وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
اینترنت در تشکیلات مجاهدین چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه نورنبرگ
رجوی به چه دلیل سینه زدن را در سال ۷۲ رواج داد؟
رجوی حتی کتاب راه حسین را که از تالیفات یکی از بنیانگذاران سازمان بود و بعد از انقلاب به نیروها آموزش داده می شد، را دراین اواخر ناقص می دانست چون به خودش ختم نمی شد!!. چون وی ازسال ۶۴ که خود را بعنوان رهبر ایدئولوژیکی فرقه به اعضا معرفی کرد و در راستای پیاده کردن تفکرات فرقه ای از آن تاریخ به بعد می بایست همه اعضا او را رهبر عقیدتی و بعنوان واسط خود و خدا و ائمه اطهار قرار می دادند.
نشست غسل، خرد کردن شخصیت اعضای فرقه رجوی
رجوی با برپایی نشستهای غسل هفتگی (بیان فاکتهای جنسی ذهنی یا عینی جلوی دوستان و یا نوعی اعتراف علنی به گناهان جنسی که در حقیقت شکنجۀ جنسی است) و عملیات جاری و دیگ یا جانبی (نشستهای تفتیش عقاید به صورت بیان افکار ضد و تردیدهای ذهنی در مورد خطوط سیاسی و یا استراتژیک و یا ایدئولوژیک رهبری سازمان به عنوان تناقضات ذهنی جلوی جمع دوستان و شنیدن ناسزاها و توهینها و حملات آنها علیه خودش) و شستشوی مغزی همۀ اعضای خود را به لحاظ شخصیتی خرد و تحقیر شده و در حقیقت بی شخصیت کرده است.
شریک شدن رهبر گروه داعش با رجوی در زن بارگی
شاید در نگاه اول این مسئله خیلی تعجب آور باشد که چگونه فردی که ادعای مسلمانی!! می کند این گونه زنان را در اختیار خود گرفته و از آنان سوء استفاده می کند ولی برایم این مطلب تعجب آور نبود چرا که رجوی زن باره دست ابوبکر البغدادی تروریست را به لحاظ تعداد زن از پشت بسته است و او سقف دیگری از زن بارگی زده است.
در درون فرقه رجوی چه میگذرد؟؟؟
رجوی به هر قیمت فقط به فکر رسیدن به قدرت است و می داند بین مردم ایران منفور است چرا که بسیاری از مردم خانواده هایی که رجوی آنها را از هم پاشیده را می بینند و همینطور جنایاتی که کرده را دیده و شنیده اند. رجوی فقط و فقط برای حفظ موقعیت تخیلی خودش افراد را به کشتن داد و آنها را مجبور به طلاق اجباری و حضور در نشستهای طولانی مدت کرد و عمرشان را در اشرف و الان در لیبرتی تلف می کند.
مرز سرخ رجوی در تماشای برنامه های تلویزیونی داخل ایران
در نهایت هم طوری فوتبال پخش میکردند که کمتر کسی حاضر میشد آن را نگاه کند چون برنامه صبح را فشرده میکردند و مجبور بودیم صبح، سر زمان بندی بیدار باشیم و برای خیلی ها سوال میشد که چرا فوتبال، حتی جام جهانی یا فوتبال باشگاههای اروپا را نمیگذارند از شبکه ایران ببینیم، البته خیلی واضح بود چون رجوی میخواست نیروهایش کاملا از وضعیت ایران و بطور خاص وضعیت کنونی ایران ناآگاه باشند چون باعث میشد که همه نقشه ها و حرفهایش با دیدن یک تصویر و یا یک حرف از داخل ایران برهم بریزد.
آقای رجوی وقاحت هم حدی دارد، کدام تلفن، کدام ایمیل!!
از اغراق و پز توخالی در کردن رجوی ها و از اینکه سندی که مدعی رو کردن آن هستند مربوط به یک سال و نیم پیش است اگر بگذریم، می ماند وقاحت رجوی ها که واقعا بی حد است و در کتاب «گینس» باید بعنوان «وقیح ترین جنایتکاران تاریخ» نام آنان را ثبت کرد. یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید « من می گم نره این می گه بدوش » حالا شده حکایت رجوی ها و وسایل ارتباطی.
تناقض کامل در”شکل و محتوا” فرقه مجاهدین
این فریب رهبری باعث شد مجاهدین ناآگاه در زیر اعتمادی که به رجوی کرده بودند چشم خود را روی اصل قضیه که جاسوسی علیه منافع ملی ایران بود ببندند و اصلا شکل و محتوا برای آنها مخدوش گردد.این در اصل قضیه و استراتژی بود اما همین تناقض و تضاد در شکل و محتوا در مناسبات فرقه مجاهدین به دستور رهبری دغل کار در جزئی ترین مسائل روز از ایدئولوژی و عقیدتی گرفته تا مسائل زنان و سانترالیزم تشکیلاتی و… ساری و جاری شد.
تابوی ازدواج در فرقه ی رجوی و زخم عمیق آن
ممنوعیت ازدواج، بچه دار شدن و رابطه ی زن و مرد و دیگر مناسبات معمول اجتماعی، در سازمان مجاهدین خلق، همانند دیگر فرقه های مخرب مولد مشکلات و عواقب بسیار بد بعدی است. در طی سه دهه ی اخیر هیچ فرزندی در سازمان متولد نشده است. پس از انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک تحت الامر مسعود رجوی همه ی زوج های سازمان مجبور به طلاق شدند و همه ی مجردها محکوم به تجرد مادام العمر شدند.
دیدن موردى که ذهنم را روى جنایات رجوى کنجکاو کرد
رجوى بی نهایت از این اپیدمى (محفل) که در تشکیلات رواج پیدا کرده و همه اش هم بر اثر کجروى خط و خطوط رهبرى بود، میترسید و بحث محفل در درون مناسبات راه انداخت و زیر همین پوشش، سخت گیرانه ترین فشارها و محدودیتها را روى اعضاء پیاده کرد و ترس را در تشکیلات نهادینه کرد که به اصطلاح جلوى درز خبرها را بگیرد. اما کور خوانده بود و هر چه محدودیت بیشتر ایجاد میکرد، بیشتر افرادش بصورت مخفى به محفل رو میآوردند و بیشتر دست سازمان در جنایت براى افراد رو میشد. این محدودیت، یکى از پارامترهاى ذهنى ام بود که به واقعیت آنچه که دیده و شنیده بودم، مهر تأیید می زد
“ستاد همسان سازی” نمونه ای از برده داری عصرنوین در فرقه رجوی
ابداع “ستاد همسان سازی” ازسوی سران فرقه رجوی نوعی برده داری عصرنوین دراین فرقه محسوب می شود که درآن اعضای نگون بخت را علیرغم اینکه اکثرا ازبیماریهای مختلف رنج می برند با کار وفعالیت جسمی زیاد مورد استثمار قرارمی دهند تا شاید به این شیوه آنها را از واقعیت های موجود و پی بردن به راز خیانت و جنایت های رجوی دور نگه دارند. اما زهی خیال باطل که دیگر عصر برده داری سالهاست که به پایان رسیده و باند جنایتکار رجوی ازاین اقدمات و روش های جنایتکارانه اش طرفی نخواهند بست و دورنیست که طومار این فرقه خبیث درهم پیچیده شود واسیران نگون بخت این فرقه نجات پیدا کنند.
آیا میدانستید که فرقه رجوی فرزندان اعضاء خود را بزور از والدینشان جدا کرد؟
این افراد که اکنون سن شان از سی هم بیشتر شده است در ابتدا آمدنشان بهمراه خانواده هاشان به عراق ناخواسته بود بعد جدا شدنشان از خانواده هایشان باز ناخواسته بود و بعد هم بازگرداندنشان به عراق هم ناخواسته بود. و تماما توسط رجوی و فرقه دیکتاتوری آن برایشان تصمیم گیری میشد. بسیاری از آنها در صحبتهای خصوصی و تنهایی که برای خود من میکردند میگفتند که هرگز راضی به بازگشتن به عراق نبودند و توسط مسئولین فرقه در اروپا و امریکا فریب داده شده اند و ماندنشان هم از روی خواست خود نیست ولی راهی جز ماندن ندارند!
خاطره ای از پروژه زیر می نیمم شکنجه گر فرقه رجوی مهوش سپهری (نسرین)
هر کسی واقعی گزارش ننویسد معلوم می شود که رهبری را نفهمیده و می خواهد مناسبات ما را شخم بزند. که ما چنین فردی را تحمل نمی کنیم در واقع در نشست از حرفهای نسرین قفل کرده بودیم نمی دانستیم این کار برای چیست و چه مشکلی از مناسبات حل می کند به ما یک هفته زمان دادند که گزارشمان را تکمیل و تحویل دهیم.

