رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها

از تعاریفی که برای خیانت بکار می بردند یکی این تعریف است «خیانت عبارت است از سوءاستفاده از اعتماد شخص یا یک گروه و انجام عملی که آن‌ها را از لحاظ مادی یا معنوی متضرر سازد.» خیانت در لغت مشتق از «خَوَن» به معنای مخالفت با حق و پیمان در پنهانی است. همچنین خیانت را […]

از تعاریفی که برای خیانت بکار می بردند یکی این تعریف است «خیانت عبارت است از سوءاستفاده از اعتماد شخص یا یک گروه و انجام عملی که آن‌ها را از لحاظ مادی یا معنوی متضرر سازد.»

خیانت در لغت مشتق از «خَوَن» به معنای مخالفت با حق و پیمان در پنهانی است. همچنین خیانت را مخالفت با حق از طریق نقض عهد مخفیانه معنا کرده‌اند.

حال با این تعریف و با این معانی می توان انطباق آنها با رجوی ها را به خوبی نشان داد.

خیانت اول: بر اساس آنچه در اسناد ساواک موجود است. همچنین بر اساس آنچه پرویز ثابتی یکی از مسئولین ساواک در خاطرات خود در کتابی با نام «در دامگه حادثه» آورده است و همچنین در نوشته ها گفتار برخی از اعضای ساواک که در خارج از این هستند، رجوی بعد از دستگیری در سال 1350 ، تمام اطلاعاتی که داشت را در اختیار ساواک گذاشت و تعدادی از مسئولین و اعضای سازمان و شخص حنیف نژاد را لو داد . با اطلاعاتی که رجوی در اختیار ساواک گذاشت، محمد حنیف نژاد دستگیر و سپس اعدام شد. در اینجا رجوی با خیانت خویش به گروه مجاهدین و مسئولین و اعضای آن ضرر کلانی رساند و بزرگترین هدیه را به ساواک داد.

خیانت بزرگ:
خیانت را به عنوان مخالفت با حق و با پیمان معنا کرده اند. بعد از پیروزی انقلاب در بهمن 1357 رجوی با حق بزرگ رهبری این انقلاب که خود نیز به آن واقف بود و حتی اعتراف کرده بود که آزادی خودش و موسی خیابانی را مدیون رهبر انقلاب یعنی آیت الله خمینی است، را از بین ببرد. او بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب با اقداماتی برنامه ریزی شده تلاش داشت تا این حق بزرگ را پوشانده و خود را رهبر انقلاب جا بزند. موضوعی که در نهایت وقتی نتوانست کارش را با فریبکاری پیش ببرد به ترورهای کور و بمب گذاری و کشتار مردم ایران انجامید و در سمت سازمان هم نیروهای زیادی قیمت آن را با زندان و کشته شدن در مسیری گمراه و بی آینده پرداختند و اعضای باقیمانده در آلبانی نیز قیمت آن را با تباهی عمرشان توسط رجوی ها همچون زندگی برده وار می پردازند.

ادامه دارد…

ایرج صالحی