پنجشنبه, ۹ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

خشت اول چون نهد معمار کج 22 مهر 1386

خشت اول چون نهد معمار کج

نگاه کنید به سر فصل پایان جنگ ایران و عراق که حدود 2 هزار اسیر به همین طریق به قرارگاه اشرف آوردند و چون مَکِش سازمان از افراد در داخل کشور دیگر انجام نمیشد این مکش از افرادی که دارای گرایشات سیاسی نبودند انجام میشد تا به عنوان سیاهی لشکر از آنها استفاده شود. و چون این افراد به سیستم سازمانی نمی خوردند و برایشان قابل هضم نبود هزاران مشکل بوجود می آمد.

در باره عنوان سایت: چرا، یک نسل 22 مهر 1386

در باره عنوان سایت: چرا، یک نسل

استبداد و خفقان ناشی از آن ر ابطه نسل ما ؛ نسلی که در دهه پنجاه، بیست و سی ساله است را.با پیشینیانمان قطع کرد. در این انقطاع تاریخی ظاهرا حکومت برنده شده و هیچ نشان و دفتر و دستکی از نسل پیشین و تجربه و کار های آنان در دست ما نماند. جز به شمار بسیار نادر و در پستوی خانه ها و گاه خفته و یا پنهان شده در زیر خاک

خاطرات روزانه یک مجاهـد خلق 19 مهر 1386

خاطرات روزانه یک مجاهـد خلق

همیشه فکر می کنم از دیگران برترم و بعد هم نتیجه می گیرم که بی دلیل نیست. • وقتی خواهر لیلا گفت چرا محفل می زنی؟ عصبانی شدم و فکر کردم مگر با پرتو حرف زدن محفل زدن است؟ اما واقعا فهمیدم که محفل زدن ؛ باعث طولانی شدن عمر رژیم می شود. • چند روز است به فکر پدر و مادرم فرورفته ام ؛ احتمالا تا حالا از دنیا رفته اند

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هفتم 17 مهر 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هفتم

از اینکه سازمان مرا در مسیری قرار داده بود که هر لحظه احساس می کردم از فرزند و شوهرم جدا می افتم و فاصله ها زیادتر می شد خیلی دلخور بودم تا اینکه در همین شرایط بهانه هایم را شروع کردم و گفتم با لادن عملیات نمی روم زیرا معمولا درگیری مفصلی با لادن داشتم و درگیری من و لادن همه روزه اتفاق می افتاد

اسیر بیدادگر – قسمت آخر 12 مهر 1386

اسیر بیدادگر – قسمت آخر

از آنجا که اعمال شکنجه های روحی و جسمی جهت کنترل نیروهای فرقه از نظر مسئولین این جریان امری عادی و طبیعی است و متأسفانه با اخباری که از گوشه و کنار به گوش میرسد همچنان اعمال شکنجه ها در فرقه ادامه دارد بنابراین بر هر انسان شریف و آزاده و طرفدار حقوق انسانها واجب است که به هر طریقی که میتواند به یاری اسیران فرقه رجوی بشتابد.

تبریک سایت ایران قلم به مناسبت افتتاح سایت آقای سعید شاهسوندی 10 مهر 1386

تبریک سایت ایران قلم به مناسبت افتتاح سایت آقای سعید شاهسوندی

اتهام او اختفا و افشاگری علیه جریان انشعاب و همچنین اقدام به تشکیل هسته های مستقل و جذب نیروهای پراکنده به اتفاق مجید شریف واقفی و صمدیه است. وی بعد از این مرحله نیز سال ها در زندان شاه در حبس بود و در خارج و داخل زندان همچنان یکی از اعضای ارشد این سازمان محسوب می شد. وی در 17 دی ماه 1357 به همراه دیگر زندانیان سیاسی رژیم شاه از زندان آزاد شد

بازرگان خطاب به رجوی گفت: من زنم را دوست دارم 10 مهر 1386

بازرگان خطاب به رجوی گفت: من زنم را دوست دارم

اما در عمل این هئیت اجرایی هیچ کاره بود و اینگونه توجیه می شد که این هیئت چنانچه از اسمش بر می آید مسئول اجرایی است و فرمان اجرا از سوی رهبری صادر می شود. به همین استناد هم مجاهدین در مقابل کسانی که ادعا می کردند عضو هئیت اجرایی بوده اند، وانمود می کردند که اساسا چنین نهادی در مجاهدین وجود خارجی ندارد.

11 سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت هفتم 09 مهر 1386

11 سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت هفتم

حادثه یازده سپتامبر بر پایه اندیشه سیاسی متفکران دنیای مدرن چگونه داوری می شود؟ آیا تروریسم افسار گسیخته و گروههایی چون القاعده و دارودسته رجوی در برابر پرسش های پیش روی از منظر عقلانیت انتقادی جایی برای ادامه تحرکات تبهکارانه و یا امکان حضور دارند؟

اسیر بیدادگر – قسمت چهاردهم 07 مهر 1386

اسیر بیدادگر – قسمت چهاردهم

این نقطه از اردوگاه برای من یاد آور اوج شقاوت و بیدادگری رهبر و مسئولین فرقه بود. بنابراین هر موقع که صالح به سراغم می آمد میگفتم: شما که موافقت نکردید من از سازمان جدا شوم و قرار بر این شد که دوباره مرا به یگان خودم بر گردانید پس چی شد؟ چرا بر نمیگردیم؟

11 سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت ششم 05 مهر 1386

11 سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت ششم

کم کم نیت آقا مسعود رو می شد با قیافه ای ژست وار و دست به کمر رو به نیروها که بله عملکرد اسلام ارتجاعی را دیدید وای به روزی که اسلام انقلابی وارد میدان شود خانم رجوی نیز لحظه را غنیمت شمرده و از اهمیت رهبری عقیدتی می گفت و جالب اینکه مریم از ما می خواست برای مسعود یک چنین نیروهایی باشیم

چرا رجوی برای ایرانیان و پناهندگان مقیم خارج خط و نشان می کشد 05 مهر 1386

چرا رجوی برای ایرانیان و پناهندگان مقیم خارج خط و نشان می کشد

دوم اینکه در چنین شرایطی اگر کسی قصد خروج داشت مسلما زن و فرزند و بستگان خودش را تحت تاثیر می گذاشت و آنها هم به همراه او می رفتند در چنین فضای رجوی برای جلوگیری از ریزش احتمالی نیرو بحث طلاق را مطرح کرد و در وحله اول همه زن و مردها را سه طلاقه کرد حتی برای ماهائیکه زن و فرزندانمان در داخل کشور بودند چنین مطرح می کردندکه شما هم باید زن و فرزندان خود را از ذهن بدور کنید و در واقع آنان را سه طلاقه کنید.

خاطرات مسعود بهشتی – قسمت اول 03 مهر 1386

خاطرات مسعود بهشتی – قسمت اول

پس از چند ماه تصمیم گرفتیم که مراسم عقد را برگزار کنیم. از آن جا که رسم و رسوم ازدواج با توجه به فرهنگ مردم از تنوع و تفاوت برخوردار است، در شهر ما هم هر آن چه را که در بین مردم از رسومات ازدواج و عقد کنان بود به جا آوریم، پس از تهیه لوازم مورد نیاز جشن عقدکنان برپا شد و به خوبی و خوشی پایان یافت

blank
blank
blank