نقدِ عقلِ تشکیلاتی واکاوی ذهنیتِ تمامیتخواه در سازمان مجاهدین خلق
رژه دوچرخه سواران اشرف تصویری از انزوای مجاهدین خلق به قلم امیر یغمایی
چهارشنبه سوری صوری در فرقه ترویستی رجوی
امسال هم مثل هر سال در ایام چهارشنبه سوری فرقه تروریستی رجوی فراخوان داده و از امدادهای غیبی می خواهد که اسمی از آنها را در داخل ایران بیاورند و پرچم آنها را بلند کنند و گویاتر بگویم شعار رجوی ایران سر بدهند باید رجوی و رجوی ها بدانند این شعار در داخل سی سال پیش منسوخ شد حالا هم حتی در درون تشکیلات هم سوخته
معرفی کتاب معروف”۱۹۸۴” و مقایسه آن با مناسبات در فرقه رجوی
یکی دیگر از کارکردهای تلویزیون که همیشه و در همه جا روشن است، تزریق ترس و ابهت رهبری به اعضا است. رهبری که برادر بزرگ نام دارد، صورتش به اندازه صفحه تلویزیون بزرگ شده و با چشمان نافذش به چشمان بیننده خیره شده
گرامیداشت زنان در روز جهانی زن
فرقه مخرب رجوی هر سال به مناسبت ۸ مارس مراسمی را در کشورهای مختلف برگزار می کند و در این مراسم از ستم نسبت به زنان ایرانی سخن به میان می آورد و این که حقوق زنان در جمهوری اسلامی ایران پایمال شده است، اما هیچگاه به روابط استثماری زنان در تشکیلات خود اشاره نمی کند.
خاطره ای از ظلم و ستمِ جبارانی همچون جابرزاده در مناسبات فرقه رجوی
بعد از شروع نشست و آغاز فحاشی و توهین از سوی سران فرقه متوجه شدم که موضوع این است که وی خواهان جدایی از فرقه شده و به همین دلیل مورد غضب و کینه رجوی و سران فرقه قرار گرفته است
دیگ و دیگچه ابزار مجاب سازی در فرقه رجوی
در تشکیلات مجاهدین برای کسانی که نمی خواستند خود را با شاخص بند های انقلاب تغییر دهند و به نوعی با خط و خطوط تشکیلات فرقه چه در زمینه های تشکیلاتی و یا سیاسی و حتی ایدئولوژیک مخالف کرده و آن را قبول نداشتند، برای مجاب کردن آنان که «حلقه ی ضعیف» نامیده می شدند، روند سختی وجود داشت که تحت نام «دیگ و دیگچه» خوانده می شد.
مرگ فیزیکی در ادامه مرگ ایدئولوژیک فرقه تروریستی رجوی
زهی بیشرمی و وقاحت و دریدگی را در اینگونه موارد می شد مشاهده کرد وقتی که فرد داخل مناسبات بود هر مارک وتهمتی را با نامهای مزدور و… مطرح می کرد و بعد هم زیر همین فشارها فرد می مرد از جسد او با نام به اصطلاح مجاهد بی بدیل نام می برد
فرازی از کتاب”خداوند اشرف از ظهور تا سقوط” – قسمت چهارم
در تغییرات سازماندهی بعد از عملیات فروغ، مهدی افتخاری که مدتی مسئول ستاد اطلاعات بود، به دستور رجوی، خانم محبوبه جمشیدی (آذر) از زنان بالای تشکیلات را به همسری خود درآورد.
حسرت دیدن دربی در اسارتگاه اشرف
درجریان دربی سال ۷۹ چندین بار از مسئولین خواستیم اجازه دهند تعداد محدودی از ما این بازی را از شبکه تلویزیون ایران وبا کنترل نفر فرهنگی مرکز ببینیم ولی آنها جواب دادند دیدن برنامه های تلویزیون رژیم مرز سرخ ماست.
چراغ خاموش یا حربه ای برای سرکوب مخالفان درونی
این ژستها و ظاهر سازی ها صرفا جهت بازار گرمی جلوی دوربینها بوده و پس از پایان اینگونه نشستها موضوع و سناریو کاملا متفاوت بود. موارد متعددی که شخصا شاهد چند نمونه از آن را جهت روشنگری عرض می کنم.
تعهدات دولت آلبانی چه شد؟ ادامه جلسات مغزشویی بجای معالجه و کمک؟
اجازه ندهید کشور شما مثل کشور عراق محلی برای تاخت وتاز فرقه تروریستی رجوی شود و صلح وآرامش از مردم کشورتان گرفته شود راستی به چه علت وچرا سران فرقه به اسیرانی که ارتباطشان با دنیای بیرون قطع است اینگونه تهدید شوند که در البانی دست بالا را داریم وبا یک تلفن میتوانیم هر کاری را انجام دهیم
ماجرای تکرار تعهدات به رهبری
اکنون بعد از گذشت سالیان جدایی از فرقه مجاهدین و آشنایی خیلی بیشتر با کارکرد فرقه ها و شیوه تسخیر ذهن نیروهای خود٬ خیلی خوب و خیلی بیشتر میفهمیم که آنها چگونه به جوانان این مملکت ظلم میکردند و برای خودشان و با حمایت صدام٬امپراطوری براه انداخته بودند.
اعتماد خانواده ها را خدشه دار کردید!
بجای این همه حرف خود عمل می کردید اینها همش بهانه بود تا آقای رجوی خوش باشد و همان جلسات رقص رهائی را راه بیندازد. و هدیه بدهد و با دادن القاب الکی به زنان آنان را به خودش نزدیک می کرد بگذریم که مریم رجوی به او در این زمینه کمک می کرد آنها می گفتند حالا رهائی هم وجود دارد بگذار همه زنان از آن بهره مند شوند.

