رابطه رهبری فرقه رجوی و نیروهایش
رجوی بر این باوراست که یک نیرو وقتی نیروی رجوی است و می شود به آن نیروی مجاهد تمام قد گفت که بدون هیچ حساب و کتابی جان خود را بدهد و حتی اگر در مواجهه با دشمن اگر دشمن حتی او را نکشت و آزادش کرد وظیفه آن نیرو برای اثبات و حفظ آبروی رهبری بایستی دشمن را به جایی برساند که دشمن مجبور به کشتن و اعدام آن نیرو شود تا اینگونه آن عضو مجاهد سربلند و هم جنس رهبری شده باشد.
فراتر از گوانتانامو”گوانتاناموی اشرف رجوی”
اما در نقطه ای دیگر از همین کره خاکی با کمی فاصله از ابوغریب زندان مخوف دیگری به نام قلعه مسعود خان رجوی وجود داشت به نام قلعه اشرف و اینک با تغییر نام به قلعه لیبرتی معروف شده است.در اینجا بهانه ای به نام نیروی خارجی و بیگانه نبود که طعمه خود را به دام اندازد وشکنجه نماید و از آن لذت ببرد و نسبت به ناله و ضجه آن بی احساس باشد. بلکه اینجا رهبری فرقه بود که نیروهای خود را با انواع ترفندها و سناریوهای خطرناک فرقه ای به بند کشیده و تحت مخوف ترین انواع شکنجه ها قرار میدهد و به شکل های پیچیده ای ازآن لذت می برد…
رهبرسازی تاکتیک جدید فرقه ای توسط مقاله نویسان
ایدئولوژی و تاکتیک مریم رجوی این است که مثل تبلیغات اقتصادی در بازار فرنگ و بورژوازی از زنان به عنوان جنس و کالا استفاده کند. در اقتصاد برای تبلیغ هرچیزی عکس زن برهنه ای روی آن کالا یا محصول نصب می گردد و در سیاست و استراتژی هم رجوی همان خط را دنبال می کند و از وجه زنانه برای پیشبرد کار بهره می گیرد آنوقت آن انحراف و بهره برداری استثماری از زن را در چارچوب رشد و بالندگی زن و رسیدن به قلب رهبری توجیه می کند و این مقاله نویسان احمق هم با سرهم کردن خزئبلاتی در صدد انحراف ذهن بدنه تشکیلات فرقه هستند.
این مقاله نویس از نظر تشکیلات بریده است
اکنون این مقاله نویس هم جرأت کرده و تصمیم گرفته همان خط را برود و مقوله دیکتاتوری رهبری در فرقه و ساده لوحی وصداقت بدنه را یک باردیگر جاربزند یک زمانی وقتی رجوی در مقابل این تناقضات نیروهای خودش قرار می گرفت برای تعصبی کردن طیف فالانژ و سرسپردگان خود عکسی که رجوی به آیینه نگاه می کرد و در درون آیینه روباه مکاری را می دید به نشست عمومی آورد و گفت همه باید موضع خود را نسبت به این عکس همین امشب روشن کنند.
آنسوی نامه منتسب به زندانی علی معزی
واقعیت این است که رجوی می خواهد کاری کند که رژیم ایران این زندانیان را اعدام کند و از خدایش است که این اتفاق بیفتد تا ملات تبلیغات برای رجوی مبنی بر اعدام و نقض حقوق بشر چفت و جور شود و از طرفی هم تو سری باشد برای اسیران دربند و بدهکارکردن آنها و اینکه به آنها بگوید آنکه در زندان در چنگ دشمن است مقاومت کرد و سرموضع ماند، شمادیگر نباید غلطی بکنید.
فروغ بی فروغ و چند سئوال از رجوی
دقیقأ رجوی تلویحأ به اعضای فرقه و ارتش خصوصی گفت اجازه او دست صدام است ومرز باز نیست و دیدیم که رجوی در روزآخر و سقوط صدام هم نتوانست به مرزها نزدیک شود. چون فکر می کرد مثل فروغ اول اگر شکست بخورد و بدون اجازه صدام به مرزها زده باشد راه بازگشتی به عمق عراق نخواهد داشت و درآن وسط کاملا نفله می شود.
تبریک به دوبرادر که 26سال ممنوع الکلام و ممنوع السلام بودند
قضیه مربوط می شود به مجتبی و امیر بیدقی، دوبرادری که رجوی نزدیک به 60 سال روی هم رفته عمر آنها را به هدر داد و این پروسه طولانی بهترین دوران عمر و جوانی این دو برادر بود. آنها با هزار دروغ و کلک فریب داده شدند و به مناسباتی مخوف وضد انسانی برده شدند.
زمستان گذشت و روسیاهی به زغال ماند
البته این روش کثیف و غیر انسانی رهبری فرقه مسبوق به سابق است. در دوران جنگ تحمیلی هم رجوی درخط مشترک با صدام اقدام به بمباران و موشک باران شهرها کرد وبعد از یک پروسه فشار و آوارگی مردم درکوه وبیابان می آمد بطور زشت و زننده ای از صدام می خواست بمباران ها را متوقف کند تا اینگونه به خیال خام خود از مردم خسته و ترسیده از موشک باران تعهد به نفع خود بگیرد و آنها را به سوی قیام علیه مملکت خود سوق دهد.
نامه ای از یک دوست قدیمی به علی اشرف ملکی اسیر در فرقه رجوی
درآن دوهفته که ما دور پایگاه اشرف گشتیم نمی دانم صدای من و خواهرت بگوشت رسید یا خیر. بعد از آمدن به کرمانشاه بعضی از دوستان صدای شما را شنیدند و به ما خبردادند که در ورزش باستانی مرشدی کردی. من و شهلا خیلی خوشحال شدیم و آن را به فال نیک گرفتیم که این جواب تلاش ما بود چون خیلی نگران سلامتی شما بودیم. بعد از حمله عراق به پایگاه آرام و قرار نداشتیم و حالا که به شکرخدا سلامت و خوب هستی.
پیام تسلیت انجمن نجات کرمانشاه به خانواده محمد آق اتابای
بار دیگر پدری چشم انتظار با رنج بسیار از فراق فرزندش به دیار باقی فرستاد. پدر آقای محمد آق اتابای مسئول انجمن نجات استان گلستان با گذشت نزدیک به 30 سال چشم انتظاری، با درد فراوان از فراق فرزندش حمید در روزهای گذشته دارفانی را وداع گفت و به جمع پدرانی که سران فرقه رجوی ظلم بزرگی در حق آنها کرده و آنها را با چشمانی گریان به دیار باقی فرستادند پیوست.
مجاهدین بازیکن آزاد غرب
واقعیت این است که سیستم رهبری این فرقه به هیچ وجه درهیچ استراتژی و تاکتیکی ثبات نداشته و این او نبوده که از مراحل گذار عبور کرده. بلکه مصالح و شرایط بیرون ازاو بوده که برایش موقعیت ساخته و حفظ بقاء هم دست رهبری این فرقه نبوده است. درابتدا مجاهدین نقش جاسوس نیابتی را بطور مخفیانه برای شوروی سابق بازی می کرد و بعد از دستگیری و اعتراف باندهای دست اندرکار رجوی برای توجیه آن اعلام نمود او دارد از شکاف بین شرق و غرب به نفع خود بهره برداری می کند و این امری عادی و پذیرفته شده است.
درخواست کمک خانواده ملکی از سازمان صلیب سرخ جهانی
برادر من در جنگ تحمیلی ایران و عراق در شهریور 1359در مرز خسروی به اسارت نیروهای عراقی در آمد و اکنون در اردوگاه لیبرتی و در بند فرقه رجوی می باشد. ایشان پزشکیار بوده و هیچ گونه سابقه سیاسی نداشته و در هیچ عملیات نظامی شرکت نکرده است. حال از شما تقاضا داریم هرچه زودتر به وضعیت فرزندانمان رسیدگی کرده و قاطعانه خواستار بازگشت ایشان به ایران هستیم. از شما خواهش می کنیم عزیزان ما را به آغوش خانواده هایشان بازگردانید.