وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
اینترنت در تشکیلات مجاهدین چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه نورنبرگ
ابر فرقه – قسمت نوزدهم
ترک فرقه بسته شدن آخرین درهاست: گذشته پشت سر گذاشته شده است و عضو سابق فرقه باید راه خود را البته به تنهایی به سمت آینده با بوجود آوردن روابط جدید و دوستان جدید از نو شروع کند.و واقعیت این است که از کنار بزرگترین واقعۀ عمر خود نمی شود براحتی گذشت ولی زندگی مسیری طولانی دارد و گذشته ها باید در گذشته بماند.
ابر فرقه – قسمت هجدهم
خوب وقتی من گفتم که این کار را انجام خواهم داد، در”پذیرش” مسئولین سازمان به من گفتند که این راه دشوار خواهد بود، حالا برخی از این موارد به نظر من درست نمی رسد ولی من در این خصوص تعهد دادم که در کنار رهبری باشم و او را تنها نگذارم من قدری دیگر هم می مانم تا ببینم چه می شود.و واقعیت این است که هیچ کس دوست ندارد که برگردد و بگوید که”من بریده ام”
خاطره ای از نه گفتن به رجوی در نشست باصطلاح حوض
در انتهای کار نیز کاغذ هایی را با مضمون سوگند ماندن پخش کردند که هر گروه به صورت جمعی با گوینده تکرار می کردند در تاریخ 24 اسفند 74 من هم به اتفاق 5 نفر دیگر برگه هواداری از سازمان را قرائت و در نهایت امضاء کردیم که در این لحظات حالت رجوی خیلی دیدنی بود چرا که از این پنج نفر فقط من از خانواده باصطلاح مجاهدین و شهدایشان بودم و همین موضوع در آن جمع حدودا 500 نفره و شخص رجوی خیلی ضربه محکمی بوده است چرا که آنها انتظار جدایی من از سازمان بلکه قرار گرفتن در موضع و مسئولیت بالاتر را داشتند که من با رد همه این مسئولیت ها به آن جمع و شخص رجوی نشان دادم که ماندنم فقط با زور و ضرب تشکیلات است و لاغیر و به همین دلیل بعد از نشست حوض همواره با اسکورت تک نفره یا دونفره و بعضا چند نفره در کارها و ماموریت ها البته (داخل تشکیلات) می فرستادند. و
ماجرای تبعیض منفی و هژمونی زنانه
رجوی می گوید تعجب نکنید.می گویند یکی ازاین سلاطین و پادشاهان قدیم ازجایی عبورمیکرده چشمش به سوسکی افتاده که محموله ای که تشکیل شده از نجاست بوده را نه بار از شیبی بالا برده و هربار به زمین خورده و نهایتأ بار دهم موفق می شود و آن پادشاه از آن سوسک پیام می توان و باید را آموخته.
ابر فرقه – قسمت هفدهم
فرمان قتل اعضاء نیز از اختیارات رهبر یک فرقه محسوب می شود. فرمان قتل و بقول مسعود رجوی اعدام انقلابی عضوی که از گروه فرار کرده است و بقول او به رهبری خیانت کرده، در موارد متعددی ثابت ومحرز شده است و شما فرض کنید وقتی بصورت علنی چنین حکمی را رهبر فرقه در حضور هزاران پیرو خود صادر می کند چه انعکاسی در جمع و اعضاء ایجاد می کند. و قطعا در نشست های محرمانه و پشت پرده همه کسانی که جدا می شوند و سرنوشت خود را از چنین فرقه وحشتناکی جدا می سازند باید به مرگ محکوم شوند.
ازدواج به شیوه قرون وسطی در درون فرقه رجوی
رجوی شیاد همیشه در نشست ها عنوان می کرد که تمام گروههای مبارز در دنیا وقتی مسئله زن را نتوانستند حل کنند به این روز افتادو از هم پاشیده شدند و تنها سازمان می باشد که توانست مسئله زن و ازدواج را حل کند. می توان به این نکته اشاره نمود که تمام رهبران گروهای مبارزاتی زنی را برای خود نخواستند ولی رجوی زن باره سطح خواستن خود را بالا برده و خواستار به خدمت گرفتن تمام زنان دنیا بوده است کار کثیفی که هیچ کدام ا رهبران دنیا نتوانستد این گونه درخواستی داشته باشند.
چگونه یک فرد به اسارت فرقه در می آید؟
جالب این است مریم قجر در همه جا پز این مناسبات و این آزادی عمل را می دهد.حال می بینیم که در این تشکیلات ذره ای افراد اراده و اختیار با خودشان نیست و تماما کلیشه ای و اطاعت کورکورانه هست. مریم قجر در صحبت های خود دم از آن می زند که نیروهای وی با گذر از انقلاب انسانیت و شرف و رهائی خود را در زیر چتر مسعود به عنوان پرچمدار این راه کسب نموده اند و در این راه حاضر شدند از همه چیز خود بگذرند
ابر فرقه – قسمت شانزدهم
در نشست ها مسئولین به ما گفتند: که همه خواهران درخواست خود سوزی شان را به ما دادند تا برای خواهر مریم بفرستیم و منظورشان تکان دادن ما بود! بعدا همۀ ارتش آزادیبخش در عراق یعنی همه ماها هم کتبا درخواست خودسوزی دادیم. البته که نه مسعود رجوی دستور مستقیم خود سوزی داده بود و نه تشکیلات چنین دستوری را صادر کرده بود ولی غیر مستقیم دستوری را صادر کردند که عدۀ زیادی قصد انجام خود سوزی را کرده، و تعدادی نیز خود را سوزاندند.
گزارش جلسه سالانه فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS)
آن خدابنده (سینگلتون) در این جلسه با تشریح و تحلیل”چگونگی بکار گیری روشهای فرقه ای توسط گروه های تروریستی” نشان داد که این روشها به هیچ وجه نمی توانند”مذهب ومذهبی” یا”عقیده و عقیدتی” توصیف شوند. وی در ادامه به برخی از روشهایی مورد استفاده که از”بی خبری” و”کمبود اطلاعات” قربانی استفاده می کنند اشاره کرد و برخی از”روشهای شستشوی مغزی” در”گروههای ترویستی” را تشریح نمود. آن خدابنده گفت که با پانزده سال سابقه فعالیت در این زمینه اکنون می تواند با قاطعیت بگوید که این مشکل هم”قابل تشخیص است” و هم”راه حل مشخص دارد”. این توضیحات مورد تشویق و تایید آقای وزیر و مدعوین جلسه قرار گرفت.
ابر فرقه – قسمت پانزدهم
در سخنرانی های رجوی با نفوذ کلام فوق العاده ای که داشت سعی می کرد ما را از یک پروسۀ وضعیت ذهنی فعال به سمت شرایط غیر فعال سوق دهد. ما بدون داشتن هر گونه واکنش یا قدرت ارزیابی می شندیم و می دیدیم رفته رفته ما قدرت تحلیل منطقی، قضاوت مستقل و تصمیم گیری بر اساس وجدان و آگاهی خود را نسبت به هر آنچه با آن برخورد می کنیم، از دست می دهیم. ما مرزهای بین آنچه مایل هستیم واقعیت داشته باشد، با آنچه که واقعا حقیقت دارند را گم می کردیم. به ما آموخته شده بود که خویشتن ما و خویشتن دیگران خویشتن یک نفر، یعنی مجاهد خلق است.
ابر فرقه – قسمت چهاردهم
دوران سیاهی ها و اطاعت های کورکورانه شروع شد از جمله عللی که مرا درگیر این فرقه ساخت این بود که: احساس می کردم، می توانم در برابر هر چالش لفظی، که بر سر راهم قرار می گیرد موفق بیرون آیم و چون کمی تحصیل کرده بودم، فکر نمی کردم ممکن است، راهی باشد که وارد آن شوم و گیر بیفتم. و در حقیقت آگاهی نسبت به بحث فرقه ها نداشتم و چنین چیزی نشنیده بودم.
یک خاطره از مناسبات فرقه ای رجوی
فهیمه گفت: پس بذارید که دوستم هم بیاورم و رفت از سمت راست درب راباز کرد و یک گربه خیلی کپل و بزرگ را بغل کردو باخودش آورد. وکلی ذوق این گربه را میکرد. این در شرایطی بودکه این گونه کارها و داشتن این گونه حیوانات چیزی در حد و اندازه های یک خیال فقط برای نفرات عادی بود! بعد از این داستان بود که همان شخص و خیلی از نفرات دیگر از این کار فهیمه اروانی مسئله دار شده بودند و میگفتندکه چطور به ما که میرسد برای پر کردن حفره های ذهنی و ایدئولوژیکی است ولی برای فهیمه اروانی اشکال ندارد؟!

