زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
یک خاطره از یک سوژه نشست حوض در حضور رجوی
جواد درمانده و وامانده گفت من نمی دانم اکنون در این جا چطور این کاررا ثابت کنم. رجوی به جمع گفت کسی پیشنهادی دارد. یک دفعه فردی به نام طاهر سلجوقی از مسئولین بلند شد و گفت جواد برای خرد کردن شخصیت خود و اینکه به خود ثابت کند که چیزی برای از دست دادن ندارد مثل سگ عو عو کند تا اینگونه تمامی پل های پشت سرخودرا با دنیای فردیت و شخصیت کاذب خود خراب نماید و اینگونه رها شود وقتی جواد این کار را بکند در آینده اگر مسئله دار هم شود این کار هرز و تضمین اوست که خودش برای خودش ساخته و عقبگرد نمی کند.
پیام رجوى، محدودیت تمام عیار و سرکوب عریان
اما الان به رجوى و مجریهاى بى چون و چراى او میگویم، اى تف بر شما و آنچه که بعنوان بحث ایدئولوژى – تشکیلاتى، به خورد افراد میدهید و آنها را هرچه بیشتر برده و اسیر خود میکنید. شما که میگوئید، لمیده و بیمار رو تخت آسایشگاه نداریم، آیا به افکار بیرون از خود جوابى دارید که اگر مریض رو تخت خودش استراحت نکند، پس کجا باید بسترى شود و آرامش داشته باشد، بیمارستان یا قبرستان و… ندارید که جوابگوى بسترى شدن افراد بیمار باشد و افراد بیمار، آنجا بسترى شوند.
دستور العمل تشکیلاتی رجوی: برادر لمیده و بیمار افتاده در آسایشگاه نداریم
خوب یادم هست که ماه های متمادی چهارشنبه ها کار ما این بود که از صبح تا غروب جعبه های حاوی مهمات توپ 130 و 122 و تانک تی 55 را که فوق العاده سنگین بودند از زاغه هایی که برای یگان ما مشخص کرده بودند خارج کرده، تنظیف نموده و دوباره به داخل آن بر میگرداندیم.
خاموشی در تشکیلات رجوی
این بود خاطره من از بلوف زدن رجوی که خود را پیرو امام حسین (ع) میداند و معنی چراغ خاموش کردن در فرقۀ مخوف رجوی یعنی خاموشی مطلق، مرگ،شکنجه و خروج ممنوع و به عبارتی”هرکه با ما نیست بر ما ست”.و بعد از مدتی متوجه شدم شانس با من یار بود چون تعدادی نیز از نیروها بعد از انصراف،بعنوان اینکه به مرز ایران منتقل میشوند در منطقه ای نامعلوم به رگبار بسته شده بودند و کشته شدند که خبرش درون تشکیلات با این موضوع که هنگام رهایی و ورود به وطن،در مرز توسط سپاه پاسداران به رگبار بسته شدند بولتنی شد.و به این شیوه، تعدادی از نیروها را اغفال میکردند و از تعدادی که نسبتا” آگاه بودند ذره چشم می گرفتتند وبدرستیکه رجوی یزید صفت،دشمن بشریت و آزادگی ست
رجوی به چه دلیل سینه زدن را در سال ۷۲ رواج داد؟
رجوی حتی کتاب راه حسین را که از تالیفات یکی از بنیانگذاران سازمان بود و بعد از انقلاب به نیروها آموزش داده می شد، را دراین اواخر ناقص می دانست چون به خودش ختم نمی شد!!. چون وی ازسال ۶۴ که خود را بعنوان رهبر ایدئولوژیکی فرقه به اعضا معرفی کرد و در راستای پیاده کردن تفکرات فرقه ای از آن تاریخ به بعد می بایست همه اعضا او را رهبر عقیدتی و بعنوان واسط خود و خدا و ائمه اطهار قرار می دادند.
نشست غسل، خرد کردن شخصیت اعضای فرقه رجوی
رجوی با برپایی نشستهای غسل هفتگی (بیان فاکتهای جنسی ذهنی یا عینی جلوی دوستان و یا نوعی اعتراف علنی به گناهان جنسی که در حقیقت شکنجۀ جنسی است) و عملیات جاری و دیگ یا جانبی (نشستهای تفتیش عقاید به صورت بیان افکار ضد و تردیدهای ذهنی در مورد خطوط سیاسی و یا استراتژیک و یا ایدئولوژیک رهبری سازمان به عنوان تناقضات ذهنی جلوی جمع دوستان و شنیدن ناسزاها و توهینها و حملات آنها علیه خودش) و شستشوی مغزی همۀ اعضای خود را به لحاظ شخصیتی خرد و تحقیر شده و در حقیقت بی شخصیت کرده است.
شریک شدن رهبر گروه داعش با رجوی در زن بارگی
شاید در نگاه اول این مسئله خیلی تعجب آور باشد که چگونه فردی که ادعای مسلمانی!! می کند این گونه زنان را در اختیار خود گرفته و از آنان سوء استفاده می کند ولی برایم این مطلب تعجب آور نبود چرا که رجوی زن باره دست ابوبکر البغدادی تروریست را به لحاظ تعداد زن از پشت بسته است و او سقف دیگری از زن بارگی زده است.
در درون فرقه رجوی چه میگذرد؟؟؟
رجوی به هر قیمت فقط به فکر رسیدن به قدرت است و می داند بین مردم ایران منفور است چرا که بسیاری از مردم خانواده هایی که رجوی آنها را از هم پاشیده را می بینند و همینطور جنایاتی که کرده را دیده و شنیده اند. رجوی فقط و فقط برای حفظ موقعیت تخیلی خودش افراد را به کشتن داد و آنها را مجبور به طلاق اجباری و حضور در نشستهای طولانی مدت کرد و عمرشان را در اشرف و الان در لیبرتی تلف می کند.
مرز سرخ رجوی در تماشای برنامه های تلویزیونی داخل ایران
در نهایت هم طوری فوتبال پخش میکردند که کمتر کسی حاضر میشد آن را نگاه کند چون برنامه صبح را فشرده میکردند و مجبور بودیم صبح، سر زمان بندی بیدار باشیم و برای خیلی ها سوال میشد که چرا فوتبال، حتی جام جهانی یا فوتبال باشگاههای اروپا را نمیگذارند از شبکه ایران ببینیم، البته خیلی واضح بود چون رجوی میخواست نیروهایش کاملا از وضعیت ایران و بطور خاص وضعیت کنونی ایران ناآگاه باشند چون باعث میشد که همه نقشه ها و حرفهایش با دیدن یک تصویر و یا یک حرف از داخل ایران برهم بریزد.
آقای رجوی وقاحت هم حدی دارد، کدام تلفن، کدام ایمیل!!
از اغراق و پز توخالی در کردن رجوی ها و از اینکه سندی که مدعی رو کردن آن هستند مربوط به یک سال و نیم پیش است اگر بگذریم، می ماند وقاحت رجوی ها که واقعا بی حد است و در کتاب «گینس» باید بعنوان «وقیح ترین جنایتکاران تاریخ» نام آنان را ثبت کرد. یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید « من می گم نره این می گه بدوش » حالا شده حکایت رجوی ها و وسایل ارتباطی.
تناقض کامل در”شکل و محتوا” فرقه مجاهدین
این فریب رهبری باعث شد مجاهدین ناآگاه در زیر اعتمادی که به رجوی کرده بودند چشم خود را روی اصل قضیه که جاسوسی علیه منافع ملی ایران بود ببندند و اصلا شکل و محتوا برای آنها مخدوش گردد.این در اصل قضیه و استراتژی بود اما همین تناقض و تضاد در شکل و محتوا در مناسبات فرقه مجاهدین به دستور رهبری دغل کار در جزئی ترین مسائل روز از ایدئولوژی و عقیدتی گرفته تا مسائل زنان و سانترالیزم تشکیلاتی و… ساری و جاری شد.
تابوی ازدواج در فرقه ی رجوی و زخم عمیق آن
ممنوعیت ازدواج، بچه دار شدن و رابطه ی زن و مرد و دیگر مناسبات معمول اجتماعی، در سازمان مجاهدین خلق، همانند دیگر فرقه های مخرب مولد مشکلات و عواقب بسیار بد بعدی است. در طی سه دهه ی اخیر هیچ فرزندی در سازمان متولد نشده است. پس از انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک تحت الامر مسعود رجوی همه ی زوج های سازمان مجبور به طلاق شدند و همه ی مجردها محکوم به تجرد مادام العمر شدند.

