مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول ملکی

در مورد سالگرد انتشار گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین

همانطور که در مطلبی تحت عنوان " بمناسبت سالگرد انتشار گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر " ملاحظه کردید، در حد مقدورات وعده دادیم که جهت تببین تاثیرات حقوقی و سیاسی گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر و همچنین ریشه های ایدئولوژیک و استراتژیکی نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین، با تعدادی از فعالان حقوق بشر و کارشناسان مسائل سیاسی گفتگوهایی را انجام دهیم که متاسفانه با وجود تلاش دوستان عزیز، اشکالات فنی پیش آمده در سایت ایران قلم اجازه نداد برنامه هایمان را بطور کامل و دقیق انجام دهیم. ضمن عذرخواهی توجه شما را به مصاحبه با خانم بتول ملکی جلب می کنم.

سایت ایران قلم:

با تشکر از شما خانم ملکی که در این گفتگو شرکت می کنید، در ابتدا خواهش می کنم خودتان را کمی بیشتر برای خوانندگان این مصاحبه معرفی کنید، هر چند مطالب و مقالات زیادی از جنابعالی در سایت های مختلف، بویژه در سایت ایران قلم منتشر شده است و آشنایی کلی با شما وجود دارد. سپس به موضوع مصاحبه و سالگرد انتشار گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر در مورد نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین خواهیم پرداخت.

خانم بتول ملکی:

من هم از شما تشکر می کنم. در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که من در سال 1340 در خانواده ای از قشر پایین یا به عبارتی قشر کم در آمد جامعه، در یکی از روستا های شهرستان آستانه اشرفیه در استان گیلان بدنیا آمدم. به همراه خانواده هنگامیکه در سن 6 سالگی بودم به شهر آستانه اشرفیه کوج کرده و در این شهر بزرگ شدم. در بهمن سال 1357 که انقلاب به وقوع پیوست من سال آخر دبیرستان را طی می کردم و در جریان انقلاب در تظاهرات ضد سلطنتی شرکت می کردم. در این زمان برادر بزرگترم که در آن موقع بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه تهران خدمت سربازی با درجه افسر وظیفه را طی می کرد و از همان اواخر دبیرستان ضد نطام سلطنتی بود و در دانشگاه این مخالفتش بیشتر شده بود، مشوق من در جریانات انقلاب صد سلطنتی بوده است. چند ماه پس از انقلاب،برادرم و سپس من به مجاهدین روی آوردیم زیرا زندگینامه شهدای آنرا در جریان انقلاب می دانستیم. باید صادقانه بگویم که به هنگام پیوستن به مجاهدین خلق هیچگونه شناختی علمی و منطقی از آنها نداشتم فقط بخاطر سرخوردگی از حکومت جمهوری اسلامی و همچنین داشتن شور جوانی به این جریان روی آوردم که برادرم نیز بخاطر مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی به مجاهدین روی آورد ولی ایدئولوژیکمان به آنها اعتقاد زیادی نداشت. بعد از آغاز جنگ مسلحانه توسط سازمان مجاهدین؛ برادرم که در این زمان به عنوان دبیر دبیرستان کار می کرد در بهمن 1360 دستگیر شد و پس از تحمل یک سال زندان در 8 اسفند 1361 تیرباران گردید که جسد او توسط خانواده ام در قبرستان آستانه دفن گردید. من نیز در خرداد 1364 توسط تشکیلات مجاهدین از ایران خارج شدم و ابتدا به پاکستان و سپس به کردستان عراق منتقل شدم و فعالیت هایم را در عراق با سازمان ادامه دادم.

سایت ایران قلم:

شما از چه موقع اختلافاتتان با سازمان مجاهدین خلق آغاز شد و بر سر چه مسائل و موضوعاتی ابهام و انتقاد داشتید؟

خانم بتول ملکی:

من از همان روز اول، فردپرستی و تقدس مآبی برای مسعود و مریم و همچنین ازدواج این دو برایم مسئله بود. همچنین به بیگاری کشیدن افراد و روابط استثمارگرایانه مسئول و تحت مسئول، و به مناسبات بسته فرقه گرایانه اش شدیداً اعتراض داشتم. در نشست های انقلاب ایدئولوژیک نمی خواستم شرکت کنم که با تهدیدات مستقیم و غیر مستقیم آنها مجبور به این کار شدم. من چند سالی با رده عضویت سازمان به فعالیت با سازمان به صورت کجدار و مریز ادامه دادم که سپس تصمیم به جدایی از سازمان گرفتم، ولی آنها مانع میشدند.

سایت ایران قلم:

ممکن است کمی از روند جدایی خودتان از سازمان مجاهدین را توضیح دهید؟ در آن مقطع قوانین خود ساخته رهبری فرقه در مورد " خروج ممنوع " چگونه اعمال می شد؟

خانم بتول ملکی:

البته باید اذعان کرد که در آن مقطع کیفیت فشار و زندانهای سازمان شدت یک دهه اخیر را نداشته است؛ طبعاً زندان ابوغریب، زندان های انفرادی سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف بندهای سیاه تری از قوانین خود ساخته رهبری فرقه که شما نام بردید، می باشد. اما در همان مقطع نیز قوانین " خروج ممنوع " اعمال میشد. من بعد از حمله صدام حسین به کویت و آغاز جنگ دوم خلیج فارس از سازمان اعلام کناره گیری کردم. سازمان مرا به همراه فرزندم و بعداً شوهر سابقم و همچنین تعداد دیگری از خانواده ها و اعضای مجرد سازمان در زندان دبس در شهر کرکوک عراق زندانی کرد. جمعاً من در سه زندان دبس، دانشکده و اسکان به مدت چهار ماه زندانی بودم. سپس به شهر رمادی در کمپ التاش تبعید کردند.

سایت ایران قلم:

در ماه مای 2005 سازمان دیده بان حقوق بشر سازمان مجاهدین را به دلیل نقض حقوق بشر محکوم کرده است. آیا بنظر شما گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر تمام ابعاد نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین را نشان می دهد؟

خانم بتول ملکی:

از سال 1990 به بعد گروه هایی که از مجاهدین جدا شده بودند در اروپا با این سازمان حقوق بشری دیدارهایی را برقرار کردند و در جاهای مختلف بصورت پراکنده مصاحبه کرده و در پی انتشار اعلامیه هایی برآمدند. در آن زمان چون هنوز کسی مجاهدین را خوب نمی شناخت و از طرفی آنها دارای وکلای اروپایی نیز بودند؛ توانستند موانعی سر راه سازمان دیده بان حقوق بشر قرار دهند. بنابراین جداشدگان نتوانستند بجز حداقل کارها، کار مهمتری انجام دهند. ولی در سال های بعد از سرنگونی صدام و رژیمش و از دست رفتن پشتیبان مجاهدین، پای سازمان دیده بان حقوق بشر به عراق باز شد و توانست در یک بررسی وسیعتری با شناخت قبلی که از مجاهدین بدست آورده بود؛ گزارشی ارائه دهد. در این گزارش که با 12 نفر از جداشدگان مصاحبه شد، پرده از اسرار زیادی که مجاهدین دوست نداشتند، برملا شود، برداشته شد. در این گزارش نشان داده شده که مجاهدین و رهبری و شخص مسعود رجوی چگونه با منتقدین و مخالفین خود برخورد وحشیانه و ضد بشری می کنند. از پرونده سازی و حمله و هجوم به افراد گرفته تا در سلول انفرادی و دست جمعی انداختن و همچنین شکنجه های روحی و جسمی و اعدام های ساختگی و شکنجه افراد که نهایتاً به مرگ دو نفر انجامید. گرچه در این گزارش با خیلی از افراد دیگر مثل کسانی که افراد خانواده شان توسط مجاهدین کشته شده بودند مثل مادر رضوان و همچنین با افرادی که به رمادی تبعید شده بودند و یا مادرانی که بچه های آنها را از آنها جدا کرده بودند، مصاحبه صورت نگرفت. ولی تا همین حد نیز که یک نهاد رسمی و بین المللی شناخته شده ای مثل سازمان دیده بان حقوق بشر، این گزارش را نوشته و تایید کرده است که در سازمان مجاهدین خلق شکنجه و زندان و کشته شدن وجود دارد، خودش در نوع خود، رضایتبخش بوده است.

سایت ایران قلم:

خانم ملکی خاطرم است که در ماه ژانویه 2007 که تعدادی از اعضای جداشده از سازمان مجاهدین به پارلمان اروپا دعوت شدند و یکی از آنها نیز در این اجلاس سخنرانی کرد، آقای کازاکا که مورد حمایت های مختلف مجاهدین است، دیگر نمایندگان پارلمان اروپا را مورد اعتراض قرار می داد که چرا اعضای جداشده به این اجلاس دعوت شده اند و نمونه های ارائه شده توسط محمد حسین سبحانی مبنی بر نقض حقوق بشر را دروغ عنوان می کرد و گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر را غیر واقعی عنوان می کرد. شما در این ارتباط نامه سرگشاده ای به آقای کازاکا نوشتید و بر نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین تاکید کردید و با کنایه و انتقاد گقتید که اگر زندان ابوغریب و زندان های انفرادی مجاهدین دروغ است، بودن من در رمادی نیز دروغ است. شما در مورد چهار ماه اسارت خودتان در زندانهای مجاهدین توضیح کلی دادید، ممکن است در مورد دورانی که در رمادی بودید، بیشتر توضیح بدهید.

خانم بتول ملکی:

من به آقای کازاکا نوشتم که چرا مجاهدین را دمکرات می خواند و همچنین حبس بودن آقای سبحانی و سایر اعضای جداشده را در زندان مجاهدین و ابوغریب زیر علامت سؤال می برد. از اینکه چندین نماینده و لُرد و سناتور از مجاهدین خلق، هر کدام به دلیلی حمایت می کنند جای هیچ تعجبی نیست. زیرا هر کدام از آنها منافع ملی و مملکتی خویش را در درجه اول در نظر می گیرند. ثانیاً منافع فردی آنها را نیز در این میان نمی توان نادیده گرفت. البته مجاهدین با پول هنگفتی که ضمن چاکرمنشی و سر سپردگی به بیگانه بدست آورده اند، می توانند به سادگی جیب بسیاری را پر کنند. ما در رمادی با بزرگترین مشکلی که مواجه بودیم توطئه های سازمان، بی پولی سپس هوای بسیار گرم 45 تا 55 درجه این شهر بود که اکثر اوقات حودم و بچه مریض بودیم. مزاحمت های بی وقفه سازمان بخاطر اخراج ما از شهر رمادی و برگرداندن به داخل کمپ التاش و تبانی آنها با پلیس عراق برای سند سازی و توطئه علیه اعضای جداشده نزد کمیساریای عالی پناهندگان برای جلوگیری از خروج آنها از عراق بود. یک بار به دلیل به تنگ آمدن ما از دست مجاهدین همگی جلوی استانداری تجمع کرده و نامه ای برای صدام حسین نوشتیم. در شهر رمادی مردها بخاطر بی پولی مجبور بودند در خیابان ها نوشابه و تخمه فروشی کنند، ولی کماکان مجاهدین با مخابرات صدام حسین علیه ما توطئه و پاپوش درست می کردند که افراد نتوانند هیج پول و درآمدی را کسب کنند. بر اثر همین توطئه ها و فشارها بود که تعدادی از اعضای جداشده از سازمان مجاهدین از مرز عراق به سمت مرز عربستان واسرائیل فرار کردند که در همین ارتباط بود که فرزند یکساله زنده یاد معصومه یگانه بر اثر تیراندازی به سوی وی و خانواده اش زخمی شد. بنابراین واقعیت های نگفته بسیاری نیز در گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر بوده است و اگر انتقادی به گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر باشد، از این جنبه می باشد.

سایت ایران قلم:

شما علت و ریشه های نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین را چه می دانید؟ آیا عوامل بنیادی و ساختاری و ایدئولوژیک، در این امر دخالت داشته اند؟

بتول ملکی:

سازمان مجاهدین پایه مبارزاتی خودشان را براساس یک ایدئولوژی برقرار کردند و در بستر این ایدئولوژی یک آرمانی را بنا نهادند. برای رسیدن به این آرمان یعنی جامعه بی طبقه توحیدی، وسیله ای که انتحاب کردند مشی مسلحانه بوده است. از آنجا که ایدئولوژی آنها جوابگوی مسائل انسانی، اجتماعی و کلیه درخواست های طبیعی افراد را نمی تواند در برگیرد، و همچنین بطور مادی توسط جنگ مسلحانه نتوانستند نه تنها به جامعه آرمانی خودشان برسند بلکه حتی یک قدم به آن نزدیک نشدند که هیچ بلکه فرسنگ ها فاصله گرفتند. چون نخستین جامعه بی طبقه توحیدی که می بایست برقرار می شد ؛ می بایست ابتدا در خود سازمان می بود که دیدیم در آنجا به جز در حداقل شکلی، در محتوی هیج چیز و هیج کس از حقوق مساوی برخوردار نمیشد. بنابراین مجاهدین و شخص مسعود رجوی که نتوانست در کوتاه مدت بر اریکه قدرت تکیه بزند و جامعه مورد نظرش را که همانطور که دیدیم نه تنها جامعه بی طبقه نبوده بلکه یک سیستم مافیایی را رهبری می کرده است، برپا کند، بسیار عصبانی شد و وقتی که دید افراد زیادی به پوچ بودن ادعای دروغین او پی بردند و قصد جدایی را دارند، بسیار وحشتزده شد و ماهیت اصلی خودش را که همانا داشتن یک کشور با شیوه خلیفگی را مورد نظر داشت، بر باد رفته دید، دست به تهمت زدن و افترا بستن و زندانی کردن و شکنجه و کشتن صدیقترین نزدیکان و همرزمانش شد و خود به تمام آن چیز های غیر انسانی که در زمان رژیم شاه اتفاق می افتاد و در زمان رژیم جمهوری اسلامی اتفاق می افتد؛ معترض بود، دست زد و عمل کرد. بدین ترتیب باعث نقض کلیه حقوق انسانی و بشری در سیستم خود شد و با دست خودش سیستم اعتقادی و سیاسی اش را برای همیشه از آغوش توده های مردمی جدا کرد و آن را به گور تاریخ سپرد.

سایت ایران قلم:

خانم ملکی ضمن تشکر از شما می خواستم در انتهای این گفتگو اگر نکته ای دارید، بفرمایید؟

بتول ملکی:

من هم از شما تشکر می کنم و امیدوارم که در آینده سازمان دیده بان حقوق بشر در تحقیقات بعدی خود گزارش مفصل تری که حاکی از نماد کلی نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین باشد، ارائه نمایند.

   

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.