پنجشنبه, ۹ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

نوع دیگری از جذب نیرو در فرقه رجوی 05 آذر 1386

نوع دیگری از جذب نیرو در فرقه رجوی

ج: هیچوقت چنین چیزی امکان نداشت مثلا اگر روزی می خواستم کار کسی را تائید کنم اول می بایست دست خودم را رو کنم رو کردن دست یعنی گفتن افکار خود برای جمع و یا گفتن ذهنیات اخلاقی در جمع و درواقع اول بایدخودم را خراب کنم تا مورد تائید مسئولین شوم و بعدا نسبت به دیگران و پیرامون نظر دهم.

کمپ تیپف روزنه ای به سوی آزادی 04 آذر 1386

کمپ تیپف روزنه ای به سوی آزادی

لااقل در این کمپ دیگر اثری از عملیات جاری و غسل هفتگی نیست.(هر چند که فرقه بسیار سعی کرد که در اینجا نیز نشت های غسل هفتگی و عملیات جاری را توسط تعدادی از نفوذی هایش راه بیندازد که اما موفق نشد.)

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هشتم 03 آذر 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هشتم

در تمرینهای نظامی و مانور جمعی که همه یگانها و نیز یگان توپخانه ما هم در آن شرکت داشت به کارائی ما نمره می دادند. تا اینکه مجددا سازماندهی ها عوض شد و یگان من دوباره تغییر کرد. حتی مقر ما نیز عوض شد و من به مقر 14 منتقل شدم. و اینبار نرگس طریقت فرمانده یگان من شد. نسرین فیض طبق روال قبل فرمانده قبضه شد مرا نیز دوباره فرمانده قبضه کردند و محاسبگر ما نسرین ستارالعیوب و دیده بان ما مریم قریشی شد.

آقای رجوی! دیدی بازی زمانه را 01 آذر 1386

آقای رجوی! دیدی بازی زمانه را

آری! تلخ است و گزنده! رهبر خاص الخاص مجاهدین در اوج خفت و خواری مثل نوکری که سر هر ماه دست به سینه بر درگاه ارباب خود بایستد تا جیره و حق الزحمه بندگی اش را بگیرد، اجرت خیانت به ملت و وطن خویش را به نام سهم مجاهدین دریافت می نمود اما یادمان نمی رود که همین رهبر بی نجابت، حتی کودکان یتیم سازمان را در خیابان های اروپا و امریکا به گدایی وامی داشت تا آسان تر بتواند ژست استقلال مالی بگیرد. یعنی دقیقا” در همان شرایطی که هر ماه میلیون ها دلار پول نقد از سوی دستگاه امنیتی عراق فی المجلس تحویل رجوی می شد، در همان لحظه دهها کودک و صدها دختر و زن از هواداران سازمان با در دست داشتن آلبوم عکس های کشته های سازمان از رهگذران اروپایی سکه های بی ارزش را برای پیشبرد امور مقاومت ایران گدایی می کردند

اخراج از فرانسه، تاسیس ارتش آزادی بخش در عراق و جدایی 30 آبان 1386

اخراج از فرانسه، تاسیس ارتش آزادی بخش در عراق و جدایی

شاهسوندی در آخرین بخش اظهارات خود پروسه جدایی اش از سازمان مجاهدین را مورد بازخوانی و تصریح کرد این امر در مقاطع مختلف و با مشاهده عملکرد سازمان در سرفصل های مختلف شکل گرفت و تشدید شد، اما بطور مشخص پس از وقوع انقلاب ایدئولوژیک و تماشای فیلم محاکمه علی زرکش مادی و عینی شد.

رهایی برادر، رویارویی با دارودسته رجوی 29 آبان 1386

رهایی برادر، رویارویی با دارودسته رجوی

برادر عزیزم این چه سازمانی است که از رهبر او خبری نیست و چندین سال است که نیروهای خود را در بیابانهای عراق به امید کسانی گذاشته اند که از سیاست و رهبری هیچ نمی دانند این رهبریت که ادعا می کند که رژیم ما جز آزار و اذیت مردمش کاری نمی تواند بکند درحالی که این طور نیست بودند کسانی که از قرارگاه اشرف بازگشته و صاحب زندگی موفق شده اند

دیدار سران عشایر عراق با جداشدگان گروه مجاهدین 1 20 آبان 1386

دیدار سران عشایر عراق با جداشدگان گروه مجاهدین 1

مهران کریم دادی: به نام خدا: من مهران کریم دادی هستم. در هجدهم خرداد 1368 وارد سازمان مجاهدین خلق شدم و نهم اردیبهشت ماه 1382 نیز از این سازمان خارج شدم و هم اینک 4 سال است که در کشورم به سر می برم. پدر، مادر و دو خواهر من هنوز در آنجا هستند. من در جاهای مختلف در اختیار سازمان بودم ؛ در اشرف، بغداد، در جنوب و در بصره و مدتی هم جزء یگان حفاظت از اشرف بودم. یادآوری آن 14 سال بسیار برایم تلخ و دردآور است

اختیار با فرد آگاه است 13 آبان 1386

اختیار با فرد آگاه است

وی گفت چون عده ای را با خریدن چیزهائی فریب می دهند. مثلاً جادیه امیری می خواست از سازمان بیرون بیاید. هربار در نشست می گوید من نمی خواهم بمانم، برایش چیزی میخرند. برای او تا به حال 2تا دوچرخه خریده اند.

میلیشیاها هم بازگشتند 09 آبان 1386

میلیشیاها هم بازگشتند

علی رغم اینکه برای همه روشن بود که این ارتش هرگز برای تهاجم به ایران استفاده نخواهدشد ولی با لاجبار می بایست در آن شرکت میکردند.خودم چند بار به فرماندهان گفتم که این مانورها به چه منظور انجام می شود و آیا نتیجه ای دارد یا…. که مرا تهدید به مسئله داری و اخراج کردند.

گفت‌وگو با نشریه چشم‌انداز ایران بخش اول 2 08 آبان 1386

گفت‌وگو با نشریه چشم‌انداز ایران بخش اول 2

در آن ایام تصویر عمومی از مجاهدین تصویری درمجموع مثبت بود. خاطره‌هایی که مردم از شهدای مجاهدین، از محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن، علی‌اصغر بدیع‌زادگان و بخصوص خانواده رضایی‌ها و بعد هم مجید شریف‌واقفی و مجموعه اینها داشتند مثلثی را در ذهن‌ها تداعی می‌کرد؛

مصاحبه سعید شاهسوندی با نشریه چشم انداز – قسمت سوم 08 آبان 1386

مصاحبه سعید شاهسوندی با نشریه چشم انداز – قسمت سوم

مسئله این بود که نه حاکمیت جمهوری‌اسلامی حکومت علی(ع) بود و نه مجاهدین خوارج صدر اسلام. به فرض هم که مجاهدین خوارج صدر اسلام بودند، خود علی(ع) در وصیت‌نامه‌اش می‌گوید”فرزند زمان خود باشید” مطمئناً اگر علی(ع) در زمان ما زندگی می‌کرد برخورد او با خوارج این زمان به گونه‌ای دیگر بود.

بازگشت و رهایی عزیزان از فرقه رجوی 07 آبان 1386

بازگشت و رهایی عزیزان از فرقه رجوی

مطلع شدیم 4 تن از عزیزانمان که از تشکیلات تروریستی و فرقه ای مجاهدین جدا شده اند در تاریخ 28/7/86 از طریق فرودگاه مهرآباد به ایران بازگشته اند. انجمن نجات ضمن تبریک به خانواده های آنها آرزوی موفقیت و کامیابی آنان در کنار خانواده هایشان می نماییم.

blank
blank
blank