زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
اعتراض نه به حق پناهندگی، که اسیر شدن دردست رجوی است!
اگر این فریب خوردگان رجوی ازآگاهی زیر متوسطی هم برخوردار بودند، بدون برخورداری ازحق انتخاب شدن وانتخاب کردن، زمام امور- زندگی و…- را باین سادگی دردست بوالهوسی مانند مسعود رجوی قرار نمیدادند که علاوه برجان ومال وناموس شان، دوگرم غشای مغزی شان را هم به رجوی بدهکار باشند.
رجوی در باتلاق طرح تفکیک فرقه ای
آیا انسانهایی با میانگین سنی بالای 50 سال را که در تمام 30 سال گذشته تحت فشارهای خرد کننده جریانی مغزشویی فرقه ای رجوی بوده اند، و بیماریهای متعددی را تجربه می کنند را می توان به عنوان نیروی در سایه در نظر گرفت؟ بنابراین فرقه تروریستی رجوی که با طرح مناسبات فرقه ای خود انسانها را به ماشین تبدیل کرده است، با چه معیاری نظر پراکنی می کند؟
نمایش بازی کردن در فرقه رجوی
در فرقه رجوی بخاطر سر گرم کردن افراد در مناسبت های مختلف برنامه های جمعی راه اندازی می شود.مهمترین این برنامه ها در روز 30 مهر، چهارشنبه سوری، عید نوروز می باشد که با تمام قوا برای تهیه برنامه برای آن وقت می گذارند و از افرادی که دنبال این کار هستند می خواهند با تمام انرژی تلاش کند و مسخره تر از همه اینکه مسئولین میایند و می گویند فرق نمی کند این کار ما هم در راستای سرنگونی هست.آدمهای رجوی هر کاری را ربط به سرنگونی می دهند.
توطئه کثیف رجوی در فرقه بنام پروسه خوانی
در فرقه ها این روشهای رایج در مناسبات وجود دارد بخصوص در مناسبات مجاهدین به صرف کمترین اطلاعات در خصوص جایگاه طبقاتی فرد با کمترین احساس و تعارض بین فرد و مناسبات اقدام به کوبیدن شخص به بهانه پیشینه می کنند و تمام وابستگی وی را ناشی از دستگاه ارزشی بورژوازی و یا خوده بورژوازی می گذارند در این شرایط فرد بین خود و مناسبات به چالش کشیده می شود و با انتقادهایی که دارد به مناسبات پاسیو برخورد می نماید و تلاش می کند بر عکس در مناسبات خود را فعال و در ماموریت ها اکتیو تر نشان دهد. رجوی که از قبل این تئوری را در ذهن خود داشته و برای رسیدن به آن با شیادی و با نام و القاب متفاوت افراد را مغز شویی می کند.
آقای محمد قرایی، منبع خوبی برای درک ماهیت فرقه گری است!
اینکه فردی بنام علی صارمی کدام اثر اجتماعی- سیاسی را به یادگار گذاشته وچه سهمی درتئوریزه کردن وعلمی نمودن مبارزات مردم برجای گذاشته تا براثر آن بتوان اورا یکی از برجسته ترین؟؟!! زندانیان سیاسی تاریخ معاصر ایران نامید، سئوالی است که آقای قرائی باید بدان پاسخ دهد ویا قبول کند که بخاطر چندرغاز حقوق دریافتی ازرجوی، به چنین گنده گویی ناهنجاری دست زده وماموری بوده معذور!!
رجویها! چرا فرافکنی؟
حتی یک مورد نمی شود دید که رجوی انتقادی و یا اشکالی که به وی وارد بود قبول کرده باشد.هیچگاه پاسخگوی اعمال خلاف و اشتباه خود نیست چون فرقه ها و رهبران فرقه خود را پاسخگوی پائین تر از خود نمی دانند و فقط ادعا دارند درست فکر می کنند، خوب تصمیم می گیرند و خیر و سلاح کار را از سایرین بهتر می دانند
فرقه رجوی مخالف علم و دانستن!
فرقه مجاهدین برخلاف آنچه ادعا دارد و در تبلیغات خود بیان میکند٬ با هرگونه علم و اینکه شرایطی را بوجود آورد که اعضاء خود بر آگاهی و دانسته هایشان افزوده شود مخالف است. علیرغم اینکه آنها در سالیان گذشته کلاسهای بسیار زیادی برای نیروهای خود برگذار میکردند اما تمامی آن کلاسها و دوره های آموزشی در واقع کلاسهایی بود که فقط در راستای کارهای نظامی و جنگ و عملیاتهای تروریستی بود و هیچگونه ارزشی دیگری نداشت!
به بهانه تماشای”امکان مینا”
بعد از تماشای فیلم سینمائی”امکان مینا” در جشنواره فیلم فجر، در حال خارج شدن از سالن سینما فرهنگ، حرفهای مردم را که با هم صحبت می کردند می شنیدم.”مگر ممکن است؟ مگر می شود؟ به یک زن در تهران دستور بدهند که به نفع دشمن جاسوسی کند، شوهرش را با اسلحه بکشد، بچه اش را سقط کند، آخر سر هم سیانور بخورد و او هم راحت قبول می کند؟
زنان در فرقه رجوی
در فرقه رجوی زنان همچون ربات مجری فرامین و اوامر سرکرده فرقه هستند. به قدری از زنان کار می کشند که دیگر توان و مجالی برای اندیشیدن به خود، خانواده و آینده ندارند. اکثریت زنان این فرقه گرفتار بیماری های جسمی و روحی هستند. در فرقه رجوی زنان بیش از همه مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و حقوق طبیعی و فطری آنها پایمال شده است
عدم آزادی و انتقاد در فرقه رجوی
سالهای سال رجوی با شلاق وشکنجه وبا نام مستعار عملیات جاری وغسل هفتگی وانواع واقسام ترفند ها راه طرح بیان هرنوع انتقاد و مخالفتی را بست. اگر رجوی ظالم اجازه چنین اقدامی را به اعضائ خود می داد نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان و به بیان دیگر یعنی نه از رجوی چیزی می ماند و نه از تشکیلات سلبی او که بخواهد اتوریته خود را اعمال کند.
خدایا این فرقه چقدر به نظرم آشناست
فرقه رجوی فرقه ای هست که مردم پشت ایفا سوار می شدن زود برسن سر کار تا مثل برده کار کنن و شب بیهوش روی تخت بیفتن و فکر فرار سرشان نزند فرقه رجوی فرقه ای هست که تعدادی نفرات به دستور حاج مسعود رجوی رهبر عقیدتی فرقه کشته می شن و مامورای امنیت فرقه می گن: خواست حاج مسعود رجوی بود که کشته شون و پایشان به کشورهای آزاد نرسد تا مناسبات فرقه را افشا کنند
خودسوزی القاء شده یا خودسوزی خودسرانه در فرقه رجوی!
جدا شده ی دیگری از مجاهدین با نام مستعار مراد در مقاله ای در این باره می نویسد:” یکی از چندش آورترین اقداماتی که در فرقه ی رجوی اتفاق می افتاد خودسوزی است. خودکشی با قرص سیانور یا حتی به ضرب گلوله خود شخص به طور کلی و خودسوزی به طور دقیق، یکی از اقداماتی ست که نیروها در پروسه ی آموزش های تشکیلاتی برای آن آماده می شوند! روال کار هم به این شکل است که فرد، در حین آموزش های تشکیلاتی و ایدئولوژیک، به نقطه ای از پوچی درون می رسد که به این نتیجه می رسد که مرگش سودمند تر از حیات و زندگی اش است!”

