فرقه رجوی و دورویی

دورویی تظاهر فرد به داشتن ارزش هایی است که به آن ها باور ندارد و در رفتارهایش انعکاس نمی یابد. ریا نوعی حیله است و با حیله از خود شکلی غیر از آنچه هستند نشان می دهد. فرد ریاکار معمولا دارای یک ترس درونی نیز هست که خود را به شکل و صورتی نمایان می کند که آنچه در حقیقت است پنهان بماند. مثلا وقتی ما از امری احساس خطر می کنیم خود را پنهان می کنیم، می توانیم بگوییم ریا و دورویی هم نوعی پنهان شدن هست یا پنهان کردن حقیقت به دلیل ترس و وحشت، البته همیشه هم به دلیل ترس نیست، گاهی هم برای فریفتن دیگران برای سودجویی نیز هست، پس می بینیم که ریا ریشه در عواملی چون سودجویی، ترس و خلاصه عدم ایمان و اعتماد دارد..
یکی از جدا شده های اخیر فرقه رجوی می گوید که مراسم و مناسک دینی در فرقه رجوی فقط در جلوی دوربین های تلویزیون است و به صورت نمایشی صورت می گیرد. او اشاره می کند که سران فرقه به آنها می گفتند که در هر دین و آئینی باشند برایشان مهم نیست و فقط باید زمانی که به آنها گفته می شود رفتار دینی از خود نشان بدهند.
این سیستم در هیچ یک از ادیان الهی وجود نداشته و ندارد، بلکه در ادیان آسمانی از آن به عنوان نفاق و دورویی یاد می‌شود. ظاهر و باطن همه ادیان الهی یکی بوده و هست، بلکه همگان را نیز از رفتار دوگانه باز داشته‌اند. از میان ادیان الهی می‌توان به اسلام اشاره کرد که کتاب آسمانی قرآن، یک سوره خود را به همین گروه اختصاص داده است. پیامبر خاتم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «بدترین مردمان را، منافقینی (دورویان) می‌یابید که نزد گروهی به گونه‌ای و نزد گروهی دیگر به گونه‌ای دیگر ظاهر می‌گردد».
ریاکارها یا دوروهای متقلب ظاهری نه فقط ادعای شان با رفتارشان متضاد است بلکه ادعای این افراد نیز با باورهای شان یکی نیست. در واقع این گروه از آدم ها ادعا می کنند به مسائلی باور دارند، در حالی که در درون هیچ اعتقادی به آن مسائل ندارند. مثلا این ها نه تنها راستگو نیستند و دروغ می گویند، بلکه اساسا به راستگویی نیز باور ندارند.
دورویی و نفاق یکی از مشخصه‌های فرق انحرافی است به این معنا که آنان در میان مردم یک چهره دارند و در میان خود چهره‌ای دیگر که از دو جهت قابل بررسی است:
۱. جلب توجه مردم
 ۲. در اقلیت بودن
به سبب باورهایی که دارند در همه کشورهای دنیا در اقلیت هستند، از این‌رو مجبورند ظاهر را حفظ کرده و گفتار و کردار نیکی داشته باشند. این رفتار هنگامی که برای معرفی کردن جریان یا گروهی باشد، چون خلاف واقع نشان دادنِ جریان است، در حقیقت به معنای دورویی و نفاق است.
"ریاکاری" و "دو زبانی" از ویژگی‌های مهم موسسین فرقه‌ها است. در حالی که اعضا در گروه باید راستگو بوده و گذشته زندگی خود و جزئیات آن را برای رهبر بیان کنند، اما در خارج از فرقه باید از افراد دیگر سوء استفاده کرده و آنها را فریب بدهند. پیروان گروه ‌های منافق در برابر رهبر یا تشکیلات فرقه خود، هیچ راز یا سر پنهانی ندارند و باید همه چیز را بگویند. یعنی مانند مرده‌ای در دستان مرده شور؛ در خارج فرقه و تشکیلات نیز باید اسرار و اخبار داخل تشکیلات را از دیگران پنهان کرده و بپوشانند.
فرقه مخرب رجوی دارای سیستم اخلاقی دوگانه بوده و همواره از اعضا خواسته درداخل تشکیلات ذره ای دروغ نگویند و در نشست های مغز شویی به همه چیز اعتراف کنند همچنین همان افراد تشویق می شوند افراد عادی مستعد جذب را گول زده واز آنها سوء استفاده نمایند. کلمه لیبرالیسم در تشکیلات عین دیدن شیطان بود ولی همین سازمان ودر راس آن «مریم رجوی» در یکی از جلوه های بارز این اخلاقیات دوگانه با تمسک و تظاهر به ویژ گی های لیبرالیسم از جمله دمکراسی غربی و آزادی های اجتماعی و فردی، آزادی زنان، انتخابات آزاد به یک فریب بین المللی دست می یازد.
از طریق ارتباطات غیرکلامی می توان افراد دورو را شناسایی کرد. ارتباطات غیر کلامی، دنیایی از کلام را به مخاطب می رساند «بن بست دو سویه» مبحثی در علم ارتباطات است که به خوبی روشن کننده این مسئله است. نظریه "بن بست دو سویه" می گوید: اگر کسی در کلام مطلبی را عنوان می کند ولی رفتار و سکناتش چیز دیگری می گوید، شما به رفتار و سکناتش توجه داشته باشید. نکته جالب آن است که اگر در جایی ارتباطات کلامی و غیر کلامی گرد هم آیند، شما با 90 درصد اطمینان به ارتباطات غیر کلامی توجه کنید.
رهبران فرقه‌ها بر خلاف اولین برخوردهای محبت‌آمیز خود با اعضا، بسیار خشن و خودکامه بوده و کوچک‌ترین مخالفتی با او، عواقب سختی داشته و مجازات سنگینی برای فرد معترض در پی دارد.
رجوی دم از آزادی و دین اسلام می زند در حالی که خودش در تشکیلات سازمان هم زندان انفرادی داشت و هم نفرات را تا حد مرگ  شکنجه می کرد آن هم فقط به این جرم که دیگر نمی خواستند با سازمان باشند و می خواستند از راه اشتباه خود برگردند.
وعده‌های پوچ امید به آینده، آرامش و نشاط که درگروه‌های فرقه‌ای به اعضا داده می‌شود؛ نه تنها کوچک‌ترین دستاوردی برای افراد نداشته، بلکه بر عکس فرد دچار آسیب‌های مختلف فردی- در بعد جسمی و روحی- خانوادگی و اجتماعی می‌شود.
فرقه رجوی در این راستا حتی خدا و پیامبر را نیز دستاویز امیال خود  قرار می دهد تا شاید با این شکل فریبکاری، دروغ های بزرگ خود را در بین اعضای اسیر توجیه کنند. مثلا وقتی مسعود رجوی در پیام خود به مناسبت ماه مبارک رمضان اشاره به اعضای جدیدالورود و یا کاندیدای عضویت می کرد، کسی که در درون مناسبات سازمان نبوده است فکر می کند که به راستی خبر جدیدی شده و حتما خیل نیروهاست که به سمت قلعه اشرف سرازیر شده است. غافل از اینکه اکثریت قریب به اتفاق نیروهای موجود در سازمان هر کدام با یک ترفند و نیرنگ همچون کاریابی، تفریح، گردش و… به عراق آورده شدند و به یکباره خود را در مقابل عمل انجام شده دیدند که بعد از آن نیز هیچ راهی برای بازگشت نداشتند. چرا که یا به عنوان جاسوس تحویل زندان های مخوف (ابوغریب، فضیلیه و…) عراق می شدند و آنقدر تحت تاثیر تبلیغات سازمان و یا ترس از اعدام و شکنجه و زندان، در صورت بازگشت به ایران، قرار می گرفتند که راه بازگشتی را پیش روی خود نمی دیدند.
فرد ریاکاری که دستش برای همگان رو شده، می تواند آدم خطرناکی باشد. او ممکن است برای بازسازی روابط از دست رفته اش دوباره به رفتارهای ریاکارانه رو بیاورد، اما دیگر نباید گول حرف ها و رفتارهای او را خورد چون یک فرد ریاکار همیشه ریاکار است. حضرت علی (ع) در روایتی می فرماید: "با آدم های دورو، حریص و بخیل مشورت نکنید؛ این افراد نه تنها راه صحیح را به شما نشان نمی دهند، بلکه شما را نیز از مسیر درست گمراه می کنند." کسانی که از دورویی برای پیمودن پله های ترقی استفاده می کنند موجب می شوند کارایی و بهره وری پایین آمده و در جامعه کارشکنی زیاد شود که این مسئله مانعی برای رسیدن به اهداف است.
خداگو با خداجو فرق دارد
حقیقت با هیاهو فرق دارد
بسا مشرک که خود قرآن به دست است
نداند در حقیقت بت پرست است   (مهدی سهیلی)
استفاده از دروغ و ریا، روش اصلی دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی و جز لاینفک تشکیلات و مناسبات فرقه ای و تروریستی آنها می باشد، بنابراین حرف ها، ادعاها، اخبار و… خلاصه هر چیزی که آن ها به بیرون می دهند آلوده به این روش بوده و قابل اعتماد نیست.
حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود        تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند     (حافظ)
محمدی
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.