ملاقات آقای فریبرز موزرمی با اعضای انجمن نجات خوزستان
اعضای انجمن ضمن خوش آمد گویی به آقای موزرمی ایشان را همانند دیگر خانواده ها در جریان آخرین اخبار از وضعیت اسیران کمپ اشرف واستقامت و پایداری خانواده های محترم آنها در پشت درب این اسارتگاه جهل و تباهی قرار دادند و تاکید کردند که این استقامت و پایداری با همت و تلاش آنها بزودی به بار خواهد نشست و آزادی اسیران دربند را رقم خواهد زد وانجمن نجات هم تا تحقق آن در کنارخانواده های اسیران خواهد بود.
دیدار صمیمی اعضای انجمن نجات خوزستان با آقای سید محمد تلغری
در خاتمه اعضای انجمن به آقای تلغری امید دادند که انشاء الله با استقامت و پایداری و تلاش خستگی ناپذیرخانواده ها علاوه براینکه بزودی شاهد باز شدن درب اسارتگاه اشرف و حضور انبوه اسیران درآغوش خانواده هایشان خواهیم بود. رجوی وسران جنایتکارش هم بخاطر بیهوده ریختن خون امثال برادر شما وجنایات بی شمارش محاکمه و به سزای اعمال ننگینش خواهد رسید.
بازگشت سر افرازانه خانواده های خوزستانی از پشت سیاج اشرف
برخی ازاین خانواده ها که برای چندمین بار بود برای رهایی عزیزانشون به این سفر رفته بودند اظهار داشتند هر بار که می رویم بیشتر به عمق جنایات سازمان مجاهدین پی می بریم که این امر ما را مصمم تردرخصوص آزادی و نجات فرزندانمان می کند. و از طرف دیگه نکات بیشتری از تاثیرات مثبت حضور و فعالیتهای افشاگرایانه خانواده ها روی تغییر دادن فکر افراد کمپ اشرف که بعنوان اسیر نگه داشته شده اند مشاهده می کردیم که نمونه مثبت تاثیر حضور خانواده ها بود
حضور آقای عادل کشمیری در دفتر انجمن نجات خوزستان
روز جمعه 22/7/90 آقای عادل کشمیری برادر نادر کشمیری در دفتر انجمن نجات شاخه خوزستان حضور یافت و با اعضای انجمن دیدار و ملاقات نمودند…بار اول که همراه خانواده ها به نیت ملاقات ودیدن برادرم تا پشت سیاج اشرف رفتم اولا که با درب بسته مواجهه شدیم ثانیا چنان برخورد زشت وواقعا حیوانی مسئولان کمپ با ما کردند که نمونه آن را هیچ کجا ندیده بودم همان موقع گفتم خدایا بچه های ماگیر چه کسانی افتادند خوب شد که اینها به جایی نرسیدند.تازه ما خانواده های کسانی بودیم که سالیان رجوی آنها را اسیر نگه داشته وبا اسیر نگه داشتن آنها داشت نون سیاسی آن را می خورد.پس خدای ناکرده اگر اینها روی کار می آمدند با بقیه مردم چکار می کردند؟!.
دیدار صمیمی اعضای انجمن نجات خوزستان با آقای خسرو اسکندری
آقای اسکندری ضمن تشکر از زحمات و تلاش اعضای انجمن گفت همین که شما زحمت کشیدید وبه محل کارم تشریف آوردید نشانه تلاش و جدیت شماست و کار شما یک عمل انسانی و خیرخواهانه ست و ما خانواده ها ازاینکه می بینیم شما علیرغم تمامی مشکلات درکنارما خانواده ها برای آزادی برادر و فرزندان اسیرمان از دست مشتی خائن وطن فروش که برای هیچ وپوچ سالیان آنها را اسیر کردند تلاش می کنید بسیار سپاسگزاریم واین کار شما دعای خیر خانواده ها رابرای شما دارد وهمواره تلاش و جدیت انجمن را تحسین می کنیم.
اسیران اشرف در آتش رهایی
رسول سپیده دم 27 مهر ماه 73 در ساعت 5 صبح در محوطه پارکینگ ستاد فرماندهی اشرف خود را به آتش کشید تا بدین ترتیب بهای رهایی خود را با رقص شعله های آتش وسوختن گوشت واستخوانش بپردازد.محدود نفراتی که در آن سپیده دم شاهد صحنه بودند صدای فریادهای رسول را شنیدند که از میان شعله های آتش طنین انداز می شد که می گفت زنده باد آزادی، مرگ بر رجوی. روزی از قطران خون من گل ها خواهد روئید.
حضور خانواده های عبدالرضا دلفی و مالک بیت مشعل در دفتر انجمن نجات خوزستان
اعضای انجمن این خانواده های محترم را در جریان آخرین اخبار از وضعیت اسیران اسارتگاه رجوی و استقامت و پایداری خانواده های محترم آنها برای آزادی فرزندانشان و با تاکید روی اینکه بدلیل همین استقامت و پایداری و تلاش های بی وقفه خانواده ها فرقه جنایتکار رجوی دربن بست کامل سیاسی قرار گرفته بر ادامه تلاش و فعالیت هر چه بیشتر خانواده ها تا حصول تمام خواسته های به حق خود تاکید کردند.
ضربه آخرخانواده ها به مجاهدین
اکنون بعد از گذشت بیست ماه از اولین تحصن خانواده ها و در حالیکه کمتر از 3 ماه به مهلت تعیین شده از طرف دولت عراق برای خروج نیروهای فرقه رجوی نمانده سیل جدیدی ازاعزام خانواده ها به سمت اسارتگاه اشرف آغاز شده است. سیلی که عزم خود را جزم کرده تا بنیان فرقه رجوی را برکند وبرای همیشه به زباله دان تاریخ بفرستد.
تلاش مجدد خانواده های خوزستانی برای نجات فرزندانشان
خانواده های خوزستانی بار دیگر برای نجات فرزندانشان از اسارتگاه اشرف اقدام کردند آنها عزم خود را بدون توجه به تهدید و توهینهای رجوی ها جزم کرده اند که به درب کمپ اشرف رفته تا به فرزندان خود اطمینان داده که نه تنها آنها را فراموش نکرده بلکه تا رسواکردن ماهیت پلید رجوی دست از تلاش بر نمی دارند.خانواده های خوزستانی همچنین نامه های جدا گانه ای برای خانم کاترین اشتون و نخست وزیر عراق ارسال نمودند.
قربانیان فروغ، نماد جاویدان خیانت رجوی
اجساد به کلی متلاشی وقابل شناسایی نبودند.تشخیص هویت آنها کارخیلی سختی بود.اکثراجساد به طرز وحشتناکی سوخته بودند ویا دست و پای آنها قطع شده بود.بوی گند تعفن اجساد مارا آزار میداد.وامکان واردشدن به ماشینهای آیفا را نمیداد.حالت تهوع عجیبی پیدا کرده بودیم.با کمک کارگران ودرآن گرمای کشنده مردادماه درساعت 2نیمه شب اجساد را یک به یک ازماشینها خارج کرده وروی زمین کناریکدیگرقراردادیم.قبرها کنده شده بود ولی نمی دانستم که هرکدام متعلق به کیست؟
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده ساجدی فر
با خبرشدیم که آقای عبدالنبی ساجدی فر پدرغلامعلی ساجدی فر از اعضای تحت اسارت فرقه رجوی بعد از 2 سال که در بستر بیماری بودند دار فانی را وداع و به دیار رفیق اعلی شتافت. مرحوم ساجدی فرعلیرغم بیماری اش تا آخرین لحظات عمر پر برکتش چشم براه فرزندش غلامعلی بود اگرچه رجوی خائن وی را از این آرزو محروم نمود.
خاری درچشم رجوی
نقطه اختلاف مهدی افتخاری با مسعود رجوی ازبحث انقلاب ایدئولوژیک وطلاق شروع شد وبعد ازشکست درعملیات مرصاد که تعداد زیادی ازاعضای سازمان کشته و زخمی و یا اسیر شدند به نقطه اوج خود رسید. بعد ازعملیات مرصاد تمامی اعضای سازمان دراوج تعجب دیدند که وی دیگر درموضع مسئول فرماندهی نیست وبه رده H تیمی یک هوادارمعمولی تنزل پیدا کرده بود رجوی برای درهم شکستن مقاومت وعزم جزم مهدی افتخاری اورا درپایین ترین مواضع، ازجمله باغبانی گمارد.