وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
اینترنت در تشکیلات مجاهدین چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه نورنبرگ
ابر فرقه – قسمت ششم
عموماً افراد به طور فعال و گول زننده برای پیوستن تحت فشار قرار گرفته اند و خیلی زود خود را در تور گروه گرفتار دیده اند و با آرامی از گذشته خود و خانواده شان بریده اند و تماماً وابسته به گروه شده اند. دو پدیده شناخته شده اجتماعی”مفهوم دنیای عدالت” و”سرزنش کردن قربانی” می توانند به ما در فهم آنچه که در امور اجتماعی در رابطه با فرقه ها که با آن برخورد می کنیم کمک کنند. پایه”مفهوم دنیای عدالت” به طور کلی بر وی این اعتقاد استوار شده که” اگر فرد قوانین اجتماع را اطاعت نماید، هرگز اتفاق بدی برایش نخواهد افتاد” و قانون شکنان متقابلاً مجازات خواهند شد.
ابر فرقه – قسمت پنجم
از جایگاه”نه در مورد من” پایین بیایید و تجربه های کسان دیگر را که عمر خود را در این راه از دست دادند بشنوید و گوش کنید. شاید همین الان شما درگیر فرقه ای هستید و خود خبر ندارید! من که سالها بعد متوجه شدم در فرقه ای بودم و خبر نداشتم. همین قدر باید بدانیم که در جهان کشوری وجود ندارد که در آن فرقه ای پدید نیامده باشد!
ابر فرقه – قسمت چهارم
فرقه ای که اکنون بقایای آن در اشرف (حالا لیبرتی) قابل مشاهده است حول موضوع سیاست و آزادی برای ایران شکل گرفته و بعنوان یک فرقه سیاسی با رنگ و بوی مذهبی نامگذاری می گردد، البته فرقه ها حول هر موضوعی اعم از سیاست، مذهب، بازرگان، فنون خود اشتغالی، روش های حفظ سلامت، روانشناسی، مدیتاسیون (تعمق روحی، ورزشهای رزمی، و غیره و غیره می توانند شکل بگیرند) ولی به نظر حقیر، موزیک متن تمامی فرقه ها حول مسئله مذهب می باشد چون مذهب یک مسئله فلسفی و اعتقادی است با سوء استفاده از مذهب می توان براحتی به درون افراد نفوذ کرد وآنها را زیر و رو کرد!
ابر فرقه – قسمت سوم
در نشست های فرقه، ما اغلب می بایستی حتی نبردن رهبری را به تهران در نتیجۀ کم کاریها و اشکالات ایدئولوژیک خودمان جلوه می دادیم. باید می گفتیم قدرت رهبری سیاسی وایدئولوژیک حکومت ایران حق مسلم رجوی بوده که به سرقت رفته است ولی اینکه این همه سال رهبری را در عراق زمین گیر و ماندگار کردیم محصول کارکردهای غلط و انتقادات و اشکالات ما در مناسبات و روابط فرقه بوده و کم کاریهای ما و پرداختن به مسئله”دوران” یعنی” زن و زندگی” باعث شده حق رهبری را بخوریم!
ابر فرقه – قسمت دوم
تقریباً تمامی اعضا، تقابلات و مقاومت های شدیدی را شروع کردند ولی در سیستم بستۀ تشکیلات رجوی در اشرف نهایتاً تصفیه های گسترده ای صورت گرفت و خیلی از اعضا از رجوی جدا شده و عازم کشورهای دیگری شدند. اما دستگاه کنترل ذهن در عراق با اهرم های انقلاب ایدئولوژیک و عملیات جاری شکل گرفت و جوهرۀ تسلط سازمان بر نیروهایش در قالب از بین بردن دفاع روانی افراد با نشست های طولانی مدت و مستمر صورت پذیرفت.
ابر فرقه – قسمت اول
“ابرفرقه” واژه ای است که برای اولین بار در مورد فرقه ای استفاده می گردد و بیانگر تمامیت خصوصیات فرقه ها در جهان در یک فرقه است.این برای اولین بار است که یک جنایت فرقه ای در سطح بسیار وسیع و ماکرو، سالهاست که در پشت دیوارهای بلند قلعه های مخوف رجوی (پادگان اشرف و…) در حال انجام است.این ابرفرقه در سطح هزاران نفر فعالیت می کند، در نوع خود، یکی از منحصر بفردترین، خاص ترین، ویژه ترین و البته وحشیانه ترین شیوه های فرقه ای در آن اعمال می شود.
آیا میدانستید که مغزشویی در فرقه رجوی به امری کاملا عادی تبدیل شده بود؟
تکرار و تکرار و تکرار اسم رهبری در فرقه رجوی به حدی است که شما پس از مدتی که در مناسبات سازمان زندگی کنی این موضوع به یک امر کاملاطبیعی تبدیل میشود.موضوع به گونه ای است که در دین ما گفته شده برای اینکه خدا را از یاد نبرید روزی 5 بار در نماز خواندن او را یاد کنید! اما در فرقه مجاهدین افراد لحظه به لحظه و به عناوین مختلف بایستی رجوی را یاد کنند!در تمامی مکانهای سقف دار و حتی در خیابانها به تعداد زیاد و با ژستهای مختلف عکس رجوی نصب شده است.
مجاهدین خلق، میوه درخت افراط گرایی
توصیف امام جبارا از افراط گرایی فرقه ای کاملاً با ماهیت فرقه ی رجوی منطبق است. اوج رفتار و عقاید غیرمنطقی و مسخره و متعصبانه ی سازمان مجاهدین خلق در ژوئن 2003 پس از دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه آشکار شد. برای اعتراض به دستگیری وی، شماری از پیروان و هواداران شستشوی مغزی شده سازمان، غیر منطقی ترین عمل ممکن را انجام دادند ؛ آن ها در شهرهای اروپا خود را به آتش کشیدند. دو زن در پی خودسوزی ها جان باختند و بقیه دچار نقص عضو همیشگی شدند.
آیا میدانستید که در فرقه رجوی چیزی تحت نام ساعت در اختیار خود یا راحت باش نداریم؟!
مسئولین فرقه براین باور بودندکه اگر مجاهد خلق بیکارشد٬ بلافاصله بیاد دنیای خارج میافتد و فیلش یا هندوستان میکند. لذا حتی برای دقایقی هم نباید مجاهد خلق بیکار باشد. آنها میگفتند: هروقت آنقدر خسته شدید که دیگر نای راه رفتن نداشتید به رختخواب بروید.چون اگر خسته نباشید و به رختخواب بروید ٬افکار زندگی عادی به سراغتان میاید و این برای شما سم است! نیروها بایستی در سازمان بصورت شبانه روزی آماده انجام هرگونه کار یا ماموریتی میبودند. کسی حق نداشت برای خود ساعت کاری معین کند که مثلا بگوید من فقط از ساعت 8 صبح تا 4 بعدظهر کار میکنم. اگر چنین حرفی زده میشد٬ بشدت تحت برخوردهای شدید تشکیلاتی قرار میگرفت و هزار جور انگ به او چسبانده میشد!
خود گول زنی به نام دل خوش کنک
اکنون مدت 12 سال است که جمعی به نام فرقه مجاهدین برای یک قطعه عکس کاغذی کف و سوت می زنند و فکر می کنند صاحب این عکس هنوز زنده است و آنها به دنبال وصل و قلاب کردن خود به آن هستند. و متاسفانه با شگردها و ترفندهای تکراری سالیان این هسته مرکزی فرقه است که برای فریب بدنه تشکیلات صدا سازی، عکس سازی و سناریوسازی های نامفهوم و شبهه برانگیز حول این رهبری گم گشته می سازند تا به اسارت این آدمها به عنوان خاکریز دفاعی خود ادامه دهند.
اوج دموکراسی فرقه ای مجاهدین
تازه من فهمیدم که همین دشمن مستقر در درون فرقه همانی است که من برایش شام برده ام” شاپورعبادی” نامبرده جنوبی بود و حدودأ تا آنزمان 10 سالی بود که در تشکیلات تحت هژمونی رجوی عمر تلف کرده بود.درمرکز مربوطه هیچ کس حتی فرماندهان و رده های بالای تشکیلات جرأت نگاه کردن به چشمان او را نداشتند تا چه رسد به اینکه با وی برخورد تشکیلاتی کنند. لذا آن شب فرماندهان می دانستند که کم می آوردند لذا به همه افراد گفتند اگر شما دشمن را در عملیات ببینید نمی روید اول با او مواجهه نزدیک شوید و به چشمانش نگاه کنید و سپس تصمیم بگیرید که چگونه او را بزنید.
جامعه ی بی طبقه ی توحیدی مد نظر رهبران فرقه ی مجاهدین چگونه است؟!
این تبعیض میتوانست از بابت امکانات باشد یا میتوانست هر چیز دیگری هم باشد. برای نمونه به تعدادی از آنها اشاره ای کوتاه میکنم. یکی از چیزهاییکه در سازمان مرز سرخ بود این بود که هیچکس حق نداشت به اخباری جز آنکه از صدای مجاهد پخش میشود یا بصورت بولتن های خبری در یکانهای سازمان توزیع میشد گوش بدهد. سانسور خبری و پخش خبر بصورتی مجاز بود که از فیلتر ستاد امنیت سازمان عبور میکرد بعد مجاز به شنیده شدن بود. یعنی ما در سازمان هیچگاه به اصل خبر دسترسی نداشتیم!

