پنجم مهرماه ۱۳۶۰، در فاصلهای کوتاه پس از ورود سازمان مجاهدین خلق به فاز مبارزه مسلحانه، یکی از مهمترین اقدامات خیابانی این سازمان در تهران رقم خورد. درواقع این رویداد پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مهمترین تلاش سازمان برای کشاندن هواداران به خیابان و ایجاد شکاف در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود و با […]
پنجم مهرماه ۱۳۶۰، در فاصلهای کوتاه پس از ورود سازمان مجاهدین خلق به فاز مبارزه مسلحانه، یکی از مهمترین اقدامات خیابانی این سازمان در تهران رقم خورد. درواقع این رویداد پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مهمترین تلاش سازمان برای کشاندن هواداران به خیابان و ایجاد شکاف در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود و با درگیری مسلحانه، آتشزدن اتوبوسها، شهادت تعدادی از نیروهای مردمی و کشته و دستگیر شدن شماری از عوامل سازمان پایان یافت.
در سال ۱۳۶۰ تقابل جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق وارد مرحلهای تازه شد. پس از تظاهرات ۳۰ خرداد و آغاز فاز مسلحانه، سازمان کوشید با تکیه بر شبکه هواداران و میلیشیای خود، فضای سیاسی و اجتماعی کشور را به سمت رویارویی خیابانی سوق دهد. در این میان، تظاهرات ۵ مهر در تهران، نقطه اوج مجموعهای از تلاشها برای سازماندهی اعتراضات مسلحانه بود. این رویداد در شرایطی رخ داد که همزمان در جبهههای جنگ ایران و عراق، عملیات ثامنالائمه به شکست حصر آبادان انجامیده بود و پیروزی نیروهای ایرانی فضای عمومی کشور را تحتتأثیر قرار داده بود. در چنین شرایطی، مجاهدین با سازماندهی یک حرکت مسلحانه در پایتخت تلاش کردند ابتکار عمل سیاسی و اجتماعی را در داخل کشور به دست گیرند.
زمینه و طراحی تظاهرات مسلحانه
در اواخر شهریور ۱۳۶۰، در درون سازمان مجاهدین خلق، خط و تاکتیک “تظاهرات گسترده” مورد توجه قرار گرفت. هدف آن بود که تعداد بیشتری از تیمهای مسلح، نیروهای اجرایی و عملیاتی و هواداران تشکیلاتی وارد صحنه شوند و با آغاز حرکت از نقاط مختلف، گروهها در ادامه به یکدیگر بپیوندند و دامنه تظاهرات را گسترش دهند. این طرح با عنوان آزاد کردن “پتانسیل نهفته خلق”مطرح شد. [۱]
تظاهرات ابتدا قرار بود در اول مهرماه برگزار شود و مقدمات آن نیز فراهم شده بود؛ اما برگزاری راهپیمایی دانشآموزی به مناسبت بازگشایی مدارس موجب شد اجرای طرح به پنجم مهر موکول شود. در این فاصله، سازمان تلاش کرد نیروهای خود را برای یک حرکت خیابانی گسترده آماده کند. شکل اصلی عملیات نیز بر فعالیت گروههای موتورسوار و پیاده استوار بود؛ گروههایی که میبایست در نقاط مختلف شهر به راه افتاده، هواداران موجود در محلهها را گرد آورند و حرکت را به سایر نقاط گسترش دهند.
اهمیت این برنامه برای رهبری سازمان، صرفاً در برگزاری یک تظاهرات خیابانی خلاصه نمیشد. رهبران سازمان در پی آن بودند که پس از تجربه ۳۰ خرداد، بار دیگر امکان شکلگیری یک حرکت اجتماعی گسترده را بیازمایند. در روایتهای سازمان نیز از این اقدام با عنوان “تست عنصر اجتماعی” یاد شد؛ یعنی آزمودن این فرض که میتوان با ایجاد یک حرکت مسلحانه، مردم را به صحنه کشاند و اعتراضات را از یک حرکت سازمانی به یک حرکت عمومی تبدیل کرد. همین هدف، جایگاه ۵ مهر را در استراتژی سازمان در ماههای نخست پس از ۳۰ خرداد برجسته میکند.
در تبلیغات و توجیهات داخلی سازمان، حتی تصویری خوشبینانه از واکنش احتمالی مردم ارائه شده بود. به اعضا، هواداران و رابطها گفته شده بود که فضای آن روز شبیه ۲۲ بهمن خواهد بود و مردم از آنان استقبال خواهند کرد. مسعود رجوی امیدوار بود پس از آغاز حرکت، با پیوستن مردم، مراکز مهمی همچون مجلس و صداوسیما تحت کنترل قرار گیرد، زندانیان اوین آزاد شوند و حرکت به سمت جماران ادامه پیدا کند. [۲]
وقایع ۵ مهرماه ۱۳۶۰
صبح ۵ مهر ۱۳۶۰، عملیات در تهران آغاز شد. حدود ساعت ۱۰:۳۰ در محدوده پل حافظ، تقاطع طالقانی، خیابان انقلاب، خیابان ولیعصر و سهراه جمهوری، گروههایی از هواداران مسلح سازمان با شلیک هوایی و گاه شلیک مستقیم، اقدام به حرکت در خیابانها کردند. گزارشهای موجود از حضور افراد موتورسوار و پیاده در گروههای مختلف حکایت دارد که با سر دادن شعارهای از پیش تعیینشده، حرکت خود را دنبال میکردند. [۳]
بر اساس گزارشها، در تقاطع کالج ـ انقلاب واقع در زیر پل حافظ، هواداران مسلح سازمان شعارهایی علیه مسئولان نظام و حتی امام خمینی سر دادند. سپس یک اتوبوس ارتشی را متوقف و به آتش کشیدند. مهاجمان پس از آن، خودروهای عبوری و یک اتوبوس شرکت واحد را متوقف و مسافران را از آنها پیاده کردند و با استفاده از بنزین، اتوبوس را به آتش کشیدند. گزارشهایی نیز از سوختن یکی از مهاجمان هنگام آتش زدن اتوبوس خبر میدهد. همچنین عدهای حدود ۵۰ نفر مهاجم در خیابان انقلاب اجتماع و سپس راهپیمایی کردند. مهاجمین پس از آن، چهار دستگاه دیگر اتوبوس شرکت واحد را نیز به آتش کشیدند. [۴]

5 مهر 1360
درگیریها تنها به آتشزدن وسایل نقلیه محدود نماند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، تیمهای مسلح سازمان در نقاط مختلف مستقر شده بودند و در برابر نیروهای پاسدار و افراد مشکوک به مخالفت با تظاهرات، دست به تیراندازی میزدند. در بولتن یکی از انجمنهای وابسته به سازمان، از زبان یکی از شرکتکنندگان در حوادث ۵ مهر، جزئیاتی درباره نحوه اجرای عملیات آمده است. در این روایت، آغاز تظاهرات با “تکتیرهای برادران” اعلام شد، اتوبوسها با کوکتل مولوتف به آتش کشیده شدند و تیمهای مسلح در ساختمانهای اطراف و پشتبامها موضع گرفتند. همان گزارش از تیراندازی به دو پاسدار و ادامه درگیریها تا حدود ساعت ۱۵:۳۰ خبر میدهد. [۵]
یکی از مهمترین اسناد مورد استناد درباره ماهیت مسلحانه این حرکت، گزارش منتشرشده در نشریه مجاهد شماره ۱۷۰ است. این گزارش که از زبان یکی از نیروهای شرکتکننده در عملیات تنظیم شده، از”تدارکات و سلاح و مهمات کافی” پیش از آغاز حرکت سخن میگوید و توضیح میدهد که تیمهای مسلح در نقاط تعیینشده مستقر شدند. در ادامه نیز از متوقف کردن اتوبوسها، استفاده از کوکتل مولوتف، تیراندازی به نیروهای پاسدار و به آتش کشیدن موتورسیکلتهای آنان سخن گفته شده است. [۶]
همین گزارشها نشان میدهد که ۵ مهر را نمیتوان صرفاً یک راهپیمایی اعتراضی دانست. سازمان پیش از آغاز حرکت، برای حضور تیمهای مسلح برنامهریزی کرده بود و بخشی از نیروها مأموریت داشتند از تظاهرکنندگان حفاظت کنند. در دستورالعملهای عملیاتی نیز بر مقابله مسلحانه با کسانی که مانع حرکت میشدند تأکید شده بود. بنابراین، تظاهرات ۵ مهر از همان ابتدا با آمادگی نظامی و تشکیلاتی همراه بود و در جریان اجرا نیز به درگیری مسلحانه تبدیل شد.
شدت درگیریها موجب شد کمیتهها و نیروهای سپاه پاسداران در نقاط مختلف تهران به حالت آمادهباش درآیند. سخنگوی کمیته ستاد ۶ منطقه ۹ تهران اعلام کرد که پس از دریافت گزارش درباره قصد گروههای مسلح برای ایجاد آشوب و رعب و وحشت، نیروهای کمیته در نقاط مختلف شهر مستقر شدند. به گفته وی، مهاجمان مسلح در خیابان انقلاب اجتماع کرده و پس از سر دادن شعار علیه مسئولان، به صورت مسلحانه به مردم حمله کرده بودند. نیروهای کمیته نیز برای متفرق کردن مهاجمان و دستگیری آنان وارد عمل شدند و شماری از افراد مسلح دستگیر و به کمیتههای مختلف منتقل شدند. این گزارش همچنین از حمله چندباره مهاجمان به ستاد کمیته و خنثیشدن آن خبر میدهد. [۷]

5 مهر 1360
شکست “تست عنصر اجتماعی”
۵ مهر در زمانی رخ داد که نیروهای ایرانی در جبهههای جنگ، در عملیات ثامنالائمه موفق به شکست حصر آبادان شده بودند. همزمانی این پیروزی نظامی با تظاهرات مسلحانه در تهران، سبب شد که این حرکت سازمان در اذهان عمومی، تلاشی خصمانه برای ایجاد آشوب در پشت جبهه تلقی شود. آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود با اشاره به عملیات ثامنالائمه، نوشت: “مجاهدین خلق که در داخل با عراق همکاری دارند، امروز با ایجاد چند صحنه جنونآمیز با برخورد مسلحانه، تلاش کردند که نشاط و شور این پیروزی [عملیات ثامنالائمه]را بگیرند ولی موفق نشدند.” وی همچنین به آتش زدن چند اتوبوس، کشته و مجروح شدن افراد و دستگیری و کشته شدن نیروهای سازمان اشاره کرده است. [۸]
از منظر سازمان مجاهدین خلق، مسئله اصلی ۵ مهر آزمودن ظرفیت اجتماعی برای پیوستن به مبارزه مسلحانه بود. اما برخلاف تصوری که در طراحی عملیات وجود داشت، حرکت نتوانست به یک قیام عمومی و گسترده تبدیل شود. حضور سازمانیافته نیروهای مسلح و درگیریهای خیابانی، نهتنها موجب پیوستن گسترده مردم نشد، بلکه در بسیاری از نقاط، واکنش عمومی علیه مهاجمان را به دنبال داشت. گزارشهای مربوط به آن روز از دستگیری تعدادی از اعضا و هواداران سازمان با کمک مردم حکایت دارد. در نتیجه، شکاف میان انتظار سازمان و واقعیت اجتماعی آشکار شد. در روایتهای بعدی، مسعود رجوی نیز از حرکت ۵ مهر به عنوان یک “آزمایش” یاد کرد و اذعان کرد که نتیجه آن مطابق انتظار سازمان نبود. همین اعتراف، اهمیت رویداد را دوچندان میکند؛ زیرا نشان میدهد هدف اصلی تنها اجرای یک عملیات خیابانی نبود، بلکه سنجش امکان تبدیل ظرفیت تشکیلاتی سازمان به یک حرکت اجتماعی فراگیر بود. [۹]
از سوی دیگر، شکست این حرکت پیامدهای مهمی برای سازمان داشت. پس از ۳۰ خرداد، سازمان به دنبال حفظ و گسترش شبکه هواداران خود و انتقال مبارزه از عملیات محدود به یک رویارویی عمومی بود. اما ۵ مهر نشان داد که حضور تیمهای مسلح در خیابان، بدون برخورداری از همراهی گسترده اجتماعی، نمیتواند به تغییر موازنه سیاسی منجر شود. به این ترتیب، تحمل شکستی دیگر تنها چند ماه پس از ۳۰ خرداد، موجی از یأس و ناامیدی را در میان بخشی از نیروهای سازمان ایجاد کرد.
جمعبندی
تظاهرات ۵ مهر ۱۳۶۰ را باید در ادامه روندی دید که از ۳۰ خرداد آغاز شده بود. سازمان مجاهدین خلق در این روز کوشید با سازماندهی تیمهای مسلح، ایجاد درگیری و کشاندن هواداران به خیابان، ظرفیت اجتماعی لازم برای گسترش مبارزه مسلحانه را بیازماید. با این حال، حرکت نتوانست به قیامی عمومی تبدیل شود و درگیریهای مسلحانه، آتشزدن اتوبوسها و مقابله نیروهای مردمی و امنیتی، آن را به شکستی سنگین برای سازمان تبدیل کرد. از این منظر، ۵ مهر نه پایان یک رویداد خیابانی، بلکه نقطهای تعیینکننده در تشدید رویارویی مسلحانه سازمان مجاهدین خلق و نظام جمهوری اسلامی ایران در نخستین سال دهه ۱۳۶۰ بود.
پینوشتها
[۱]سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام (۱۳۸۴ ـ ۱۳۴۴)، به کوشش جمعی از پژوهشگران، جلد دوم، چاپ اول (۱۳۸۵)، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص ۶۵۵.
[۲]وبگاه مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، شکست راهپیمایی مسلحانه ۵ مهر منافقین، بازیابیشده در ۵ مهر ۱۴۰۴.
[۳]حقبین، مهدی (۱۳۹۲). از مجاهدین تا منافقین، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۹۸.
[۴]روزنامه اطلاعات، «مهاجمین چند دستگاه اتوبوس واحد را آتش زدند»، شماره ۱۶۵۳۶، یکشنبه ۵ مهر ۱۳۶۰، ص ۴.
[۵]بولتن انجمن زنان مسلمان، به نقل از: سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام (۱۳۸۴ ـ ۱۳۴۴)، همان، ص ۶۵۶.
[۶]وبگاه انجمن نجات، مجاهدین ـ ۵ مهر ۱۳۶۰ ـ تا توانستند کشتند و تخریب کردند و آتش زدند، شناسه: ۴۱۴۷۴، بازیابیشده در ۷ مهر ۱۳۹۹.
[۷]روزنامه اطلاعات، «بقایای مجاهدین خلق به منظور انحراف از جنگ دوباره دست به آشوب خیابانی زدند»، شماره ۱۶۵۳۷، دوشنبه ۶ مهر ۱۳۶۰، ص ۱۵.
[۸]هاشمی رفسنجانی، اکبر (۱۳۷۸). عبور از بحران؛ کارنامه و خاطرات ۱۳۶۰، به اهتمام یاسر هاشمی، چاپ ششم، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، ص ۳۰۴.
[۹]سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام (۱۳۸۴ ـ ۱۳۴۴)، همان، ص ۶۵۷.
