دلایل مبسوطی دال بر خود شیفتگی و روان‌پریشی مزمن در مسعود و مریم رجوی

آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد، فرجام بجز سوختنش نیست سزاوار نیست

در ابتدا خود شیفتگی یا نارسیسم چیست؟

طبق تحقیق و پژوهش های روان شناسانه عوض نمودن انسان خودشیفته به مانند آب رودخانه ای است که بخواهید جریانش را به عقب برگردانید، لذا کاری مشکل و بعضن غیر ممکن است. آنها سخت سر تر از آن هستند که استدلال شما بر مغزشان اثر گذار باشد. نه می شود از تعریف و تمجیدشان دل خوش بود و نه به ملامت و سرزنش اشان اهمیت قایل شد. شما برای آنها فقط یک وسیله ارضای حوسشان هستید. با یک مخالفت و اظهار نظر جزیی و در طول یک لحظه در نظر آنها از یک یار و دوست صمیمی به دشمن غداری تبدیل خواهید شد.

انسان های خود شیفته، خودخواه، بی وفا، فاقد عاطفه انسانی و تشنه قدرت هستند. در ابتدا در جلد انسانی جذاب، مهربان و دوست داشتنی، برای به تور انداختن شکار خود ظاهر می شوند و سپس با نشان دادن ماهیت خویش هر آنچه از امیال غیر انسانی در چنته دارند برای بهره برداری در جهت کسب قدرت از آن شکار سوء استفاده نموده و بهره می برند.

کسانی به دام این افراد خودشیفه می افتند که از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند.

ریشه واژه نارسیست و یا خودشیفته از افسانه ای در یونان قدیم بدست آمده و گویا فردی آنچنان عاشق خودش می گردد که عاشق و معشوق را در تصویر رویایی خویش یکی می بیند. روزی به حدی مدهوش عکس خودش در آب رودخانه می شود که برای در آغوش گرفتن تصویرش خود را به درون آب می افکند. غرق می شود و فدای خود پرستی و خود شیفتگی خودش می گردد.

دور نیست که مسعود و مریم رجوی به چنین سرنوشتی گرفتار آیند.

علایمی از خودشیفتگی(نارسیسم)

چند مورد از علایم خود شیفتگی به ترتیب زیر هستند:

– حس خود بزرگ بینی و مبالغه در توانایی های فردی:

او خود را شیر همیشه بیدار، رهبر، راه گشا و حلال تمامی مشکلات می بیند و این در صورتی است که عملن بمانند موش کور در سوراخ و مثل روباه ترسو در غارها زندگی می کند و دلی مشابه بز دارد و شبیه کرم خاکی از شیره جان دیگران تغذیه می کند..

– خیال بافی در پیشرفت های تخیلی و سعی در اشغال اذهان:

هر سال عوام فریبانه قول سرنگونی حکومت را میدهد و زمانی که این سرنگونی محرز نمی شود دیگران را مقصر قلمداد می کند و از آنها طلبکار می گردد. اقسام انقلابات ایدیولوژیک برای بالابردن مقام خودش و پایین کشیدن ارزش همراهانش به پا می نماید.

– عطش شنیدن تعریف و تمجید از طرف دیگران:

دوست دارد که او را به غلو رهبر عقیدتی، پاسخگو به خدا، قدیس و معجزه گر، و معشوقه اجاره ای اش را مظهر زیبایی، سی مرغ رهایی و رییس جمهور مقاومت و برتر از تمامی فرمان روایان بنامند.

– حق به جانبی و مقصر شناختن دیگران در اشتباهات:

تمامی شکست ها را پیروزی به حساب می آورد. جشن و پایکوبی براه می اندازد. اسلحه به کمر می بندد. به مانند گربه پس و پیش میرود و تقلید از شیران می کند. جولان می دهد و در مقابل اسیرانی که راه گریزشان را بسته است قمپز در می کند.

– استثمار نمودن افراد و ناتوانی در درک احساس و عدم همدلی:

مغز ها را می شوید، مخ ها را می خورد، همسران را از یکدیگر جدا می کند، اطفال را آواره سرزمین های نا شناخته می نماید، قلب ها را از عشق و عاطفه تخلیه می کند و وعده های سرخرمنی می دهد که هیچ زمانی به حقیقت نخواهند پیوست و قول هایی می دهد که در توبره هیچ عطاری پیدا نمی شود و همچنان با پررویی و بدون احساس شرمندگی به دشت آهوی ناگرفته می فروشد.

– حسادت و تکبر:

به نزدیک ترین یاران خودش حسادت می ورزد و خیانت می کند، آنها را در مقابل جمع تحقیر می نماید، باد به غب غب می اندازد و خودش را قهرمان فرض می کند، لاف در غربت می زند و آن ها را خلع سلاح و رده می نماید و در نهایت بطور موزیانه و مخفی سرشان را زیر آب می کند.

و خلاصه اینکه این نقصان های زیرین نیز در افراد خود شیفته ای مثل مسعود و مریم رجوی به وفور ظاهر و بارز می گردند:

عدم عشق، عدم درک، عدم دلسوزی، عدم همدلی، عدم حمایت و پشتیبانی، عدم وجدان، عدم رضایت و خرسندی، ادعای زیاد، شستن مغز و وراجی در حد خوردن مخ دیگران، عدم احساس گناه، خود محور و خود بزرگ بین، مردد و همیشه مشکوک، نگرش منفی به زندگی، عدم توجه به ناتوانی دیگران، سرزنش و نکوهش نمودن دیگران، عیب جویی و غیبت دیگران. حرافی فراوان و نداشتن گوش شنوا، تحقی نمودن، پرخاشگری، مسخره کردن، خیانت به افراد دور و نزدیک و بسیاری صفات زشت،کریه و نا معقول دیگر.

علایمی از روان پریشی(سایکوتیک)

مشکلاتی در تفکر یا تمرکز حواس:

فراموش کار است و هرگز گذشته و اشتباهات خود را نقد نمی کند و هرگز هم نقد پذیر نخواهد بود.

– عقاید عجیب وغریب:

از طرفی خود را مسلمان و رهرو حسین ابن علی می داند. از جانبی هم سعی می کند تا پیازداغی از قوانین مارکسیستی به آن اضافه نماید. خودش نیز معجونی به نام انقلابات ایدیولوژیک می سازد اما در عمل استالین، هیتلر و موسولینی را رو سفید نموده است.

– دوری گزیدن از اجتماع:

همراهانش را در قلعه ای به بند می کشد، راه ارتباط با جامعه و درب دسترسی به آگاهی را برویشان می بندد، خود را رهبر و پیش رو به حساب می آورد، اما برای خودش در اعماق زمین مخفی گاه می سازد.

– تفکرمختل:

منعکس کننده حرف های عجیب و غریب و ازهم گسیخته است و هرگز قول و قرارهایش به واقعیت نمی پیوندند.

– توهم:

متوهم است و دایمن با ادراکات غلط یا تخیلاتش دست به گریبان است.

هذیان گویی:

وانمود می کند ‌که با ماوراء طبیعه در ارتباط است و خود را هم سطح و یا برتر از مراجع و راهبران دینی و مذهبی فرض می کند.

– رفتارهای عجیب وغریب:

برای ظاهر شدن در میان نزدیک ترین طرفدارانش بدون اطلاع از درب مخفی وارد می شود، ادا و اطوارهایی در می آورد که گویا شخصی مهم و برتر از دیگران است و وانمود می کند که همه جهانیان مخل پیشرفت او هستند و به جایگاه و مقامش حسادت می ورزند، لذا برای نابودیش طرح و برنامه ریخته اند. با این نوع توهمات از هوادارانش می خواهد تا از او به طور ویژه و چشم گیری حفاظت نمایند.

برآشفتگی:

با شنیدن کوچکترین انتقادی برآشفته و دگرگون می گردد. منتقد را ترور کلامی و فیزیکی می کند و هوادارانش را بر علیه منقد تحریک و او را در میان جمع مفتضح می نماید.

با این توصیفات درست و بجا نیست که مسعود و مریم رجوی را تنها رهبر فرقه مجاهدین بنامیم، چرا که بطور عام در فرقه ها این تنها اعضاع هستند که متحمل صدمات روحی و جسمی رهبران خود شیفته و روان پریش می گردند، اما فرقه مجاهدین نه تنها به مانند انگل و ویروس مزمن، و فراتر از مافیا سد راه پیشرفت مردم ایران گردیده، بلکه صدماتی جبران ناپذیر به مردم دیگر سرزمین ها از جمله ملت عراق وارد نموده است.

و بر جامعه جهانی لازم و ملزوم است که این موجودات انسان نما را از سوراخ هایشان بیرون بکشند و به دادگاه ها ی صالحه و یا موسسات روان درمانی تحویل بدهند.

م- افتخاری

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.