یکشنبه, ۱۲ مهر , ۱۴۰۵
  • شکنجه گران سازمان تروریستی مجاهدین را، گریزی از چنگال عدالت نیست 11 مهر 1405

    شکنجه گران سازمان
    شکنجه گران سازمان تروریستی مجاهدین را، گریزی از چنگال عدالت نیست

    در دادنامه به تاریخ بیست و پنجم اسفندماه 1399، اسامی تعدادی از متهمان به شکنجه و سرکوب در سازمان تروریستی مجاهدین خلق قید شده است، اما این لیست ناقص است و البته پیوستهایی دارد که به مرور جریان پرونده تکمیل تر شده است، در این دادنامه اولیه اسامی جمعی از شکنجه گران و سرکردگان خائن […]

بازخوانی برگه‌هایی از کارنامه سیاه مجاهدین خلق 11 مهر 1405

 روایت‌ عضو جداشده، از اشرف تا مانزا بازخوانی برگه‌هایی از کارنامه سیاه مجاهدین خلق

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

خاطرات علی امانی ( جدا شده از فرقه ی رجوی ) – قسمت پایانی 05 خرداد 1398

خاطرات علی امانی ( جدا شده از فرقه ی رجوی ) – قسمت پایانی

پلیدیهای انقلاب مریم بعد از انقلاب باصطلاح ایدئولوژیک، نشست ها و جلسات مغزشوئی فراوانی به راه انداختند که خسته کننده و بی پایه و اساس بود. تماما ضد بشری و شارلاتانیزم بود. یک نوع نسل کشی بود. تابحال هیچ گروهی و نیرویی چنین کاری نکرده بود. ریشه این انقلاب برمی گشت به اوج خودخواهی و […]

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت بیست و سوم 04 خرداد 1398

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت بیست و سوم

امسال می رویم به تهران… عید نوروز 1377 ، بعد از پروسه طولانی زندان انفرادی ، در سالن اجتماعات قرارگاه باقرزاده ، در نشست رهبری ، حاضر بودم. مسعود و مریم هم همه را به شور و شوق وادار می کردند. صحبت های مسعود ، همه از سرنگونی بود. نشست دو سه روز طول کشید […]

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت دهم 02 خرداد 1398

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت دهم

عمر بر باد رفته در اردوگاه های مجاهدین من در سال 1365 در منطقه حاج عمران، شب در هنگام عملیات توسط عراقیان و گروه مجاهدین اسیر شدم. حدودا یک سال بعد خدمت سربازی ام تمام می شد. در این عملیات بنده از ناحیه دو پا مجروح شدم و مورد اصابت دو گلوله قرار گرفته بودم. […]

خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت هفتم 01 خرداد 1398

خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت هفتم

بعد از اسارت توسط ارتش متجاوز صدام حسین، حدود یک ساعتی در مسیر بودیم با چشمها و دست و پای بسته که ناگهان خودرو در محلی متوقف شد. از زیر چشم بند متوجه شدم که پمپ بنزین است. درهمین موقع تعدادی از شهروندان هجوم آوردند تعدادی با مشت به سر وصورتمان می زدند و تعدادی […]

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت بیست و دوم 01 خرداد 1398

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت بیست و دوم

من بیگانه ترین عضو در سازمان بودم… نوروز 1377 بود، من تازه پس از گذراندن 6 ماه زندان انفرادی در اشرف به جرم نداشته، در سالن اجتماعات باقرزاده حاضر بودم. مسعود رجوی و همسر سومش مریم، از درب کناری سن، وارد شدند.اما من ابدا خودم را جزو آنان نمی دانستم! احساس می کردم همه کسانی […]

خاطرات شهرام بهادری – قسمت پنج 31 اردیبهشت 1398

خاطرات شهرام بهادری – قسمت پنج

نقشه های فرار من در سازمان اشرف/لیبرتی در اشرف بارها و بارها نقشه فرار را در ذهن می پروراندم. خیلی از ذهنم می گذشت که از فرصتها استفاده کنم و فرار کنم اما چون برادرم هم در آنجا بود می ترسیدم که اگر فرار کنم برادرم را سر به نیست کنند و این موضوع مرا […]

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت نهم 31 اردیبهشت 1398

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت نهم

طلاق های اجباری و جدا کردن خانواده از هم خیلی وقت ها این فرقه خبر آمدن خانواده ها را از نفرات پنهان نگه می داشت و یا اجازه ملاقات نمی داد. راستی اینها چه جرمی دارند و چه گناهی کرده و چه نوع زندانی هستند که رجوی اجازه ملاقات با خانواده اش را به انها […]

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت بیست و یکم 30 اردیبهشت 1398

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت بیست و یکم

من، پس از 6 ماه انفرادی، باید به دروغ می گفتم: از ماموریت! برگشتم… چهارشنبه سوری پایان سال 1376 را در زندان انفرادی سازمان بودم. عصرچهارشنبه سوری هر یک ثانیه اش، یک سال می گذشت. خیلی سخت بود که بدون حکم در یک زندان باشی! ندانی که قراراست کی آزاد شوی؟ آن چهارشنبه سوری هم […]

خاطرات شهرام بهادری – قسمت چهارم 29 اردیبهشت 1398

خاطرات شهرام بهادری – قسمت چهارم

ورزش در سازمان برای تندرستی یا فرار از مناسبات؟ ورزش در سازمان برای من بخاطر این بود که از دست این مسئولین برای چند ساعت که شده فرار کنم و خود را رها سازم و آنها را نبینم. زمان ورزش من خیلی خوشحال می شدم. به این خاطر تکی برای ورزش دلخواه خودم می رفتم […]

خاطرات علی امانی(جدا شده از فرقه ی رجوی)- قسمت هشتم 28 اردیبهشت 1398

خاطرات علی امانی(جدا شده از فرقه ی رجوی)- قسمت هشتم

بند”ش”: هزار دستان (رهبری پوشالی زنان) بند ش و هزاردستان بمعنی تشکیل شورای رهبری از زنان بدون حضور حتی یک مرد بود! گویا که مسعود رجوی یک حرام سرا درست کرده بود. هر زنی که مسئول می شود باید اول پیش مسعود رجوی برود و در حریم خصوصی رهبری باشد و جزئی از وجود مسعود […]

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت بیستم 28 اردیبهشت 1398

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت بیستم

من، پس از 6 ماه انفرادی، در آستانه آزادی از زندان قرار گرفته بودم… رفت و آمدها به سلول ها زیاد شده بود. گوئی به بازجوهای رباتیک رجوی، دیکته شده بود که باید همه را به سمت تعیین تکلیف ببرید. سرانجام این زندانی های انفرادی به چند نوع تعیین تکلیف می گردید: 1- در صورتیکه […]

خاطرات علی امانی(جدا شده از فرقه ی رجوی)- قسمت هفتم 26 اردیبهشت 1398

خاطرات علی امانی(جدا شده از فرقه ی رجوی)- قسمت هفتم

نشریه 380 سال 76 بعد از این مرحله رسیدیم به نشریه 380 در سال 76. حدودا اسامی 70 الی 80 نفر را ذکر کرده بودند. آن روز که می خواندیم فهمیدیم که خیلی از نفرات بارها و بارها درخواست جدایی کرده بودند سازمان چاره ای نداشت جز اینکه بگوید اینها نفوذی هستند. نمی خواست بگوید […]

blank
blank
blank