مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت هفتم
با بوجود آوردن بند همردیفی یکی را بعنوان همردیف مسئول اول معرفی کردند و صدها تن از زنان را هم بعنوان اعضاء شورای رهبری. تمام اینکارها و تمام این مانورها هم از این بابت بود که خودشان را از صحنه خطر بدور کنند. دوباره با خرج کردن از جان عزیزان مردم و دوباره با جلو انداختن فرزندان مردم ایران و به کشتن دادن آنها سعی بر حفظ خود داشتند. اکنون که به کارنامه سراسر خیانت و دروغ رجوی نگاه میکنیم بخوبی اینرا میبینیم که ایشان چیزی جز تباهی و سیاهی در چنته ندارد
نظرشما راجع به رجوی چیه؟
جناب رجوی در بین نیروها و کادرهای سازمان از خودش یک (پسرشجاعی) ساخته که پنداری آخر شهامت و فداکاریه! درصورتیکه اگر به کارنامه ایشان از روز نخست بنگریم نیک میبینیم که ایشان از همان اول هم هیچ مالی نبوده و همواره یکجورهایی سر و گوشش هم می جنبیده که البته ناگفته نماند ایشان فوق تخصص دم به تله ندادن و دست زدن به هر کاری برای بدر بردن خود از زیر تیغ را دارد! قبول ندارید عرض میکنم.
کارهای مجاهدین واقعا مسخرست!
این همه سال ازاین خیمه شب بازی ها براه انداختید خدا وکیلی آیا از نقطه صفر به نقطه یک رسیدید که لااقل خودتان دلتان خوش شود؟ یا مثل همیشه در تخیلات خود هستید که رژیم بزودی سرنگون میشود و ارتش آزادی ستان به فرماندهی مسعود رجوی در سپیده دمی رویایی و در یک هوای مدیترانه ای وارد میدان آزادی شده و مردم با گل به استقبال آنان می آیند! واقعا مسخرست!
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت ششم
همانطور که بارها اشاره کرده ام رجوی حس و هوشیاری ضد انقلابی بسیار بالایی داشت. او برای اینکه امپراطوری خود ساخته خود را در راس سازمان بقول خودش آبندی کند دست به چنین کاری زد و اینچنین فیلی را هوا کرد. با روی کار آوردن زنان به راس امور، تمامی مسئولین قدیمی سازمان که همگی از مردان بودند و در نقاط کلیدی و تصمیم گیرنده قرار داشتند را کنار زد تا دیگر این افرادی که در سازمان جایگاهی دارند و حرفشان برش دارد در قدرت نباشند.
سی امین سی خرداد: سالگرد فروپاشی یک رؤیا
سی خرداد به واقع آغاز برهه ای تاریخی در سازمان بود که صدمات جبران ناپذیری به آن وارد کرد، سازمان به لحاظ سیاسی و اجتماعی کاملاً طرد شد و پایگاه های آن در میان مردم به طور کامل از میان رفت. واقعه سی خرداد درست هنگامی رخ داد که ایران درگیر جنگ تحمیل شده از سوی عراق بود و روزهای سختی در جبهه ها به رزمندگان ایرانی می گذشت. تصمیم رجوی برای اعلام قیام سی خرداد، خیانت آمیز ترین تصمیم ممکن بود.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت پنجم
اساسا در تمامی گروههای فرقه ای رهبر مایل است که قدرت مطلق باشد.او هرگز نمیپذیرد که کسی باصطلاح موی دماغش باشد یا بخواهد حتی در کنارش بنشیند. در سازمان مجاهدین هم اینچنین بود. بارها از مریم شنیده بودم که میگفت: مسعود فقط بخدا پاسخگوست! و ادامه میداد که او به نقطه ای از کمال و نزدیکی بخدا رسیده که میتوان او را جانشین خدا بروی زمین بدانیم. او بمانند ائمه، معصوم و پاک است و هرکس شکی باو بکند پنداری به حقانیت خدا شک کرده است!
چرا سران مجاهدین اعضا را رها نمی کنند؟
با گذشت بیش از هشت سال از سرنگونی دیکتاتور عراق، صدام حسین، سران سازمان مجاهدین خلق کماکان اصرار بر حضور در اشرف دارند و اعضا را با زور و فشار در این قرارگاه نگه می دارند. آن ها با ساکنان قرارگاه اشرف همچون گروگانانی برخورد می کنند که اجازه ندارند با خانواده های متحصن خود در مقابل درب اشرف هرگونه تماس و دیداری داشته باشند چه رسد به خانواده هایی که در آن سوی مرز عراق در ایران چشم انتظار فرزندانشان هستند.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت چهارم
نوک پیکان حمله فرقه ها بروی خصوصیات انسانی افرادیست که جذب آنان شده اند. آنان در طول زمان و بآهستگی با شیوه و شگردهای مختلف، با آموزشهای گوناگون سعی برآن داشتند که هر آنچه در دنیای عادی ارزش و محترم است را در ذهن نیروی خود به ضد ارزش تبدیل نمایند! مغز شویی بمانند ساختن یک ساختمان است. بایستی هر روز با کار مستمر آجر به آجر روی هم نهاد تا نهایتا به یک ساختمان رسید. در سازمان مجاهدین و بقول رجوی که همیشه یاد آوری میکرد: اصلی ترین کار مسئولین ما کار ایدئولوژیک که اسم مستعار آن مغز شویی بود است.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت سوم
اساسا از ویژگیهای بارز فرقه ها همین است که حرف نامشروع و غیر قانونی خود را آنچنان با قاطعیت تئوریزه میکنند که شما در دنیای استدلال و منطق (البته منطق خودشان)هیچ اشکالی درآن مشاهده نمیکنی. مثلا این ارزش میشود که در سازمان مجاهدین اگر بی چون و چرا حرف مسئول خود که نماینده رهبر است را قبول و اجرا کنی از رتبه تشکیلاتی بالاتری برخوردار خواهی بود.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟- قسمت دوم
نیروها بایستی در برابر رهبری سازمان و تشکیلات درونی مجاهدین در نقطه اوج صداقت، فداکاری، پایبندی به اصول و وفاداری باشند. بطوریکه بایستی جزیی ترین و خصوصی ترین نکات یا مواردی که فقط به ذهنشان زده است را و هیچ نمود بیرونی هم نداشته به رهبری یا نماینده مورد اعتماد وی بازگو کنند. تا رهبری از مختصات ایدئولوژیکی هر فرد در لحظه مطلع باشد. مثلا بیاد دارم در نشستی یکی از بچه ها خوابی که شب قبل دیده بود را بیان کرد و مسئول نشست تا دقایقی با او برخورد میکرد و میگفت: تو که از این مدل خوابها میبینی حتما در طی روز باین چیزها فکر میکنی
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت اول
در لغت فرقه بمعنی گروه یا سازمانیست که افراد آن برای رسیدن به اهدافی که رهبر مشخص میکند دست به کارهای خاص و تا حدود زیادی غیرعادی و البته خطرناک برای جامعه میزنند و همین مسئله آنان را از گروهای سیاسی و اجتماعی دیگر متمایز و حساب آنان را جدا میسازد. فرقه ها اساسا توسط شخصی که خود را رهبر معرفی کرده است هدایت میشوند که آن شخص قدرت برتر و بلا منازع میباشد که همه افراد بایستی نسبت به او سرسپردگی مطلق داشته باشند. که دقیقا این مثال مسعود رجوی در سازمان مجاهدین است.
شما چگونه جهنم اشرف را بهشت دیدید؟
از دیگر فرمایشات آقای قصیم این بوده که اشرف همانند بهشت است! اگر از نظر شما اشرف بهشت است آیا میتوانید توضیح دهید که چرا جناب دکتر قصیم “زندگی جهنمی، سخت و طاقت فرسا در شرایط بسیار بد آب و هوایی” در کشور آلمان را رها نمیکند و به بهشت واقعی در عراق و کمپ اشرف روی نمیآورد؟! آخر مرد حسابی هر برگه ای که مجاهدین دستت دادند را که نباید چشم بسته بیایی و جلو دوربین بخوانی!