کیک خوردن بی ثمر روبروی کاخ سفید

تروریست های سابقاً عضو فهرست ترور امریکا، اکنون در جشن بازگشایی دفتر پرزرق و برق شان روبروی کاخ سفید کیک می خورند. در این مراسم شماری از چهره های سرشناس کنگره و دولت امریکا که ا زمدت ها پیش با پول های مجاهدین خلق جیب خود را پر کرده اند شادمانی خود را از همراهی با قاتلان هم وطنان شان در دهه ی 70 و دشمنان ملت ایران ابراز کردند. به گزارش هیل " وزیر امور خارجه ی سابق امریکا هیلاری کلینتون در سپتامبر گذشته در پی لابی گری شدیدی که شامل میلیون ها دلار اهدایی به قانون گذاران و مقامات سابق و سرشناس می شد، مجاهدین خلق را از فهرست تروریستی اش حذف کرد."

از سیاستمداران امریکایی که در جشن (!) مجاهدین خلق حضور داشتند می توان نماینده ی جمهوری خواه کنگره پاتریک کندی را نام برد که به تازگی از سفر سوئد اهدایی مجاهدین بازگشته بود. وی در گردهمایی مجاهدین در استکهلم سخنرانی کرده بود. پیش از گردهمایی کذایی استکهلم نیز، کندی و دیگر همکارانش سفرهای پرهزینه ی دیگری را در هواپیمای درجه یک و هتل های لوکس در خدمت مجاهدین بوده اند تا در نمایش های تبلیغاتی گروه به نفع آن سخنرانی کنند.

به علاوه، این مراسم اخیر در چند صدمتری کاخ سفید نشان داد که تبلیغات مجاهدین خلق در خریدن سیاستمداران امریکا و سفیدشویی گذشته ی خونین و خشونت بارش نسبتاً موفق بوده است. هوارد لافرانچی از کریستین ساینس مانیتور می نویسد: " خیل حامیان امریکایی مجاهدین در مراسم روبان چینی،از اعضای سابق کنگره گرفته تا مقامات سابق امنیت ملی و دیپلمات های بلندپایه، نشان می دهد که چقدر سازمان اپوزیسیون ایران در تغییر چهره اش – از یک گروه حاشیه ای با گذشته خشن به گروهی که تجسم آرمان ها ی دمکراتیک مردم ایران است – موثر بوده است."

خبر بازگشایی دفتر مجاهدین روی سایت شاخه ی تبلیغاتی سازمان با طرح ده ماده ای مریم رجوی برای آینده ی ایران که در سال 2006 منتشر کرده همراه شده است.

اولین ماده ی طرح کذایی ادعا می کند که صندوق رأی را " تنها معیار مشروعیت" میداند. این ادعا از سوی فرقه ای که مخرب شناخته شده است مضحک به نظر می رسد. حتی در یادداشت خبری دفتر سخنگوی وزارت امور خارجه ی امریکا هنگامی که حذف مجاهدین خلق از لیست ترور را اعلام می کند آمده است که وزارت امور خارجه "نگرانی شدید"  خود را درباره ی این گروه " به ویژه در رابطه با گزارش هایی که از نقض حقوق اعضای  خودش وجود دارد" اعلام می کند. به علاوه گزارش های متعددی از موارد نقض حقوق بشر که در سازمان مجاهدین خلق انجام شده توسط نهادهایی چون دیدبان حقوق بشر و مؤسسه ی رند امریکا وابسته به وزارت دفاع امریکا منتشر شده است که مبتنی است بر شهادت اعضای سابق سازمان و شاهدان عینی که ا زکمپ سازمان دیدن کرده اند. احتمالاً وزارت امور خارجه ی امریکا با توجه به همین گزارش ها ابراز نگرانی میکند.

اساساً ماجرای انتصاب"رئیس جمهور منتخب مقاومت ایران" که به مریم رجوی اتلاق می شود ادعای "صندوق رأی" را زیر سئوال می برد. چه کسانی مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور منتخب برگزیدند؟

در حالی که مریم رجوی انتخابات آینده ایران را "نمایشی " میخواند، اسناد و فیلم  های ویدیویی که از مراسم انتخاب وی به عنوان رئیس جمهور منتخب در "شورای ملی مقاومت" وجود دارد نشان  می دهد که چگونه مسعود رجوی، رهبر عقیدتی مریم – بخوانید قطب فرقه ی مجاهدین – به وی دستور می دهد – چنانچه خود میگوید ابلاغ  می کند – که مقام ریاست جمهوری مقاومت ایران را بپذیرد. جستجویی کوتاه در اینترنت و یوتیوب نشان می دهد که در آن جلسه هیچ صندوق رأیی وجود ندارد و اساساً شورای ملی مقاومت نهادی نیست که خود منتخب مردم ایران باشد ؛ شورایی که اکنون تقریباً صد درصد اعضای آن را مجاهدین تشکیل می دهند و در سال انتخاب مریم رجوی به سختی ده درصد از صندلی های آن به دیگر اپوزیسیون ها ی ایرانی اختصاص داشت.

همچنین،تازه ترین بحث انتخابات در سازمان برمی گردد به انتخاب زهره اخیانی بر عنوان مسئول اول سازمان در کمپ اشرف که مراسم مضحک رأی گیری در شهریور 90 از تلوزیون سازمان پخش شد و در سایت های سازمان اکنون موجود است. صندوق رأی را د راین مراسم پیدا کنید.

رهبران مجاهدین خلق شدیداً متهم به رهبری یک کیش شخصیتی هستند. الیزایت روبین ا زمجله ی نیویورک تایمز که در سال 2003 از پادگان اشرف دیدن کرد، مقاله ی مشهور " فرقه ی رجوی" را که هنوز هم یکی از معتبرترین منابع درباره ی مجاهدین است، منتشر کرد. روبین بار دیگر در مقاله ای در سال 2011 به وزیر امور خارجه ی وقت هیلاری کلینتون توصیه کرد که تبلیغات مجاهدین خلق را نادیده بگیرد. وی نوشت:" مجاهدین خلق نه تنها با هدف فعالان دمکراسی خواه ایران ارتباطی ندارد بلکه فرقه ای تمامیت خواه است که روزی ما را پاتوق خود خواهد کرد."

به هر حال خانم کلینتون توصیه های منتقدان مجاهدین خلق را نادیده گرفت و آن را از فهرست تروریستی بیرون آورد هرچند که، دانیل لاریسون از امریکن کانسروتیو معتقد است که" حذف مجاهدین خلق تقریباً بده بستانی بود برای این که بیشتر اعضای گروه در عراق از قرارگاه قدیمی شان در عراق بیرون بیایند."

درباره ی ماهیت فرقه ای و غیردمکراتیک مجاهدین خلق، لاریسون می نویسد:"بیشتر افراد کمپ اشرف خلاف میل باطنی شان ان جا نگه داشته می شوند" و "این سازمان از درون تمامیت خواه و فرقه ای مارکسیست است".

مقایسه ی ماده ی پنجم از طرح ده ماده ای مریم رجوی برای ایران آینده با آن چه الیزابت روبین در اشرف شاهد بوده است، نشان از تبلیغات فریب آمیز مجاهدین خلق دارد. وی می نیوسد:" هنگامی که در آوریل 2003 وارد پایگاه عملیاتی گروه کمپ اشرف شدم، فکر میکردم وارد دنیای خیالی زنبورهای کارگر ماده شده ام. در همه جا زنانی با لباس های کاملاً یک شکل یونیفرم  های خاکی و روسری لجنی می دیدم…"

این همان " حق آزادی پوشش" است که مریم رجوی در طرحش قولش را می دهد! و درباره ی "آزادی ازدواج، طلاق، آموزش و اشتغال " که خانم رجوی ادعا می کند، روبین در گزارش  خود می نویسد:"اعضا حتی مجبور به طلاق شده اند و سوگند تجرد مادام العمر خورده اند تا اطمینان دهند که همه ی انرژی و عشقشان به سوی مریم و مسعود معطوف می شود."

چنانچه در گزارش هیل آمده است، تبلیغات مجاهدین خود می پذیرد که گشودن دفترش راه را برای عشوه گری بیشتر نزد حامیان امریکایی بازتر می کند و چنانجه خود می گوید" هم راستاست با تلاش های گسترده اش در داخل و خارج ایران برای تغییر دمکراتیک در ایران و با توجه به شکست مذاکرات هسته ای و انتخابات ریاست جمهوری پیش رو اکنون بهترین زمان برای باز کردن این دفتر بود." مجاهدین خلق به روابط گرم خود با سیاستمداران امریکایی می بالند و می گویند که بازگشایی این دفتر "پیام سیاسی قدرتمندی به تهران می فرستد که اپوزیسیون واقعی ایران، درست روبروی کاخ سفید به صحنه بازگشته است. "

ظاهراً به عقیده ی سران سازمان مجاهدین خلق برای ایجاد دمکراسی در ایران حمایت امریکا لازم است نه مردم ایران! مجاهدین خلق از زمان خروج شان از ایران با دشمنان مردم ایران " در صحنه" بودند – روزی در پناه صدام و امروز تحت قیومیت اسرائیل و امریکا. دانیل لاریسون درباره ی موقعیت مجاهدین در جامعه ایران می نویسد:" مجاهدین خلق خود به تنهایی گروهی وحشتناک است" و "به خاطر همدستی طولانی مدتش با صدام حسین در جنگ ایران و عراق و پس از آن، در ایران مورد تنفر است."

به احتمال زیاد مجاهدین خلق نفرت انگیزترین گروه سیاسی در طول تاریخ سیاسی ایران است. انتخابات پیش رو در ایران اولین انتخاباتی نیست که از سوی مجاهدین تحریم می شود و آخرین نیز نخواهد بود. پس زا آن که در اولین انتخابات های برگزار شده در اوایل انقلاب مریم و مسعود رجوی از سوی مردم و حکومت ایران حمایت نشدند، همواره انتخابات در ایران را تحریم کرده اند!

با توجه به این که در یک دهه ی گذشته مجاهدین خلق لشکرکشی گسترده ای در پایتخت های غربی به ویژه واشنگتن به راه انداخته  اند، به نظر نمی رسد که بازگشایی دفتری در مرکز شهر واشنگتن تأثیر چندانی بر روابط ایران– امریکا داشته باشد، چه برسد به مسائل داخلی ایران از جمله انتخابات خرداد ماه. با همه ی این ها چنانچه خانم روبین پیش بینی می کند ممکن است مجاهدین بتوانند امریکا رابیش از پیش تبدیل به "پاتوق" تبلیغاتی خود کنند.

مزدا پارسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.