چهارشنبه, ۱۴ مرداد , ۱۴۰۵
  • سرنوشت مجهول؛ فریادی که سال‌هاست بی‌پاسخ مانده است 11 مرداد 1405

    نام‌هایی که در سکوت گم شده‌اند
    سرنوشت مجهول؛ فریادی که سال‌هاست بی‌پاسخ مانده است

    خانواده‌هایی که در انتظار پاسخ سرکردگان سازمان تروریستی مجاهدین خلق هستند برای بسیاری از خانواده‌ها، سخت‌ترین رنج، نه خبر مرگ عزیزشان، بلکه ندانستن است؛ ندانستن این‌که فرزند، برادر، همسر و عزیزشان کجاست، چه بر سرش آمده و چرا سال‌هاست هیچ نشانی از او در دست نیست. این دقیقاً همان رنجی است که گروهی از خانواده‌های […]

در زندانهای مجاهدین خلق چه می گذرد؟! 27 تیر 1405

زندانیان اجازه تماس با بیرون زندان را دارند؟ در زندانهای مجاهدین خلق چه می گذرد؟!

ادبیات بی‌ادبی در سازمان مسعود 24 تیر 1405

سبک بلاغی مجاهدین خلق ادبیات بی‌ادبی در سازمان مسعود

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 3 05 بهمن 1385

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 3

سعید باقری دربندی: ببینید در اشرف افراد را عین یک ابزار مکانیکی حساب می کنند عین یک ماشین و آدم آهنی، برای مثال فرماندهان اشرف کار و برنامه ای به افراد میدهند و تاکید دارند که همان کار را باید انجام بدهی و شما جرئت نداری که اعتراضی داشته باشی و به مسئولین خود بگوئی که آقا من این کار و برنامه را به این دلیل قبول ندارم و با روحیه من سازگار نیست

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 2 27 دی 1385

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 2

آقای قادر رحمانی از دو تا واژه استفاده کردند از واژه تجربه و نیز واژه تحمیل، ایشان معتقدند در رابطه با استقرارشان در قرارگاه اشرف و در طی سالیان دراز، نباید از کلمه تجربه استفاده کرد و آن لحظه ای که باعث جدایی قادر از سازمان شد برای او یک تجربه واقعی بود آقای سعید هم معتقدند که طول مدت استقرارش در قرارگاه اشرف برای وی یک تجربه بوده است. به نظر من در تعریف واژه ها باید اتفاق نظر داشته باشیم و اگر با واقع بینی نگاه کنیم در نقطه نظرات سعید و قادر یک نوع همخوانی به لحاظ مضمونی وجود دارد قادر مطرح می کند وقتی که من در محیط قرارگاه اشرف مدتها بسر بردم آن محیط مبتنی بر اراده آزاد من نبود یا انتخاب آگاهانه من در تعیین شکل و فرم زندگیم در اشرف دخیل نبود

ثمر شیرین و عطرآگین صبر 25 دی 1385

ثمر شیرین و عطرآگین صبر

توطئه و تمهیدهای مزورانه و پرخرج رجوی ها عاقبت در برابر مقاومت و صبر همره دلاورمان حبیب خرمی بخاک افتاده و طلسم منحوس رجوی ها شکست. حبیب خرمی در نهایت هوش و شجاعت فرزندش را از افتادن به دام برده داری رسوا، چاه ویل رجوی نجات داد و او را از سربازی برده وار در قلعه بدنام دژخیم در عراق رهایی بخشید و طوق لعنت تراژدی سازی را از سرنوشت « بهادر » گشود.

روزهای بربادرفته 18 دی 1385

روزهای بربادرفته

از پشت عینک غبارگرفته ام، به قاضی و ژوری دادگاه خیره شده ام. ساعت حدود یازده صبح 14 دسامبر است و من و چندتن از دوستان، شاهد پرسش و پاسخ های خسته کننده قاضی و هیئت ژوری هستیم. در گوشه سالن، خبرنگار فولکس کرانت پرتیراژترین روزنامه هلند، به مناظره نابرابری بین هیئت منصفه دادگاه و حبیب که تنها جرمش عشق پدری می باشد، گوش فراداده است.حبیب از شرایط سخت تصمیمگیری در رابطه با فداکردن فرزندش درپای حکم دادگاه، با هیئت منصفه به گفتگو نشسته بود.هرچندگاه یکبار حرفهایش با دستور قاضی ناتمام می ماند.

وحشی گری رجوی ها د رهنگام ترور 18 دی 1385

وحشی گری رجوی ها د رهنگام ترور

دستگاه تبلیغاتی رچوی در پی از دست دادن رهبر مادی و الگور رهبری رجوی یعنی صدام حسن،‌پس از 3 سال سکوت در قبال عراق و سرنوشت صدام به یک باره همه محافظه کار ی ها را کنا رگذاشته است وان بخش از هزاران خبر مربوط به اعدام و جنایات آن دیکتاتور و فرزندا نش که تچاوز به زنان عراقی و شکنجه دادن مخالفان صدام و حتی تیم فوبتال عراق یکی از تفریجات انان بود، را سانسو ر کرده و تنها به ان قسمت که با اعدام صدام مخالفت شده است را درج می کند. براستی سیاست دوگانه و مزورانه دستگاه تبلیغاتی رجوی درپی کدام منظور است؟‌

نقد مناسبات فاشیستی فرقه تروریستی رجوی 09 دی 1385

نقد مناسبات فاشیستی فرقه تروریستی رجوی

چهار تن از رهاشدگان فرقه تروریستی رجوی به نام های خانم مرضیه قرصی و آقایان قادر رحمانی، سعید باقری دربندی و ناصر سید بابائی که اخیرا به میهن بازگشته اند بنا به دعوت انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی طی نشستی مشترک با مسئول انجمن نجات آذربایجان غربی به واکاوی و بررسی ماهیت فاشیستی و ستیزه جویانه دارودسته رجوی پرداختند.

بمناسبت تولد برادرعزیزمان سعید نوروزی 09 دی 1385

بمناسبت تولد برادرعزیزمان سعید نوروزی

مرحوم مادر روزهای تولد بچه هایش ساعت بدنیا آمدن و محل تولد آنها را یادآورمیشد. مادر خدا بیامرز میگفتند که سعید ساعت 12 ظهر 7 دیماه 1344 (مطابق با 28 دسامبر 1965 هنگامیکه اذان از مسجد جنب بیمارستان (فرح سابق) پخش میشد آخرین فرزند خانواده یعنی سعید چشم به جهان گشود و شادمانی خانوده را صد افزون نمود. لعنت برخودکامگان، وطن فروشان و خودفروشانی چون مریم و مسعود رجوی و طرفداران این فرقه کثیف.

نامه دوم آقای قشقاوی و پاسخ دکتر بنی صدر 09 دی 1385

نامه دوم آقای قشقاوی و پاسخ دکتر بنی صدر

پاسخ نامه شما را به دقت خواندم از آنجایی که این نامه و نامه های شما برای من بعنوان یک فرد جداشده از فرقه بسیار کمک کننده است، تلاش می کنم تا چند بار آن را بخوانم. این پاسخ شما از زاوایای مختلف برای من کمک کننده بود. اما نکاتی را در این نامه دیدم که مرا به خود بیشتر مشغول کرد. در این نامه تلاش میکنم برای تفاهم در کنش واکنش مکاتبه ای و برای روشن شدن بیشتر موضوعات مطرح شده، نمونه هایی از آن را در زیر بیاورم.

فیلم حرفه‌ای تلویزیون بلژیک و رسوایی سناتورها 05 دی 1385

فیلم حرفه‌ای تلویزیون بلژیک و رسوایی سناتورها

پس از دیدار عجیب گروهی از سناتورهای بلژیک با مریم رجوی، بانوی ترور ایران و شماری دیگر از اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق، تلویزیون «RTBF» بلژیک در اقدامی حرفه‌ای، فیلمی را در بخش خبر خود نمایش داد. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، این گزارش به مصاحبه اعضای جدا شده از مجاهدین خلق اختصاص دارد. خبرنگار این شبکه در سفر به ایران با برخی از جداشده های سازمان مجاهدین خلق مصاحبه‌های انجام داده و گزارش آن را در شبکه مزبور پخش نمود.

نجات فرزند از چنگ گروه تروریست 28 آذر 1385

نجات فرزند از چنگ گروه تروریست

حبیب خرمی پسر خود بهادر را که مجاهدین از سن دوسالگی او را از وی جدا ساخته و نزد یک خانواده هوادار به کانادا فرستاده بودند توانست پس از خروج از سازمان و کسب پناهندگی سیاسی در کشور هلند از کنترل مجاهدین خارج سازد و به هلند آورد. این پیوند اما برای حبیب بسیار گران تمام شد، و مجاهدین حبیب را بدادگاه کشاندند و بخش قابل توجهی از حقوق او را به عنوان خسارت توقیف کردند.

بازتاب پیروزی درژنو ( اطلاعیه انجمن ایران سبز) 29 آبان 1385

بازتاب پیروزی درژنو ( اطلاعیه انجمن ایران سبز)

بازتاب پیروزی درژنو ( اطلاعیه انجمن ایران سبز) بلاخره بعد از یکماه سکوت سازمان مجاهدین در برنامه تلویزیونی خود تحت عنوان پرونده به نقش فعال جداشدگان در خنثی کردن شانتاژ مجاهدین درژنو اشاره کرد. اگر از برچسب ها ی کلیشه ای و تکراری بگذریم (مزدوروزارت اطلاعات، که این روزها حتی کارمندان رادیو فردا هم به […]

تو اما رقصنده با گرگها و شیطان 14 آبان 1385

تو اما رقصنده با گرگها و شیطان

مدتی است که به درک مبتدی از ماهیت تو رسیده ام. گر چه متحیرم اما خدا را شکر می کنم، که این خیمه شب بازی،‌دیگر شبهه ای برایم باقی نگذاشت… بازیچه های خشکه فخرت پشت تریبون استعمار زده ماهواره آمدند و در باره من هر چه خواستند گفتند:‌ باصطلاح پرونده جاسوسی مزدوری و… مرا افشا نمودند اصلا دردم نیامد چون بافته هایتان بی نهایت ناچسب است. یک کلام اعلام نکردن این عامل کار کشته وزارت اطلاعات با 5 کودک زیر یک سال برای نفوذ آمده بود؟!‌

blank
blank
blank