اخراج از عراق پیروزی یا شکستی سنگین و خفت بار برای فرقه رجوی؟ – قسمت پایانی
شعارها، و فریبکاری هایی که رجوی ها در ارتباط با قرارگاه اشرف مطرح می کردند و تلاش می کردند تا با مهم جلوه دادن این قرارگاه و مهمتر از آن ماندن در عراق، افراد بیشتری را به کشتن داده و جلوی انتقال افراد به خارج از عراق را بگیرند بسیار زیاد است. با مرور این نمونه ها، از طریق « برهان خُلف » به خوبی مشخص می شود. که اخراج از عراق چه معنایی برای رجوی ها و سران فرقه دارد.
الهه شکنجه نفس”مریم” و شکنجه”روح” مسعود رجوی
فرقه رجوی تحمل کوچکترین انتقاد را ندارد در خارج تشکیلات با فرهنگ لمپنی علیه جدا شده لغز خوانی می کند و افراد را تهدید می کنند و حتی علیه رسانه های بین المللی مثل بی بی سی هم با همین فرهنگ، توهین می کنند رهبران مفلوک فرقه با روش فرقه گرائی فکر می کنند می توانند با ترس و تهدید و کشتن افراد را خاموش کنند.
هشدار حضور فرقه مجاهدین در آلبانی
؟ آیا به دست آوردن دست دوستی آمریکا، که با توجه به گفته های رسانه آلبانیایی”Parrena” اکثر سیاستمداران آلبانی به دنبال دریافت دوستی آمریکا بوده و می باشند، ارزش ایجاد شکاف امنیتی در کشورش و برای ملتش را داشته یا خیر؟ این جای سئوال است که آیا این خوش خدمتی ارزش تحمیل این هزینه گزاف به کشور و ملت را داشته یا خیر؟ گذشت سالها نشان داده که سیاست فرقه رجوی به همکاری با دشمنان دولت و ملتی است که در کشورشان مستقر شده اند تا بتوانند در این درگیریهای داخلی موقعیت خود را تثبیت کنند. پس از امروز دولت آلبانی می بایست تمام حواس خود را معطوف این فرقه نماید
یکی از دوستان قدیمی مریم قجر مرد
مریم قجر و دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی سعی نمودند از کنار مرگ شیمون پرز به سادگی بگذرند ولی برای ما کاملاً روشن است که افشای سایت های هسته ای ایران دقیقا زیر سر موساد بوده و سران فرقه نیز آنرا با آب و تاب افشا می کردند تا بتوانند در عرصه سیاسی خودی نشان داده و سرسپردگی شان را به جنایتکاران به اثبات برسانند.
تسلیم و انهدام تشکیلات فرقه رجوی در صحنه بورژوازی
بعد از اخراج از عراق دیگر شعار مبارزه با بورژوازی به پایان کار خود رسید و اکنون اعضای نگون بخت فرقه باید در کنار بورژوازی به زندگی خود ادامه دهند و رجوی گور به گور شده به جای انتقاد از خود و نقد گذشته فرقه به دستور مریم قجر باز هم بعد از اخراج از عراق نعره پیروزی سر می دهد.
اخراج از عراق پیروزی یا شکستی سنگین و خفت بار برای فرقه رجوی؟ – قسمت دوم
رجوی ها از همان زمانی که زیر فشار دولت و مردم عراق و خانواده های متحصن در بیرون اشرف و همچنین تناقضات و مشکلات اعضای تشکیلات مجبور به قبول انتقال به لیبرتی شدند، بدنبال بر هم زدن انتقال اعضا به لیبرتی و در ادامه ممانعت از انتقال آنها به خارج از عراق بوده اند. به برخی از موضعگیری های سران فرقه و حامیان آنها در این ارتباط توجه کنید:
آیا با اخراج از عراق و اعلام پیروزی، ماهیت فرقه ای رجوی عوض می شود؟
اگر اخراج از عراق و رفتن به کشور آلبانی پیروزی بزرگ محسوب می شود پس چرا طی این 14 سال وقتی نفراتی که خواهان انتقال هر چه سریعتر افراد از عراق می شدند مورد حمله قرار داده و به آنان مزدور و انگ اطلاعاتی می زدید؟
نشخوار یک مشت دروغ مریم قجر در مصاحبه با اسکای نیوز عربی
مریم قجر در قسمت دیگری دم از شرایط به اصطلاح انفجاری جامعه ایران حرف می زند ولی یادش رفته که شوهر مرحوم شده اش سالیان پیش هم این جمله را هزاران بار خرج نموده اگر چشمتان کور نبود می توانستید حداقل حمایت مردم ایران از حکومت را در تظاهرات 22 بهمن را ببینید تا متوجه شوید که آیا جامعه ایران شرایط انفجاری دارد یا خیر؟
لودگی رجوی ها در بازی با کلمات
رجوی ها پس از به کشتن دادن و معلول و مجروح کردن چند صد نفر از اعضا با خفت و خواری به اخراج از عراق تن دادند، اما همچون همیشه وقاحت شان بی همانند است. آنها برای این شکست جشن گرفته و آن را «یک شکست استراتژیک برای ایران» خواندند!!! مریم قجر از این هم فراتر رفته است و این اخراج را «نشانه تغییر دوران» و «پیشرفت همه جانبه برای سرنگونی» نامید!!!! وی در سخنرانی خود در روز 20 شهریور 1395 گفت:…
واق واق کردن مریم قجر برای شروع سال تحصیلی جدید
فرقه رجوی که خودش عامل اصلی ترور دانش آموزان و دانشجویان و استادان چه در داخل کشور و چه در جنگ 8ساله علیه ایران و همکاری با رژیم بعثی بوده حالا مریم قجر با فریبکاری و حقه بازی آنان را خواهران و برادران خود می نامد!!! اگر کسی این ملکه ترور را نشناسد فکر می کند که دلش برای دانش آموزان و دانشجویان سوخته است!!! حالا به نمونه کوچکی از ترور دانش آموزان توسط فرقه رجوی اشاره کنیم تا دریابیم که سران فرقه رجوی جان افراد برایشان ارزشی نداشته و فقط به فکر قدرت هستند.
بررسی و جمع بندی وضعیت کنونی فرقه رجوی – قسمت پایانی
وآقای هادی شبانی نیز در این زمینه عنوان داشت زیاد فرقی هم نمی کند که وی زنده یا مرده باشد در هر صورت وقتی تاکنون فرقه رجوی هیچ موضعگیری رسمی نکرده یعنی اینکه متوجه شدند که آسیب هایی که به تشکیلات و مناسبات جهنمی فرقه وارد می شود بسیار زیاد است. اگر رجوی مرده باشد آسیب های زیادی برای تشکیلات دارد و اگر زنده هم باشد باز هم باید قیمت بدهند و به انبوهی از سئوالات بی جواب پاسخ بدهند. به همین دلیل هر چقدر زمان این سکوت کردن طولانی تر شود ضررهای بسیار جدی به تشکیلات فرقه رجوی وارد خواهد آورد. آقای مسعود دریاباری در این رابطه گفت فکر می کنم فرقه رجوی با هماهنگی دستگاههای اطلاعاتی عربستان سعی نمودند بامبولی را هوا کنند تا دیگر کسی به دنبال مسعود رجوی نباشد و همه مریم قجر زن سوم رجوی را به رسمیت بشناسند.
سران فرقه رجوی بویی از اسلام و مسلمانی نداشته، ندارند و نخواهند داشت
نمونه های بالا گوشه ای از دشمنی مفتی کور عربستانی با مسلمانان ایران می باشد ولی نکته ای که وجود دارد همسویی سران فرقه رجوی با این شیخک کور عربستانی می باشد که با توجه به این همه توهین به ایرانیان و مسلمانان این قوم لوط(فرقه رجوی) هیچ صدایی و اعتراضی از آنان بلند نشد و برای تایید حرف این شیخک کور سکوت نمودند.