امروز 45 سال از سی خرداد سال 1360 و ورود تشکیلات مجاهدین خلق به فاز مسلحانه علیه حکومت ایران میگذرد. این اعلام مبارزه رسمی، عملی و خونین به رهبری مسعود رجوی انجام گرفت. تشکیلات مجاهدین خلق به سیاق سالهای گذشته، در سالگرد این صف آرایی خشونت بار، در پی گسیل به اصطلاح “ایرانیان” این بار […]
امروز 45 سال از سی خرداد سال 1360 و ورود تشکیلات مجاهدین خلق به فاز مسلحانه علیه حکومت ایران میگذرد. این اعلام مبارزه رسمی، عملی و خونین به رهبری مسعود رجوی انجام گرفت. تشکیلات مجاهدین خلق به سیاق سالهای گذشته، در سالگرد این صف آرایی خشونت بار، در پی گسیل به اصطلاح “ایرانیان” این بار به خیابانهای پاریس است.
شورش 30 خرداد به دستور مسعود رجوی و برای اعلام جنگ مسلحانه علیه حکومت آیت الله خمینی اعلام شد اما در عمل مردم کوچه و خیابان بودند که از آن پس قربانی تیغ خشونت مجاهدین خلق شدند. مسعود رجوی که امروز از مخفیگاه خود اعلام میکند که “30 خرداد خط سرخی بود که صف خمینی و ضد خمینی را برای همیشه از هم جدا کرد”، در حقیقت با آن دستور برای همیشه صف وطن پرست را از وطن فروش جدا کرد.
بازوهای تبلیغاتی مسعود رجوی، حضور در تظاهرات سی خرداد امسال را “ادای دین تاریخی که با خون نوشته شده است” اعلام میکنند در حالی که رهبرشان، در سی خرداد سال 60، نه تنها دستور داد خون بسیاری از مردم تنها به دلیل داشتن ظاهر “حزب اللهی” ریخته شود، بلکه در پی اوج گرفتن درگیریهای خشونت آمیز و حملات تروریستی بعدی، موجب اعدام شدن برخی از اعضای فریب خورده تشکیلات خود شد.
امروز لشکر کشی مجاهدین با جمعیت اجارهای در خیابانهای پاریس برای ادای دین تاریخی به کدام خون ریخته شده است؟ خون مردم ایران که از سی خرداد 60 تا همین جنگهای اخیر قربانی وطن فروشی مجاهدین خلق و امثالهم هستند؟
مجاهدین خلق پس از سی خرداد 60 تا امروز به ایران و ایرانی چه خدمتی کردند؟ در طول جنگ هشت ساله ایران-عراق، تحت حمایت مالی و نظامی صدام حسین چه خدماتی به غیر از فروختن اطلاعات به استخبارات عراق و انجام عملیات تروریستی در مناطق مسکونی به بهانه کشتار مسئولین، به “خلق قهرمان” ایران کردند؟
بنا به اسناد منتشر شده توسط پژوهشگران و روزنامه نگاران غربی، آنها حتی پس از خلع سلاح در عراق و ادعای پایان مبارزه مسلحانه و بیرون آمدن از لیست تروریستی، نیز به وطن فروشی از طریق فروش اطلاعات جاسوسی و هستهای به اسراییل و عاملیت در قتل دانشمندان هستهای ایران ادامه دادهاند.
مانند همیشه روشن است که مجاهدین خلق برای برگزاری این گردهمایی “کهکشان مقاومت ایران” بسیار هزینه کردهاند تا اندک هواداران خود را در لابلای خیل جمعیت پناهندگان سوری، اکراینی و آفریقایی در پاریس به نمایش بگذارند اما این بار هدف دیگری جز اعلام مخالفت در برابر حکومت ایران دارند. تظاهرات امسال مجاهدین خلق برای جبران عقب ماندگی در برابر دیگر اپوزیسیون شکست خورده ایران یعنی سلطنت طلبهاست.
برای این منظور، مجاهدین ادعا میکنند که “در زمانهای که مزدوران قلم فروش، هرزه گویان شاه و شیخ و تاجران سیاست، واژه ها را آلوده کردهاند، حضور در پاریس فقط یک حضور سیاسی نیست، دفاع از حرمت همان کلمات است.” فکر میکنید این عنصر تبلیغاتچی مجاهدین در شبکههای اجتماعی با بلغور کردن این جملات از کدام “کلمات” سخن میگوید؟
به نوشته او نسل مجاهدین “نگذاشت “وفا” به تملق قدرت تبدیل شود، نگذاشت “فدا” به شعاری تو خالی فرو کاسته شود و نگذاشت “آزادی” را در بازار معامله سیاست به حراج بگذارند.” فارغ از اینکه در میان دشمنان مجاهدین خلق این کلمات چگونه ارزشگذاری شدهاند، باید بررسی کرد که در درون مناسبات تشکیلاتی خود مجاهدین خلق، وفا، فدا و آزادی به چه معناست؟
آیا “وفا” به غیر از وفاداری به رهبری مسعود رجوی برای مجاهدین خلق معنی میشود؟ آیا “فدا” به غیر از فدا کردن زندگی، فردیت و جنسیت برای آرمان تشکیلات (بخوانید مسعود رجوی) است؟ از آزادی سخن نگوییم بهتر است. تنها دو نکته زیر را مدنظر قرار دهید:
یک. تشکیلات مجاهدین خلق حاضر نیست تظاهرات خود را در آلبانی برگزار کند در حالی که برای پر جمعیت نشان دادن آن، دو سه هزار عضو آماده در کمپ اشرف 3 دارد که میتواند به خیابانهای تیرانا گسیل کند. مگر این چند هزار عضو ایرانی هوادار مجاهدین خلق نیستند؟ دلیل آن در ذات فرقهای و غیردمکراتیک این تشکیلات است. سران مجاهدین خلق هرگز اجازه نمیدهند این تعداد از اعضا از دروازههای اشرف 3 خارج شوند. در حالی که کنترل عبور و مرور روزانه شمار اندکی از اعضا به بیرون از محوطه اشرف 3، برای مجاهدین خلق با تدابیر شدید امنیتی انجام میشود بدیهی است که خروج این تعداد از اعضا از حصارهای تشکیلات به معنای از دست رفتن کنترل بر افراد و گریختن شمار زیادی از اعضای ناراضی است.
دو. پاریس شهر رویایی اروپاست که بسیاری از پناهندگان تهیدست ساکن کشورهای اسکاندیناوی و شرق اروپا در آرزوی یک سفر یک روزه رایگان با ساندویچ و نوشیدنی رایگان به این شهر زیبا هستند. قانع کردن جمعیت اجارهای به شرکت در مراسمی در کشور کوچک آلبانی و شهر گمنام تیرانا کاری بس دشوار است که حتی عوامل کلاهبردار و فریبکار مجاهدین خلق در اروپا نیز از عهده آن برنمیآیند. حتی برای اندک ایرانیان هوادار مجاهدین خلق نیز سفر به تیرانا چنگی به دل نمیزند.
پس از کارناوال پرچمهای اوکراینی و سوری در خیابانهای برلین به بهانه “گردهمایی صدهزار ایرانی” در زمستان گذشته، اکنون نوبت به مقصد بهتری برای جمعیت اجارهای رسیده است. “پاریس، جشن بیکران” برای پناهنده فقیر تظاهرکننده نما، اردوی یک روزه رایگان است که مسیر پیاده روی تظاهراتش با غرفههای پذیرایی با ساندویچ و نوشیدنی رایگان جذاب است.
مزدا پارسی

