من آنم که رستم بود پهلوان

مسعود رجوی سرکرده سازمان تروریستی مجاهدین خلق ، همیشه در نشست‌ها با آب و تاب و سخنان کلیشه‌ای، خود را بزرگترین و کاریزماتیک ترین استراتژیست جهان معرفی می‌کرد و به سلطنت دیکتاتور مابانه و مینیاتوری خود می‌نازید و جواب هر منتقد و مسئله داری را با ” مشت آهنین ” و زندان و شکنجه و […]

مسعود رجوی سرکرده سازمان تروریستی مجاهدین خلق ، همیشه در نشست‌ها با آب و تاب و سخنان کلیشه‌ای، خود را بزرگترین و کاریزماتیک ترین استراتژیست جهان معرفی می‌کرد و به سلطنت دیکتاتور مابانه و مینیاتوری خود می‌نازید و جواب هر منتقد و مسئله داری را با ” مشت آهنین ” و زندان و شکنجه و قتل و سرکوب به شدیدترین وجه می‌داد. بالغ بر نیم قرن از خزعبلات رجوی می گذرد. همیشه هم در دنیای رویائی خود تا نقطه اوج پیش می رفت اما باز هم هیچ و پوچ و روز از نو و روزی از نو… هر سال هم سال سرنگونی اعلام می شد و همه را به بیگاری‌های شبانه روزی وادار می‌کرد و درنهایت هم هیچ به هیچ.

از طرفی همیشه می‌گفت: ما وسط و میانه نداریم. هر کس با ما نیست با رژیم است. بنابراین هر کس ذره ای و قدمی بخواهد از ما دور شود، در دامان رژیم خواهد بود.

اما امروز در سایت‌های کذاب خود، یک میانه و وسط باز پیدا شده است. روزی رجوی می گفت ما تنها هماورد رژیم هستیم، جز ما کسی در صحنه نیست، هر چه هست مجاهدین هستند و تمام. اما امروز شروع کرده استدر سایت هایش به فحش و ناسزا علیه مجلس بلژیک که چرا بچه شاه را برای سخنرانی دعوت کرده‌اند! چرا از سازمان او چنین دعوتی بعمل نیامده است؟

من بعنوان یک کنشگر نمی‌خواهم وارد سگ دعواهای قلاده های رجوی و سلطنت طلب‌ها شوم، چرا که هر دو از سوی مردم ایران طرد شدند و سوابق درخشانی ندارند. یک طرف 17000 نفر از مردم ایران را ترور کرده است و دیگری پدرش از سوی مردم ایران، بیرون انداخته شده است. پس نمی‌خواهیم به عقب برگردیم.

من برایم سئوال شده است که این تنها هماورد، چرا مدتی است که به هماورد دیگری حمله می کند؟ تا دیروز که هماوردی نمی شناخت! شاید اوضاع خیلی خراب شده است و کفگیر رژیم ستیزی به ته دیگ خورده و به پهلوی ستیزی ، تقلیل یافته است؟

مسعود رجوی امروز که احتمالا هم مرحوم است، دیگر کرک و پرش ریخته است، التماس همه را می کند که یک جوری او را و سازمان تروریستی‌اش را به رسمیت بشناسند اما دریغ از یک حمایت و یک تکه نان که جلویش بیاندازند.

این همان “کارما” و خدایی است که آه مظلومان را می‌شنود و ظالمان را به بدترین شکل مجازات می‌کند، آن روز شاید ما در درون حصارهای رجوی و در قلب زندان‌هایش ، فریادهایمان به جایی نمی‌رسید  اما امروز همه چیز فرق کرده است. در خود سازمانش هم کسی برای رجوی و سازمان اش تره خرد نمی‌کند.

امروز رجوی به جائی رسیده است که حتی در مورد تحولات بیخ گوشش در آلبانی و تیرانا، موضع گیری نمی‌کند. ما منتظریم رای قطعی و نهائی دادگاه در مورد این سازمان و رهبرانش صادر شود و موضوع استرداد قطعی شود، بی گمان برای آنروز حتی سوراخ موش هم برای شکنجه گران و زندان‌بانان این سازمان تروریستی پیدا نخواهد شد.

محمدرضا مبین