یکشنبه, ۱۲ مهر , ۱۴۰۵
  • روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق 12 مهر 1405

    اندر باب سانسور
    روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق

    در هفته ای که گذشت، موضوع حمله به خانم مرضیه حسینی خبرنگار ایران اینترنشنال پیش آمد. جدا از حملات افراطی اما از نظرم در خشم عمومی جامعه همیشه یک حرف حقی وجود داره  که باید آنرا شنید و نباید آن خشم را فقط به یک گروه خاص تقلیل داد. البته خود ایشان بهتر از بسیاری […]

اتاق تماس 11 مهر 1398

اتاق تماس

از خاطرات رستم آلبوغبیش عضو جداشده از فرقه رجوی رجوی در دوران جنگ تحمیلی زیر سایه حکومت صدام اذهان نیروهایش را با اقدامات تروریستی و نظامی گری در مرزها سرگرم کرده بود وهر ندای اعتراض ویا خواسته ای مبنی برجدایی ازفرقه را سرکوب می کرد.اما بعد ازسقوط صدام وخلع سلاح وفروش ناموس خود به آمریکا […]

سالی که مسعود غیب شد، مریم دستگیر شد و… 10 مهر 1398

سالی که مسعود غیب شد، مریم دستگیر شد و…

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت پنجاه وچهارم مسعود رجوی غیب شد، مریم و صدام حسین دستگیر شدند  ، ما هم در اشرف سرکار گذاشته شده بودیم… در قرارگاه همه چیز بهم ریخته بود، تمامی معادلات پیش بینی شده توسط سازمان، معکوس نتیجه می داد. آمریکائی ها تمام اشرف را در قرق خود داشتند. […]

دانشگاه فروغ جاویدان!!! 08 مهر 1398

دانشگاه فروغ جاویدان!!!

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت پنجاه وسوم نزدیک یک هفته طول کشید تا توانستم اندکی خاطرات ملاقات با خانواده ام را موقتا در گوشه ذهنم پنهان کنم. اما مگر می شد نزدیک ترین اقوامت را فراموش کنی. از صبح تا شب تنها فکر وذکرم مادر و پدرم بود، بخوبی نمی دانستم که آیا […]

ببرک های کوچولو : خاطرات رستم آلبوغبیش 07 مهر 1398

ببرک های کوچولو : خاطرات رستم آلبوغبیش

نصف شب همه ما در خواب عمیق بودیم که ناگهان صدای بیدار باش آمد. همه خواب آلود بلند شدیم و به همدیگر نگاه و سوال میکردیم که جریان چیه ؟! باز چی شده بعضی از بچه ها زیرلب غر می زدند ومی گفتند زورشان میاد راحت باشیم. بعضی که می خواستند اول آبی به صورت […]

سخنی با دوستان جدا شده در خارج از کشور 07 مهر 1398

سخنی با دوستان جدا شده در خارج از کشور

دوستان وهم بندان سابق من در زندان اشرف! گذشته را به یاد آورید وبه آینده نگاه کنید. هرگز فریب نخورید. مریم رجوی در آلبانی نمی تواند با جدا شده ها مثل اشرف رفتار کند و ناچار است با سیاست دل جویانه اززیردستان استفاده کند تا جداشده ها را در آنجا اول با زبان ونشد با […]

وقتی به اردوگاه اسرا رسیدیم.. 06 مهر 1398

وقتی به اردوگاه اسرا رسیدیم..

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ـ قسمت نهم بعد از چند روز در وزارت دفاع روز 18 مهرماه 1359 یک اتوبوس آمد جلوی همان در اتاقی که بودیم ما را سوار کردند.بعد از عبوراز شهر به بیابانهای خاکی رسیدیم که معلوم نیود مقصد کجاست از شهر بغداد که عبور کردیم به […]

لحظه خداحافظی ، برادرم برگه ای را پنهانی به من داد 06 مهر 1398

لحظه خداحافظی ، برادرم برگه ای را پنهانی به من داد

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت پنجاه و دوم بالاخره لحظه ی موعود رسید و من باید از پدردلبند و مادرعزیز و برادرخوبم خداحافظی می کردم. لحظه ی جدائی چقدر سخت است! بغض بدجوری گلویم را گرفته بود، تمام توانم را جمع کرده و تلاش می کردم، هر طور شده مادرم اشکم را نبیند […]

لحظه ی جدائی از خانواده در پادگان اشرف 03 مهر 1398

لحظه ی جدائی از خانواده در پادگان اشرف

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت پنجاه و یکم بعد از ناهار قرارشده بود که خانواده ام اشرف را ترک کنند. پس از اینکه گشتی دراشرف زدیم برای جمع آوری و خوردن ناهار به مقر هتل ایران برگشتیم. همه حواس خانواده ام به من بود، علیرغم اینکه شب صحبت کرده بودیم که من باید […]

افشای نقش رجوی در جنگ ضدمیهنی – قسمت پایانی 03 مهر 1398

افشای نقش رجوی در جنگ ضدمیهنی – قسمت پایانی

سعید ناصری: من البته اطلاعات زیادی از سالهای اول شروع جنگ و نقشی که فرقه رجوی در آن داشت ندارم ولی وقتی به این فرقه پیوستم از طریق برخی از اعضا و در جلسات و محافل خصوصی درجریان عملیات مشترک ارتش عراق و فرقه قرار گرفتم. آنها از عملیات های افتاب و چلچراغ و فروغ […]

افشای نقش رجوی در جنگ ضد میهنی – قسمت دوم 02 مهر 1398

افشای نقش رجوی در جنگ ضد میهنی – قسمت دوم

مکی رفیعی: بعداز صحبت های مقدماتی مسئول انجمن نجات اقای مکی رفیعی از اعضای بازگشتی ضمن ابراز خوشحالی از اینکه بعد از مدتها فرصت این را پیدا کرده که درجمع دوستان خود حاضرشود تاکید کرد که انجمن نجات واعضای بازگشتی نقش بی بدیلی درافشای ماهیت ضدانسانی وخیانت های فرقه مجاهدین و شخص رجوی ایفا کرده […]

شام خصوصی 01 مهر 1398

شام خصوصی

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت پنجاه عصر که تماشای فیلمی که خانوده ام از ایران آورده بودند، به پایان رسید، دو زنی که از قرارگاه آمده بودند رفتند و مینا خیابانی گفت که برای شام یک مراسم خصوصی تدارک دیده اند که باید خانواده ام را ببرم. عصر قبل از شام هم با […]

به محض بروز بحران رجوی ها پا به فرار می گذاشتند 31 شهریور 1398

به محض بروز بحران رجوی ها پا به فرار می گذاشتند

ای کاش با شما می بودم و با شما رستگار می شدم گفتگو با فواد بصری جدا شده از فرقه رجوی آقای بصری سلام احوال شما.. هر چه از فرقه رجوی بگوئیم کم گفتیم. می رویم سر اصل مطلب! آقای بصری چند روز پیش سخنرانی مریم رجوی در رابطه با کشته های 10/ شهریور/92 را […]

blank
blank
blank