زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
آیا میدانستید که در فرقه رجوی چیزی تحت نام ساعت در اختیار خود یا راحت باش نداریم؟!
مسئولین فرقه براین باور بودندکه اگر مجاهد خلق بیکارشد٬ بلافاصله بیاد دنیای خارج میافتد و فیلش یا هندوستان میکند. لذا حتی برای دقایقی هم نباید مجاهد خلق بیکار باشد. آنها میگفتند: هروقت آنقدر خسته شدید که دیگر نای راه رفتن نداشتید به رختخواب بروید.چون اگر خسته نباشید و به رختخواب بروید ٬افکار زندگی عادی به سراغتان میاید و این برای شما سم است! نیروها بایستی در سازمان بصورت شبانه روزی آماده انجام هرگونه کار یا ماموریتی میبودند. کسی حق نداشت برای خود ساعت کاری معین کند که مثلا بگوید من فقط از ساعت 8 صبح تا 4 بعدظهر کار میکنم. اگر چنین حرفی زده میشد٬ بشدت تحت برخوردهای شدید تشکیلاتی قرار میگرفت و هزار جور انگ به او چسبانده میشد!
خود گول زنی به نام دل خوش کنک
اکنون مدت 12 سال است که جمعی به نام فرقه مجاهدین برای یک قطعه عکس کاغذی کف و سوت می زنند و فکر می کنند صاحب این عکس هنوز زنده است و آنها به دنبال وصل و قلاب کردن خود به آن هستند. و متاسفانه با شگردها و ترفندهای تکراری سالیان این هسته مرکزی فرقه است که برای فریب بدنه تشکیلات صدا سازی، عکس سازی و سناریوسازی های نامفهوم و شبهه برانگیز حول این رهبری گم گشته می سازند تا به اسارت این آدمها به عنوان خاکریز دفاعی خود ادامه دهند.
اوج دموکراسی فرقه ای مجاهدین
تازه من فهمیدم که همین دشمن مستقر در درون فرقه همانی است که من برایش شام برده ام” شاپورعبادی” نامبرده جنوبی بود و حدودأ تا آنزمان 10 سالی بود که در تشکیلات تحت هژمونی رجوی عمر تلف کرده بود.درمرکز مربوطه هیچ کس حتی فرماندهان و رده های بالای تشکیلات جرأت نگاه کردن به چشمان او را نداشتند تا چه رسد به اینکه با وی برخورد تشکیلاتی کنند. لذا آن شب فرماندهان می دانستند که کم می آوردند لذا به همه افراد گفتند اگر شما دشمن را در عملیات ببینید نمی روید اول با او مواجهه نزدیک شوید و به چشمانش نگاه کنید و سپس تصمیم بگیرید که چگونه او را بزنید.
جامعه ی بی طبقه ی توحیدی مد نظر رهبران فرقه ی مجاهدین چگونه است؟!
این تبعیض میتوانست از بابت امکانات باشد یا میتوانست هر چیز دیگری هم باشد. برای نمونه به تعدادی از آنها اشاره ای کوتاه میکنم. یکی از چیزهاییکه در سازمان مرز سرخ بود این بود که هیچکس حق نداشت به اخباری جز آنکه از صدای مجاهد پخش میشود یا بصورت بولتن های خبری در یکانهای سازمان توزیع میشد گوش بدهد. سانسور خبری و پخش خبر بصورتی مجاز بود که از فیلتر ستاد امنیت سازمان عبور میکرد بعد مجاز به شنیده شدن بود. یعنی ما در سازمان هیچگاه به اصل خبر دسترسی نداشتیم!
این قصه سر دراز دارد (جهاد نکاح در فرقه رجوی)
در خصوص عقیم کردن زنان و خارج کردن رحم آنان بسیار شنیده بودیم، اما در خصوص مردان تاکنون موردی گزارش نشده بود. یکی از مردانی که توانسته از فرقه رجوی فرار کند میگوید که اطمینان دارد تزریقی در خصوص وی انجام شده که او را به لحاظ جنسی سرد و خنثی کرده است. همچنین در خصوص مرد دیگری از نجات یافتگان بعد از انجام آزمایشات پزشکی مشخص شده است که اسپرم وی خشک شده که برای پزشکان جای تعجب داشته و به دنبال علت آن هستند. خود فرد میگوید که احتمالا بر اثر تزریقاتی که به بهانه های مختلف انجام میدادند این امر صورت گرفته است.
ماجرای پول تو جیبی های مجاهدین
اصلا مقوله پول در فرقه رجوی داستانهایی دارد بدبختانه از آنجایی که افراد مدتهای طولانی پول ندیده اند و در جریان اقتصاد روزمره و داد و ستد و بده بستان پولی جامعه قرار ندارند مانند انسانهای غار نشین و اصحاب کهف ارزش پول را نمی دانند تا بفهمند چه مبلغی زیاد یا کم است و اصلا پولی که توی جیب آنها می گذارند چه مسئله ای از آنها حل می کند. آنها فکر می کرده اند لابد با 200دلار می توانند در اروپا شاهانه زندگی
تاکتیک کودکانه فرقه رجوی در آلبانی، تعهد به معبد پرچم!!
بر اساس اخبار موثق رسیده از تیرانا، فرقه رجوی در مجاورت در خروجی ساختمان سکونتشان، پرچمی قرمز رنگ به نشانه خط سرخ و مرزسرخ قرار داده اند، و طی جلسات متعدد گفته اند، این پرچم همان پرچمی است که رجوی در دستش در عراق و در نشستها گرفته بود و این همان پرچم هیهات مناالذله ما است. این پرچم سلاح ما در مقابل غرب زدگی و زندگی طلبی است.
رجوی با گروگانگیری اعضای دربند، مشق انتقام کِشی می نماید
در نگاهی اجمالی در لیست اسامی نفرات منتقل شده از لیبرتی به اروپا، رد پای گروگانگیری درونی رجوی بوضوح روشن میشود. از هر خانواده که مجبور به انتقال آنها شده است، یک الی دو نفر را در لیبرتی نگاه داشته است. که مبادا کسی در اروپا جرات کج روی از چارچوب تشکیلات فرقه ای او داشته باشد. و بی دلیل نیست که با اینکه افراد به آلبانی و… منتقل شده اند، هم چنان خود را در حصارهای تشکیلاتی رجوی محصور کرده اند و دم بر نمی آورند.
آشنایی با القاب و عناوین اعضا در مناسبات فرقه رجوی ها
سران فرقه با این شیوه سعی داشتند به فرد بقبولانند که او خیانت کرده و باید تا ابد بدهکار تشکیلات باشد ولی این خیال خامی بود چرا که خیلی از این نفرات بعد از این برخورد مسئله دار شده و راه خروج از فرقه را در پیش گرفتند ولی رهبران فرقه همچنان بر اجرای این خط اصرار داشتند و این مسئله بعنوان یک خط قرمز در پرونده تشکیلاتی فرد ثبت می شد.
آیا میدانستید که در فرقه رجوی آزادی بیان و عقیده اساسا جرم شناخته میشود؟!
مهوش سپهری که جانشین مسعود رجوی در ارتش بود علنا در نشستها میگفت که ما نیازی به نظر یا عقیده شما نداریم. ما اساسا مغز نمیخواهیم که فکر کند.ما مجاهدی میخواهیم که فقط بشنود و اجرا کند! او میگفت که علت سرنگون نکردن هم همین بوده که شما حتما بایستی قانع شوید تا انجام دهید!
مادر من، مادر مریم قجرعضدانلو و مادرهای دیگر
خانم رجوی چرا باید برای مادر خودش اینگونه مراسم های بزرگ برگزار کند و چرا باید برای مسئولین فرقه اش اینگونه عمل کند اما برای دیگر اعضای خود پشیزی ارزش قائل نمی شود؟ مادر من و دیگر مجاهدین نیازی به اشک تمساح مریم رجوی ها نداشته و ندارند، اما چطور زنی که مدعی است رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایرانیان است اینگونه تبعیض قائل می شود و تنها به خودش می رسد و برای خود اهمیت و ارزش قائل است؟
شستشوی مغزی روزانه در فرقه رجوی
فراموش نمیکنم مهوش سپهری که جانشین رجوی در ارتش بود میگفت که نظرات شما تو سرتان بخورد. ما بدنبال مجاهدی هستیم که فقط گوش داشته باشد. ما بدنبال مغز نیستیم! بدنبال کسی هستیم که فقط بشنود و اجرا کند. میگفت که این افراد بدرد سازمان میخورند! او میگفت که این همه سال تمام خط و خطوط سازمان را از فیلتر ذهنتان عبور دادید که هنوز در عراق هستیم.

