از خاطرات فواد بصری ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین
همسرانتان بر شما حرامند! خاطره ای دردناک از اولین حضور خانواده ها مقابل پادگان اشرف
آیا می دانستید؟! مجاهدین خلق این گونه بودند – قسمت هشتم
هشتم آوریل روز بزرگداشت قربانیان فرقه رجوی
روزی است که جداشدگان برای بزرگداشت افرادی از مجاهدین که برای آزاد کردن مردم از یوغ دیکتاتوری، از لذایذ شیرین زندگی برای خود دست شسته و به سازمان مجاهدین پیوستند تا به خیال خود در راه آزادی مردم ایران گام برداشته و حتی زندگی خود را فدا کنند ولی با سراب قدرت طلبی رهبران مجاهدین روبرو شده و وقتی به این رسم خائنانه اعتراض کردند با زندان و شکنجه روبرو شده و نهایتاً به دست همانهایی که مدعی آزادی و مبارزه برای آزادی بودند به هلاکت رسیدند و کسی هم اجازه سوگواری بر این مرگ ناجوانمردانه را هم پیدا نکرد.
کودکان خاکستری ۲
اساساً دیدگاه سازمان مجاهدین خلق به” خانواده” به عنوان اصلی ترین و مهمترین واحد جامعه، یک دیدگاه فرقه گرایانه و عقب مانده می باشد و نگاه رهبری سازمان مجاهدین خلق نسبت به”خانواده” تابعی بود از یک متغیر. آن متغیر نیز چیزی جز منافع شخصی و تشکیلاتی رهبری فرقه نبود. یعنی هر جا که لازم بود”خانواده” امری مقدس و انقلابی می شد و هر جـا که منافـع سازمان ایجاب می کرد، خانواده، عشق و عاطفه می توانست تضاد تاریخ و مبارزه تلقی شود. چنانچه مسعود رجوی تنها بعد ازسپری شدن هفت ماه از کشته شدن اشرف ربیعی (همسر اول وی) با خانم فیروزه بنی صدر در 20 مهر ماه 1362 ازدواج کرد.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۹
بله برای من که خواستار خروج از اشرف بودم نشست فردی گذاشته بودند و اما پروین صفائی تمام فرمانده های ستادی را جمع می کرد و برای اینکه مرا کاملا تحت فشار روانی و ذهنی بگذارند دور من جمع می شدند. افرادی مثل جواد خراسان را می آوردند یا قدرت حیدری یا از فرماندهان زن در نشست به اصطلاح توجیهی من شرکت داشتند از جمله معصومه پیرهادی.
آزادی زن یا سوء استفاده از زنان
چرا سازمان مجاهدین طی سالیان اخیربا حساسیت زیاد روی موضوع زن انگشت گذاشته و می گذارد، در صورتی که سازمان در درون مناسبات خود ارزشی برای زنان قائل نبوده و نیست،این شعرو شعارها فقط جنبه فرمالیستی دارد و در پشت پرده یا بهتر بگویم درون مناسبات بیشترین خفقان و سانسور مختص زنان عضو سازمان می باشد0
مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری
شمس حائری جزو اولین رده های این ها بود و در حسرت دیدن بچه اش است. آنوقت آقای رجوی و دار و دسته به او لقب مزدوری!! می دهند…..مادری از ایران التماس می کند با ایمیل که من از بچه ام هفت هشت سال است خبر ندارم. میشه خبری ازش بگیری؟!!… آیا این جنایت نیست؟!!…رجوی سالها است روی این بچهها معامله میکند. من وقتی یاد پدر و مادرهای این بچهها می افتم، از خودم می پرسم رجوی با اینها چکار کرده است
رویای رهایی
شعر عالیترین وسیله بیان حیرت و ادراک شاعر است که اگر واژه های برگزیده حامل عشق احساسات شاعر باشند به یقین شعر تاثیر خود را بر مخاطبانش خواهد گذاشت. سراینده این شعر دغدغه ها و آرزوهایش را به زیبائی و در قالب واژه ها و کلمات ابراز می دارد. دغدغه و آرزوی رهایی همه افرادی که در دایره بسته و تنگ و تاریک قرارگاه اشرف بسر می برند و در جستجوی روزنه ای برای رهائی و هم آغوشی با نور و روشنائی هستند.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۸
قادر رحمانی: عباس داوری (رحمان) در آن نشست گفت: چون کار خارج کردن افرادی که تمایل دارند از سازمان جدا بشوند از نظر مقامات عراقی غیر قانونی است و صاحبخانه(صدام) هم گفته کار غیر قانونی نکنید پس ما مجبوریم نفراتی که قصد خروج از سازمان را دارند تحویل نیروهای امنیتی عراق(استخبارات) بدهیم. این سخنان رحمان برای جمعی که در سالن اجتماعات نشسته بودند ترسناک و تهدید کننده بشمار می رفت. مسئول نشست هم مسعود و مریم بود با این توضیحاتی که در نشست بیان شد درواقع و به طور غیر مستقیم کل افراد سازمان تهدید شدند. مسعود و عباس داوری در نشست تاکید کردند که اگر کسی و یا کسانی قصد خروج از سازمان را دارند ما تحویل استخبارات میدهیم و چون عراقی ها هم فرد را خارج از سازمان به رسمیت نمی شناسند و در قوانینشان نیز چیزی به اسم پناهنده ندارند لاجرم افراد خواهان جدایی از سازمان را دولت عراق به زندان ابوغریب می فرستد و کسی هم که سمت فردی ندارد چون اینجا سمت فردی معنا ندارد.
هشتم مارس، روز زن
باری، بیاد دارم مسئول خانه های بدنام فرقه در حوالی پاریس، در غیاب رجوی و زنش، به شوخی خنکی ماه دسامبر را به جهت منافع مادی و تیغ زدن عابرین خیابانی در هیجان استقبال کریسمس، « ماه مبارک دسامبر » می نامید. آری، هر روزی از تقویم که تمدن به توجه و تجلیل انسانیت برمی گزیند، مورد سوء استفاده جریان هایی قرار می گیرد ورجوی ها به شهادت تجربه، باتوجه به خصلت گناه آلود منافقی،همواره ناشیانه ترین وجوه را برگزیده اند. همچون « روز زن » و ادعای بحد افراطی منافقانه، که در خصوص «چهره» و « نقش زن» در مرداب مرگزای خویش می بافند. خوشا تارعنکبوتی بیش نیست و با دمی« فوت » و نفسی از حقایق بهم می پاشد و گسسته می شود تا جلاد برده های گرفتار رابه تنیدن تار دیگری بگمارد.
سندی از تبعیض مثبت در مورد زنان
مریم رجوی دوست دارد علاوه بر سمت ریاست جمهوری و همسری مسعود رجوی، مقام پرچمداری زنان فمینیست و ناجی زنان جهان را هم یدک بکشد، وی از تبعیض مثبت برای زنان صحبت میکند ؛ زنان فمینیست را برای سخنرانی به مقرش دعوت میکند واز ایده هایش برای رهایی زنان میگوید. اما برای اینکه بدانیم که چقدر به این عقیده پایبند است، باید نه صحبت و ادعا بلکه به عملکرد او نگاه کنیم.
بزرگداشت نقش زن در جامعه، و بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی
خانمهایی که سابقه طولانی در سازمان مجاهدین خلق داشتند و هم اکنون از این فرقه جداشده اند، در یک جلسه بزرگداشت که توسط انجمن نجات در اصفهان و در سالگرد روز جهانی زن ترتیب داده شده بود شرکت کردند ؛ آنها جمعبندی از تجارب خود از روابط و مناسبات فرقه ای در درون سازمان مجاهدین خلق برای خانواده های نگران اعضای سازمان مجاهدین خلق ارائه نمودند. فضای حاکم بر فرقه نیز توضیح داده شد و آنها تشریح نمودند که چگونه زنان، حتی بیشتر از مردان، در سازمان مورد سوء استفاده روانی قرار میگیرند.
گزارش نشست انجمن نجات به مناسبت روز جهانی زن
در آستانه فرارسیدن 8 مارس روز جهانی زن به همت انجمن نجات و حضور خانواده های عضو این انجمن نشستی در روز جمعه 11 اسفند ماه در تالار اجتماعات کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد. موضوع این نشست بررسی نقش زن در مناسبات فرقه ای و سازمان مجاهدین خلق بود. در این نشست شماری از زنان جداشده از سازمان مجاهدین حضور و در رابطه با موقعیت زنان در سازمان و مشخصا انقلاب ایدئولوژیک سخن گفتند
ضرب و شتم شدید شهروندان عراقی
از نیمه ی سال 1382 تا نیمه ی سال 1383، در قسمت انتظامات و سیطره ی کمپ اشرف مسئولیت داشتم.دراین قسمت، فرماندهی با فرمانده ی کمپ اشرف یعنی عذرا علوی طالقانی با نام مستعار و معروف سوسن بود که خود نیز تحت مسئولیت گیتی گیوه چینیان کار می کرد. سیطره در واقع ورودی کمپ اشرف محسوب می شد که با نیروهای اشغال گر امریکایی به طور مشترک اداره می شد و مسئولیت آن با فردی به نام ابوالفضل مرتضوی با نام مستعار مالک بود. قدی متوسط داشت و بسیار چاق و خشن بود.به همین دلیل هم او را درورودی کمپ شرف گمارده بودند تا با خشونت تمام با شهروندان عراقی و خصوصاً با خانواده های اعضای در بند تشکیلات رجوی که از ایران جهت ملاقات با فرزندان و خواهران و برادرانشان به عراق و کمپ اشرف مسافرت می کردند، برخورد کند.

