کانون‌های شورشی؛ قربانیانی در خدمت تبلیغات تشکیلاتی

سیمای آزادی، رسانه وابسته به سازمان مجاهدین خلق، بار دیگر با تبلیغ فعالیت‌های موسوم به “کانون‌های شورشی”، اقدام‌های پراکنده در داخل ایران را به‌عنوان نشانه‌ای از گسترش نفوذ تشکیلات خود معرفی کرده است. اما پشت این نمایش رسانه‌ای، پرسش مهم‌تری وجود دارد: سرنوشت جوانانی که وارد این مسیر می‌شوند، تا چه اندازه برای گردانندگان این […]

سیمای آزادی، رسانه وابسته به سازمان مجاهدین خلق، بار دیگر با تبلیغ فعالیت‌های موسوم به “کانون‌های شورشی”، اقدام‌های پراکنده در داخل ایران را به‌عنوان نشانه‌ای از گسترش نفوذ تشکیلات خود معرفی کرده است. اما پشت این نمایش رسانه‌ای، پرسش مهم‌تری وجود دارد: سرنوشت جوانانی که وارد این مسیر می‌شوند، تا چه اندازه برای گردانندگان این تشکیلات اهمیت دارد؟

برخی از این افراد ممکن است با شناختی ناکافی از گذشته و عملکرد سازمان، تحت تأثیر تبلیغات، وعده‌ها یا نیازهای شخصی و اقتصادی وارد فعالیت‌هایی شوند که برایشان پیامدهای جدی به همراه دارد. بدون شواهد مستقل نمی‌توان درباره انگیزه همه این افراد حکم یکسانی صادر کرد؛ اما این پرسش اساسی همچنان پابرجاست که آیا سازمان پیش از تشویق جوانان به فعالیت‌های پرخطر، مسئولیت پیامدهای احتمالی آن را نیز می‌پذیرد؟

تناقض تلخ ماجرا آنجاست که هزینه فعالیت‌های میدانی را جوانانی می‌پردازند که در معرض بازداشت، آسیب و محرومیت از آینده عادی خود قرار می‌گیرند، در حالی که تشکیلات می‌تواند از همان رویدادها برای تبلیغات سیاسی و رسانه‌ای بهره‌برداری کند. حتی بازداشت یک فرد نیز ممکن است به فرصتی برای فضاسازی تبلیغاتی، انتشار پیام‌های سیاسی و متهم‌کردن طرف مقابل تبدیل شود؛ بی‌آنکه لزوماً سرنوشت و آینده خود آن فرد در مرکز توجه قرار گیرد.

در چنین شرایطی، این نگرانی مطرح است که دستگیری افراد، به‌جای آنکه صرفاً یک خسارت انسانی و تشکیلاتی تلقی شود، به ابزاری برای ادامه تبلیغات تبدیل گردد؛ گویی از آب گل‌آلود ماهی گرفته می‌شود. برای اثبات اینکه سازمان عمداً از بازداشت افراد استقبال می‌کند، باید شواهد مشخصی در دست داشت؛ اما بهره‌برداری تبلیغاتی از پیامدهای فعالیت‌های پرخطر، موضوعی است که می‌توان رفتار رسانه‌ای سازمان را بر اساس آن مورد پرسش قرار داد.

سابقه سازمان مجاهدین خلق، از مبارزه مسلحانه و ترورهای دهه ۱۳۶۰ تا همکاری با حکومت صدام حسین در دوران جنگ ایران و عراق، ضرورت بررسی انتقادی شیوه‌های کنونی آن را دوچندان می‌کند. همچنین گزارش‌های حقوق بشری درباره مناسبات درونی سازمان، پرسش‌هایی جدی درباره حقوق اعضا و آزادی انتخاب آنان مطرح کرده‌اند.

در نهایت، جوانانی که در کانون‌های شورشی فعالیت می‌کنند، پیش از آنکه سوژه برنامه‌های تلویزیونی باشند، انسان‌هایی با خانواده، آینده و حق انتخاب هستند. هیچ هدف سیاسی یا تبلیغاتی نباید بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن امنیت و سرنوشت آنان شود.

پرسش اصلی از سرکردگان سازمان مجاهدین خلق این است: اگر جان و آینده این جوانان برای شما اهمیت دارد، چرا در تبلیغات خود از اقدام‌های آنان سخن می‌گویید، اما درباره مسئولیت‌پذیری در قبال پیامدهای این فعالیت‌ها پاسخ روشنی ارائه نمی‌کنید؟

واقعیت آن است که میان قهرمان‌سازی در برابر دوربین و پذیرش مسئولیت در قبال انسان‌ها فاصله زیادی وجود دارد؛ فاصله‌ای که جوانان فریب‌خورده یا گرفتار در مسیرهای پرخطر، بیش از دیگران بهای آن را می‌پردازند.

نویسنده: عباس جعفری، جداشده از سازمان تروریستی مجاهدین