زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
آیا می دانید که در فرقه رجوی تمامی زنان و مردان مجبور شدند طلاق بگیرند؟!
رو شرط مجاهد ماندن طلاق دادن خانواده بود و هرکسی هم که زیربار این طلاق نمیرفت تحت شدیدترین برخوردهای تشکیلاتی قرار میگرفت و او در نشستهای جمعی سوژه میکردند و کاری برسر آن فرد می اوردند که محبور شود ولو در شکل و بصورت فرمالیستی هم که شده بحث را بپذیرد!
رابطه یک مادر با فرزندش در فرقه رجوی
من مادر سعید یعنی راضیه کرمانشاهی از اعضای شورای رهبری و زن سابق عباس داوری را از قبل وقتی در بصره مستقر بودیم می شناختم مادر وی در داخل کانکس با صدای بلند به سعید فحش و بد و بیراه گفته بود”پدر سگ حالا فیل ات به یاد هندوستان کرده در خواست رفتن به اروپا را می کنی”و فحش های دیگر خلاصه آن چنان با عصبانیت با سعید برخورد کرده بود این بچه کوب کرده بود
خاطره ای از بابک شجری از جدا شدگان در لیبرتی
مادر وی تا سال های آخر هم در مناسبات رجوی موضع مسئولیت خاصی نداشت و بیشتر هم در قسمت های پشتیبانی و صنفی کار می کرد. لازم می دانم که برای بابک شجری و تمام بچه های هم سن و سال او آرزو می کنم که از یوغ رجوی آزاد شوند و به آرش هم تبریک می گویم و امیدوارم او هم برای آزادی مادرش و سایر دوستانش تلاش کند.
روزهای خاصی که در فرقه رجوی هیچ معنی و مفهومی ندارد
باید اعتراف کنم ما با این کلمات و مراسمها غریبه بودیم و بهتر بگویم که هیچ کس یادش نمی امد که چه تاریخی روز مادر یا روز پدرو … هست چون در درون مناسبات فرقه گرایانه رجوی ابراز احساسات نسبت به پدر و مادر گناه کبیره حساب می شد و هر کس از خانواده بطور خاص پدر یا مادر یادی می کرد و حتا فکر می کرد و یا خوابش را می دید از طرف سران فرقه رجوی به بدترین شکل ممکن مورد باز خواست قرار می گرفت.
در فرقه رجوی، خودسوزی عملی مقدس و در راه خدا میباشد
واقعیت اینست که هر عمل حرامی مانند خودسوزی در فرقه رجوی میتواند کلاه شرعی ایدئولوژیکی به سر گذارد و جزیی از مقدسترین اعمال شود که نصیب هرکسی هم نمیشود! بخوبی بیاد دارم من که در آن زمان در قرارگاه اشرف بودم از سوی مسئولین سازمان دستور تشکیلاتی گرفتیم که بایستی همه اعضاء گزارشی بنویسند و در آن درخواست خودسوزی بدهند
ایدئولوژى توحیدى و انقلاب رهائى مجاهدین خلق یا کیش شخصیت و اختناق و سرکوب
جدائى ها شروع شد و بالاجبار زن از شوهر و فرزند از والدین و دوست و فامیل از یکدیگر، در واقع کانون گرم خانواده را هدف قرار دادند و آن را متلاشى کردند، چون مانع تک روى شخص رجوى بعنوان رهبر بلامنازع سازمانى که تا زنده است، دیگران بدون چون و چرا مطیع و فرمانبردار او باشند.
فرقه ای که نسل کشی کرد و نام آن را انقلاب درونی مریم نهاد!
شاید در فرقه های دیگر هم برای وابسته کردن افراد چنین کاری را بااندکی ملاحظات انجام داده اند ولی فرقه رجوی بطورعیان، نفرات را با سرکوب مجبور به چنین کاری می کرد ونتیجه اش سقط جنین های پی درپی ای بود که انجام میشد. در اینجا باید پرسید آیا این نسل کشی نیست پس چیست؟ اگر نیست ما را توجیه کنید و اگر هست باید سران فرقه که امروز در فرانسه هستند به خاطر این جنایت و نسل کشی پاسخ گو باشند.
خودسوزی: اولین و آخرین چاره برای مجاهدین خلق
عملیات خودسوزی تاکتیکی ضروری در متدولوژی فرقه ی رجوی تلقی می شود. این روش ابزاری پرکاربرد برای حفظ موقعیت و جان رهبران فرقه و حفظ ساختار فرقه است. در فرقه عاملان خودسوزی پس از مرگ دلخراش شان”شهید” خوانده می شوند.
فرقه ای که ماهیتا تنها در ترور و بحران امکان بقا دارد
اخیرا نامه جمعی از نجات یافتگان از فرقه تروریستی مجاهدین را در یکی از سایت ها خواندم مبنی بر این که رجوی طی فرمان و فتوای تشکیلاتی، اسیران در لیبرتی را موظف و مجبور به خودسوزی نموده و کتبا نیز از آنها تعهد گرفته است. و اضافه شده این فرمان به مثابه فرمان در فروغ جاویدان 2 است
دلایل مبسوطی دال بر خود شیفتگی و روانپریشی مزمن در مسعود و مریم رجوی
برای ظاهر شدن در میان نزدیک ترین طرفدارانش بدون اطلاع از درب مخفی وارد می شود، ادا و اطوارهایی در می آورد که گویا شخصی مهم و برتر از دیگران است و وانمود می کند که همه جهانیان مخل پیشرفت او هستند و به جایگاه و مقامش حسادت می ورزند، لذا برای نابودیش طرح و برنامه ریخته اند. با این نوع توهمات از هوادارانش می خواهد تا از او به طور ویژه و چشم گیری حفاظت نمایند.
رهائی از دید مسعود و مریم رجوی
رجوی رهائی را در ذوب کامل افراد در اعتقادات کذایی خودش می داند، به عنوان نمونه از جمله اعتقادات رجوی طلاق های اجباری و طرد خانواده و فرزند بوده است، حال هرکس در این معیار طلاق از همسر خود و رها نمودن خانواده و فرزندان پیش قدم تر باشد و از سوی دیگر سر سپرده تر به رجوی گردد از دید رجوی رهاتر است
پاسخ آقای مسعود بنی صدر به نامه آقای علیرضا میرعسگری (مسئولیت پذیری انسان)
برای نمونه من کسانی را در فرقه رجوی دیدم که مفتخرانه خود را فالانژ مجاهدین معرفی میکردند و با سربلندی مدعی بودند که طرفداران حکومت را شکنجه داده اند. در نقطه مقابل یادم است در یکی از نشستهای انقلاب وقتی بحث اعدام جداشدگان مطرح شد خواهری بنام زری از جا برخواست و با جرات کامل جلوی همه جمع سنا گوی رجوی معترض این برخورد شد. طبعا”خواهران” دیگر

