مجاهدین خلق

واقعیت تلخه ، اما باورش کن!

 واقعیت تلخه ، اما باورش کن!



چند روز پیش با خواندن مطلب آقای نیابتی که در توضیح مواضع مجاهدین نوشته شده بود ، به یک جمله برخورد کردم که البته شاید هم بتوان گفت بدون این که نویسنده بخواهد ، همین جمله لُب مطلب ایشان را تشکیل داده است :
« انتخابات آزاد! همان رفراندوم کذايی است. اين همان فصل مشترک آمريکا و اروپا می توانست باشد اگر که رژيم جمهوری اسلامی هم مثل بخش اعظم اپوزيسيون حراف ، ياوه گو ، پرمدعا ، بنده قدرت ، پراکنده و سازمان نيافته خود ، در رابطه با مقوله حفظ قدرت ، غير جدی می بود.ولی ايران نه اوکراين است و نه قرقيزستان و نه گرجستان. »
منظورم قسمت اول این جمله نیست ، بلکه آن قسمت که مقایسه ای بین جمهوری اسلامی با اپوزیسیون انجام می دهد ، به درستی و با تمام مشخصات صورت گرفته است.
البته نویسنده از آنجا که خود طرفدار مجاهدین است ، قید ِ بخش اعظم اپوزیسیون را بکار برده است و اگر نیک نظر می کرد متوجه می شد که سازمان متبوع خود نیز دست کمی از اپوزیسیون کافه نشین و ماهواره باز ندارد.
این که مجاهدین یاوه گو و پر مدعا هستند ، بر تمام خلایق معلوم است و در یاوه گویی آنها همین بس که سی خرداد 1360 را با یاوه گویی براه انداختند و هیچوقت فراموش نمی کنم که وعده های سرنگونی امروز و فردا می دادند، پر مدعا هستند ، زیرا همانند همان نویسنده ، 3000 نیروی زهوار در رفته ی خود را در مقابل نیروی نظامی ایران اعم از ارتش و سپاه و بسیج قرار میدهند و به قول آمریکایی ها مثل یک پشه در برابر غول هستند.
در مورد بنده ی قدرت بودن مجاهدین ، حتماً باید این نکته را گوشزد کرد که اتفاقاً هیچ نیرویی در اپوزیسیون به اندازه ی این گروه بنده ی قدرت نیست.
این گروه آنقدر ذلیل و تابع قدرت و توسری خور سیاستهای اعضای مجلس کشورهای غربی شده است که بطور کامل حتی از فضای سیاسی اپوزیسیون نیز بریده و فقط با خارجیها ملاقات و زد و بند دارد.
این که روزی هم خون و هم کاسه ی صدام حسین بودند و امروز استراتژی خود را بر جلب حمایت آمریکا قرار داده اند و حاضرند تنها آلترناتیو محبوب آمریکا شوند ( تنها خوری و دامن زدن به پراکندگی و عدم اعتقاد به تشکل و سازماندهی کلیه ی مخالفین به اسم هژمونی!!! ) اگر بنده ی قدرت بودن نیست ، پس ایشان لطف کنند و بفرمایند چیست ؟
در سال 1360 ، سازمان فکر کرد، جمهوری اسلامی با دو تا تیر و ترقه از جا در می رود و تصاحب قدرت شوخی است ، بعد هم رجوی این را به نوعی در جمع بندی یک ساله اعتراف کرد، و معلوم می شود که اینها هم همانند سایرین غیر جدی و فقط برای گذران زندگی ( منتهی از این نوعش ) حرافی می کنند.
بله ، واقعاً باید پذیرفت ایران نه اکراین است و نه قرقیزستان و گرجستان که با رفراندم و راه حل سوم و از این حرافی ها ، منجر به تغییر سیستم حاکم شود!
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا