سه‌شنبه, ۵ آبان , ۱۴۰۵
  • اظهارات مصطفی بهشتی درباره بخش تبلیغات مجاهدین خلق 05 آبان 1405

    اظهارات مصطفی بهشتی درباره بخش تبلیغات مجاهدین خلق

    مصطفی بهشتی از اعضای پیشین مجاهدین خلق که مدت ۲۰ سال عضو این تشکیلات بود، در جلسه پنجاه و هفتم دادگاه محاکمه تشکیلات مجاهدین خلق و 104 تن از سران آن حاضر شد. وی نکات مهمی را درباره شیوه عملکرد بخش تبلیغات تشکیلات مجاهدین خلق و کارکرد آن در دادگاه تشریح کرد.

دیگر هر چه بودم اما”مجاهد خلق” نبودم. 30 مرداد 1398

دیگر هر چه بودم اما”مجاهد خلق” نبودم.

خلع سلاح و امضای قرارداد تسلیم خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و سوم فضای سازمان بعد از امضای قرارداد و خلع سلاح، بسیار عجیب بود. واقعیت این است که شاخ سران سرکوبگر فرقه شکسته شد. در حقیقت دیوار اختناق در سازمان ترک جدی برداشت. دیگر قانونمندیهای تشکیلاتی بکلی بی رنگ شده بود. […]

عبور از تنگه چهار زبر بعد از 31 سال 28 مرداد 1398

عبور از تنگه چهار زبر بعد از 31 سال

31 سال پیش یعنی در دوم مرداد ماه سال 67 رجوی بر اساس تحلیل های غلطی که از اوضاع سیاسی، اجتماعی و نظامی ایران داشت مغرورانه به نیروهایش گفت تمامی شرایط برای سرنگونی وحاکمیت ما درایران فراهم شده بنابراین باید  شهاب وار خودمان را به تهران برسانیم. ارتش صدام هم قول حمایت همه جانبه ازحرکت […]

مظلومیت پدر و پسر 27 مرداد 1398

مظلومیت پدر و پسر

در مراسم یادبود مرحوم حاج موسی علیزاده ، شرکت داشتیم. آقای بخشعلی علیزاده تنها پسر پدر، در دم درب بعنوان صاحب عزا ایستاده بود. آقای بخشعلی علیزاده یک قربانی فرقه ای است. موضوعی که کمتر به آن پرداخته می شود. جوانی، اندک اندک در حال رخت بربستن از چهره این قربانی فرقه رجوی است. من […]

بسیج نیرو برای خرید اموال دزدی 27 مرداد 1398

بسیج نیرو برای خرید اموال دزدی

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و دوم در مدت کوتاه فرارصدام تا اشغال عراق به دست آمریکائی ها ، سازمان هر چقدر که در توان داشت، غنائم جمع کرد و حتی از اهالی روستاها، اموال دزدی آنها را به قیمت های بسیار پائین می خرید و به اشرف منتقل می کرد. تقریبا […]

می‌خواهند خانواده‌های مجاهدین را دستگیر و اعدام کنند! 27 مرداد 1398

می‌خواهند خانواده‌های مجاهدین را دستگیر و اعدام کنند!

افشاگری جنایت‌های رجوی‌ از زبان یک عضو جدا شده آنها به ما می‌گفتند که فلان عملیات نظامی را در تهران انجام دادیم در حالی که بعدها وقتی حقایق آشکار می‌شد متوجه می‌شدیم که مثلا به یک نانوایی یا یک مدرسه یا به یک منطقه غیر نظامی حمله کرده‌اند و آدم‌های بی‌گناه و زن و بچه […]

در مسیر کار با اسلحه را به نیروها می آموختند 24 مرداد 1398

در مسیر کار با اسلحه را به نیروها می آموختند

عبدالحمید رئوفیان یکی از اسیرانی می باشد که در جریان خدمت سربازی به دست سران فرقه رجوی اسیر گردید. وی در سال 1367 در منطقه فکه مستقیماً توسط فرقه ی رجوی اسیر شد و  پس از چندی تحت مغزشویی های سازمان به گروه پیوست و در سال 1391 از فرقه جدا شد. وی از جمله […]

کار در اروپا یا اسارت در قلعه اشرف 23 مرداد 1398

کار در اروپا یا اسارت در قلعه اشرف

در سالهای 1377 تا 1388 در داخل مناسبات قرقه رجوی که با نیرنگ و فریب مانند این روزها نیروهای خود همچون ماها را سرگرم کند بحثی را بعنوان جذب نیروازداخل درنشستها شروع کرد.با این عنوان که مگر نمی گویید نفرجدید نیست این همه نیروازداخل که منتطر یک اشاره هستند واول از خانواده های خودتان شروع […]

سیاست‌های مجاهدین مستقیما از کاخ سفید نشأت می‌گیرد 23 مرداد 1398

سیاست‌های مجاهدین مستقیما از کاخ سفید نشأت می‌گیرد

ابراهیم خدابنده با اشاره به تلاش مجاهدین برای القای خط خائنانه عدم مقاومت در برابر تلاش‌های دشمن به جامعه ایران، این خط را مستقیماً نشأت گرفته از کاخ سفید می‌داند. ابراهیم خدابنده از اعضای جداشده فرقه رجوی و شورای ملی مقاومت است که در سال ۲۰۰۳ حین عملیات انتقال پول و اسناد از عراق به […]

کردها برای تشکر آمدند و دوستان ما یک عراقی را کشتند 20 مرداد 1398

کردها برای تشکر آمدند و دوستان ما یک عراقی را کشتند

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و یکم آن راننده کرد رفت و ما هم ماشین اش را به امانت نگه داشتیم، تا برگردد. اما این سئوال در ذهن من ماند که چرا ما در عراق درگیر جنگ داخلی این کشور شدیم ؟ چرا رهبران ما با استراتژی های غلط ، نیروهای خود […]

اعلام جدایی رفیق دهقان از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی 19 مرداد 1398

اعلام جدایی رفیق دهقان از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

شرح چگونگی اسارت و رهایی آقای رفیق دهقان از فرقه مجاهىین خلق ـ رجوی من رفیق دهقان از اهالی بلوچستان ایران در سال 1382 در دام باند تبهکار مجاهدین افتاده و مرا با فریب و نیرنگ به عراق اعزام کرده بودند و مدت 13 سال دربند تشکیلات جهنمی این فرقه اسیر بودم؛ بدین وسیله جدایی […]

به شوق دیدار پدر به دام مجاهدین افتادم – قسمت دوم 17 مرداد 1398

به شوق دیدار پدر به دام مجاهدین افتادم – قسمت دوم

خاطرات سید رضا لطیفی بعد از رسیدن به شهر کراچی تاج محمد ما را به هتلی در منطقه ای بنام “لی مارکت” برد و گفت فعلا اینجا استراحت کنید. ما بی صبرانه منتظر دیدار با پدر بودیم! بهرحال در انجا روز اول را استراحت کردیم و روز بعد به همراه تاج محمد برای خرید لباس […]

به شوق دیدار پدر به دام مجاهدین افتادم – قسمت اول 14 مرداد 1398

به شوق دیدار پدر به دام مجاهدین افتادم – قسمت اول

خاطرات سید رضا لطیفی درخانواده ما چهار فرزند پسر و یک دختر بودیم. پدرم بیشتر مواقع بیکار و شغل مشخصی نداشت. مادرم کار خیاطی می کرد تا مخارج خانواده را تامین کند. برهمین اساس ازلحاظ معیشتی اوضاع چندان مناسبی نداشتیم. ولی با این وجود در کنار هم روزگار می گذراندیم و اصلا تفکرات سیاسی نداشتیم. […]

blank
blank
blank