازه بدبختیهای آن شروع می شد در خروجی وعده های غذایی نا چیزی به فرد می دادند آن را شکنجه روحی و جسمی می کردند. کاری با فرد می کردند که از زندگی خوش سیر می شد.
چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت سوم
آنهائی که با فرقه مجاهدین آشنائی دارند و یا نشریات آنها را خواندهاند خوب میدانند که در هیچکجا نمیتوانند مطلبی پیدا کنند که دال بر پذیرش شکست یا اشتباه از سوی رهبری مجاهدین باشد. نشریات مجاهدین مملو از”پیروزیهای مقاومت” است. تو گوئی در فرهنگ لغتِ آنها واژه ی شکست وجود ندارد.
چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت دوم
قربانیان محصور در فرقهها هم استعداد این را دارند که در مقابل رهبر عقیدتی وخاص الخاص خود، نقطه ی خارج از خود و… تسلیم نشوند تا بتوانند اراده ی خود را بر زندگی خویش اعمال کنند. آری این است داستان شورانگیز فرزند انسان که در طول تاریخ همواره باید بهای استقلال خود را پرداخته و مغلوب”خدا”های زمینی نشود.”خدایان” ریائی که در سرمستی ناشی از خودشیفتگی ذاتی خود غوطه میخورند و میگویند که چون در”نوک پیکان تکامل هستند پس به خاطر آنهاست که خورشید هر روز طلوع میکند وگرنه تکامل از حرکت بازمیماند و زمین و زمان بهم میریخت.”
چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت اول
امّا آنچه از آن میتوان بعنوان ریشه ی ثانوی پرهیز از ورود به فاز تردیدها نسبت به رهبری فرقه یاد کرد همانا آگاهی عضو مربوطه از عواقب علنی شدن چنین تردیدیست. از تنبیه بدنی گرفته تا مجازات زندان و”مهمانسرا،” تا ترس و بیم ناشی از نداشتن سرپناه و قوت روزانه تا سایر عقوبات ناشی از خروجِ از گروه یا فرقه ی مربوطه.
«کاه» نامۀ فرقه رجوی – قسمت دوم
ایزوله و نگه داشتن با انحراف و انحطاط فکری و تبدیل افراد به انسانهای مکانیکی و فاقد مغز و ارادۀ شخصی که پیرو دستور شخص رجوی بود که صریح اعلام کرده بود:” من قلب می خواهم عقل نمی خواهم” و او بدرستی می دانست که انسان دارای عقل و شعور با اصول و اهداف پلید و شوم او و سازمان فرقه گونه اش مخالفت میکند لذا برای محقق نمودن اهدافش نیاز مبرمی به نیروهایی داشت که فقط دو گوش شنوا و تابع بی چون و چرا باشند ولازمۀ آن نیز القاء ذهنی و شستشوی مغزی نیروها توسط خودش و افراد قسم خورده اش انجام میگردید که در کنارش ایجاد رعب و وحشت نیز توسط حکومت بعثی سابق که قوی ترین حامی مالی،سیاسی واجتماعی اش بود صورت می گرفت و اینگونه به انحصار و تابعیت کورکورانۀ نیروها و گسترش و توسعه سازمانش ادامه میداد.

