سه‌شنبه, ۳ شهریور , ۱۴۰۵
حقایق پشت پرده 17 ژوئن – قسمت اول 25 خرداد 1388

حقایق پشت پرده 17 ژوئن – قسمت اول

چگونه وبا چه مکانیزمی عده ای در آتش ساده باوری خود سوختند وجرقه اولین خود سوزی ها چگونه وبه دست چه کسانی وبا چه هدفی زده شد؟ اینها واقعیت هایی است که فرقه دروغ پرداز رجوی به عمد قصد دارد که به آنها نپردازد.آنها در اوج دنائت وبیشرمی باز قصد دارند با برگزاری مراسم به اصطلاح بزرگداشت 17 ژوئن به روی واقعیت های پشت پرده آن خاک بپاشند در حالیکه نسل رها شده از اسارت رجوی با بیان وافشای واقعیت های پشت پرده آن بر آنند که دکان های چند نبش عوام فریبی مریم ومسعود را برای همیشه در اذهان عمومی تخته کنند.

17 ژوئن؛ لکه ننگی بر پیشانی رجوی 19 خرداد 1388

17 ژوئن؛ لکه ننگی بر پیشانی رجوی

کوس رسوایی17 ژوئن و عوامل خیانتکار دست اندکار آن در هر کوی و برزن به صدا آمده است. در این روز مریم رجوی که خودش هم زمان با شروع تهاجم نظامی آمریکا به عراق هزاران رزمنده مجاهد را که در نوار مرزی از یک ماه قبل به امید اعلان فرمان پیشروی رئیس جمهور منتخب شورا در زیر سهمگین ترین بمباران های تاریخ تنها گذاشته و مخفیانه در فرانسه سکنا گزیده بود توسط پلیس فرانسه دستگیر شد.

مجموعه تصاویر همایش خانواده های عضو انجمن نجات در اهواز 29 اردیبهشت 1388

مجموعه تصاویر همایش خانواده های عضو انجمن نجات در اهواز

در تاریخ 18/2/1388 روز جمعه راس ساعت 30/10 همایشی با شرکت خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی درتالار آفتاب شهر اهوازبرگزار گردید.در این همایش که بیش از 50 نفراز خانواده ها به همراه جمعی از اعضای بازگشتی حضور داشتند بعد از اعلام برنامه، آقای حمید دهدار حسنی مسئول انجمن نجات شاخه خوزستان گزارشی از فعالیت های انجمن در یکسال گذشته و رئوس برنامه های آینده را به اطلاع خانواده ها رساند.

بیانیه خانواده های عضو انجمن نجات اهواز 20 اردیبهشت 1388

بیانیه خانواده های عضو انجمن نجات اهواز

ما جمعی از خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق که فرزندانمان در طی سالیان در گروگان واسارت این سازمان بوده وتاکنون علیرغم گذشت این سالیان از ملاقات آنها محروم مانده ایم فرصت را غنیمت شمرده واز شخص جنابعالی درخواست داریم تا شرایطی فراهم گردد که ما بتوانیم با فرزندان اسیرمان که بر خلاف تمامی کنوانسیونهای بین المللی حقوق بشر توسط این سازمان به گروگان گرفته شده اند ملاقات نماییم.

گزارش همایش خانواده های عضو انجمن نجات در اهواز 20 اردیبهشت 1388

گزارش همایش خانواده های عضو انجمن نجات در اهواز

در تاریخ 18/2/1388 روز جمعه راس ساعت 30/10 همایشی با شرکت خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی درتالار آفتاب شهر اهوازبرگزار گردید.در این همایش که بیش از 50 نفراز خانواده ها به همراه جمعی از اعضای بازگشتی حضور داشتند، آقای علی اکرامی از اعضای انجمن نجات تحت عنوان” ارتباط فعال خانواده ها با انجمن ضامن آزادی اسیران در بند” به سخنرانی پرداخت.

نامه ای به علی کاکی عضو سابق شورای مرکزی مجاهدین 07 اردیبهشت 1388

نامه ای به علی کاکی عضو سابق شورای مرکزی مجاهدین

تو در طی این سالیان ودر اوج خفقانی که رجوی در سازمان ایجاد کرده بود با ترانه وآهنگ هایت شور وشادی وبذر امید می پاشیدی و همه را به سفری که در پیش است نوید می دادی و بی دلیل نبود که رجوی علیرغم تمامی اظهار وعلاقه های ظاهریش از توکینه بدل گرفت و به مدت یکسال به زعم خودش خواست صدای گرم وزیبایت را خفه کند تا شورونشاط وشادی نباشد وسفری را که درراه بود را به تاخیر بیندازد.

خواستار حمایت دولت عراق از افراد جداشده هستیم 07 اردیبهشت 1388

خواستار حمایت دولت عراق از افراد جداشده هستیم

از طریق اخبار رسانه ها در جریان جدایی و پناهنده شدن 4 نفر از اعضای سابق سازمان مجاهدین به دولت متبوع شما قرار گرفتیم.ضمن تشکر از این اقدام انسان دوستانه دولت عراق وشخص جنابعالی مایلیم نظرتان را به این نکته جلب کنیم که بعنوان نخستین قربانیان سیاست های خشونت آمیز وضد دمکراتیک این سازمان مصرانه از شما خواهان حمایت همه جانبه از این افراد بخصوص در زمینه حفظ جان وحقوق دمکراتیک آنها واز جمله انتخاب آزادانه مسیر آینده شان هستیم.

استقلال یا سرسپردگی تمام عیار 28 اسفند 1387

استقلال یا سرسپردگی تمام عیار

رجوی هیچگاه نتوانست بعنوان یک سازمان مستقل دربرابر حمله نظامی عراق به کویت علیرغم اینکه دود آن به قول خودش به چشم مقاومت ومردم ایران رفت موضع بگیرد و این اقدام تجاوزکارانه رامحکوم کند برعکس سعی کرد که درنشست های داخلی نیروهارا چنین توجیه کند که حمله نظامی عراق به کویت ناشی از فشارهای دولت های مرتجع عرب وبخصوص عربستان وکویت وباحمایت امریکا بوده است.

انقلاب و طلاق به سبک ابوفوزی 22 اسفند 1387

انقلاب و طلاق به سبک ابوفوزی

ابوفوزی گفت من بعداز5سال کار با مجاهدین خودم رایک مجاهد احساس می کنم به همین خاطرتصمیم گرفته ام که با همه چیزم یعنی دوتا اززنها و بچه هایم به شما ملحق شویم ودرقرارگاه زندگی کنیم.باگفتن این جمله برق ازچشمان بتول یوسفی ودیگر نفرات پرید آنها فکرمی کردند که منظور ابوفوزی از همه چیزیعنی طلاق زن ودرحالیکه ابوفوزی ازهمه چیز این راگرفته بود که باید با همه چیزش یعنی کلیه افراد خانواده به اشرف آمده وبا گرفتن خانه واستفاده ازامکانات رفاهی قرارگاه زندگی راحتی را شروع کند.

خوش رقصی رجوی برای آمریکاییها 15 اسفند 1387

خوش رقصی رجوی برای آمریکاییها

بانگاهی به برگه فهمیدم که همان برگه ای است که درسازمان به ما داده بودند ودراعتراض به اینکه مسئولین سازمان به دروغ به اعضا اینگونه تفهیم کرده بودند که امضاءبرگه درحکم اقامت درعراق واشرف است ما هم همانند بسیاری ازنفرات دیگرکه ماندن دراشرف رابعد ازسرنگونی رژیم عراق وخلع سلاح سازمان توسط نیروهای ائتلاف هم یک فرصت تاریخی برای خروج مردم و ازطرف دیگر بیهوده وبه منزله هدردادان مابقی عمرمی دانستیم، ازامضاءخوداری کرده بودیم که همین توضیح رابرای فرماندهان امریکایی میدادیم. آنها ازتوضیحات ما تعجب کردند ودرپاسخ گفتند: ولی مسئولین سازمان دریادداشتی که به ما داده اند اظهار کرده اند که شما را بدلیل مخالفت باخلع سلاح واصراربه ادامه مشی مبارزه مسلحانه اخراج کرده اند وشما رادرحقیقت افراد تروریست می دانند.

طعمه – قسمت سوم 12 اسفند 1387

طعمه – قسمت سوم

مخابرات، ارگان مخوف امنیتی رژیم صدام بود که به کمک رجوی شتافته بود وصدای هر مخالفی را در نطفه خفه می کرد بیان این جمله از مزدوران رجوی وخود رجوی برای امثال ما کافی بود تا مقاومت مان را درهم بشکند ورجوی ازآن به عنوان چماقی برای ایجاد رعب ووحشت درمیان نیروها استفاده می کرد و همین جمله باعث می شد که ما در اشرف بمانیم وفکر رفتن ما مصادف می شد با سروکار داشتن با این ارگان مخوف.

طعمه – قسمت دوم 11 دی 1387

طعمه – قسمت دوم

چه بازی دردناکی با سرنوشت ما کرده اند و چطور ما را به خاک نیستی کشانده اند آیا آنهایی که ما را به بند اسارت خودمان کشیده بودند خودشان هم فاکت هایی به ما ارائه می دادند تا ما هم تعدادی از جنایت این جانیان آزادی را می دیدیم تا ما هم می دیدم و برای لحظه ای به خود می آمدیم که وای بر ما، ما چه کرده ایم با خودمان، با خانواده هایمان و با زندگی وجوانی مان. آیا اگر آنها هم به ما فاکت ارائه می دادند ما به این نقطه می رسیدیم یا نه؟

blank
blank
blank