زهرا قلیزاده خطاب به برادرش علی: با ثبت انجمن آسیلا راه جدایی برایتان هموار شده است
نامه زهرا قلیزاده به برادر اسیرش علی قلیزاده با عرض سلام به بهترین برادر دنیا امیدوارم حال داداشی مهربانم خوب باشد. اگر از احوالات پدر و دیگر اعضاء خانواده ات خواسته باشی، به لطف خداوندگار همه خوبند و برایت آرزوی سلامتی و تندرستی دارند و بی صبرانه مشتاق دیدار تو هستند. علی جان خبر بسیار […]
اولین جلسه شورای جنبش دادخواهی مادران چشم انتظار گیلک
شورای جنبش دادخواهی مادران چشم انتظار گیلک فعالیت خود را با حضور چند تن از خانواده های چشم انتظار گیلک شروع کرد. در اولین جلسه که مقارن شده بود با تاسیس انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی ” آسیلا” خانواده ها از این موضوع و شرایط پیش آمده ابراز خوشحالی کردند. برای دانلود اینجا را […]
گزارش تصویری از اولین جلسه شورای جنبش دادخواهی مادران چشم انتظار گیلک
اولین جلسه شورای جنبش دادخواهی مادران چشم انتظار گیلک در روز دوشنبه مورخه 8 آذرماه 1400 در جمعی صمیمی در دفترانجمن نجات گیلان برگزار شد. جشن شادمانی از تاسیس انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی ” آسیلا” مقارن بود با اعلام موجودیت “جنبش دادخواهی مادران چشم انتظار گیلک” که با حضور مادران چشم انتظار گیلک […]
انجمن نجات گیلان میزبان مرتضی پورحسن کویخی
اسماعیل پورحسن کویخی فرزند علی پورحسن و زهرا توسلی متولد 27 / بهمن / 1344 بشماره شناسنامه 828 درحین خدمت مقدس سربازی در عملیات خرابکارانه مشترک صدام و رجوی مورخه 28 خرداد 1367 در منطقه مهران به اسارت دشمن درآمد و به اردوگاه کار اجبای اسارتگاه اشرف مضمحل شده هدایت شد. اسماعیل پورحسن که درک […]
نامه برادر ولیرضا اکبری کهنه سری به قاضی دادگاه منطقه ای استکهلم
قاضی محترم دادگاه منطقه ای استکهلم با سلام و عرض احترام برادر اینجانب ولیرضا اکبری کهنه سری در آبان ۱۳۶۰ که روزهای پایانی خدمت سربازی را سپری می کرد بدست نیروهای رژیم صدام حسین در جنگ ایران و عراق به اسارت گرفته شد و قریب ۷ سال از بهترین دوران جوانی خود را در شرایط […]
نامه آمنه یوسفی به قاضی دادگاه استکهلم
خانم آمنه یوسفی از استان گیلان در ایران که برادرش محمد تقی یوسفی در اردوگاه سازمان مجاهدین خلق در آلبانی گرفتار است نامه ای به قاضی دادگاه استکهلم نوشت و خواستار بررسی تمامی جوانب نقض حقوق بشر شد. نامه وی به شرح زیر است: قاضی محترم دادگاه استکهلم با سلام و تقدیم احترام برادر من […]
نامه زهرا قلیزاده به دادگاه استکهلم
قاضی محترم دادگاه دادگاه ناحیه استکهلم دادگاه های سوئد با سلام و احترام اینجانب زهرا قلیزاده در استان گیلان در ایران، خواهر علی قلیزاده گرفتار در اردوگاه سازمان مجاهدین خلق در آلبانی هستم. من به نمایندگی از پدر و خانواده ام برای شما نامه می نویسم. مطلع شدم که دادگاه استکهلم که برای کشف حقایق […]
برادر ولیرضا اکبری کهنه سری: امیدوارم روزی شاهد آزادی تمام اسرای دربند مجاهدین باشیم
ولیرضا اکبری کهنه سری در زمان حمله متجاوزانه عراق به ایران، به اسارت نیروهای عراقی در می آید. و چیزی حدود 8 سال با مشقات فراوان در اردوگاههای صدام سپری می کند. ولیکن متاسفانه قبل از تبادل اسرا فریب دوز و دغل و دروغ رجویها را می خورد و بی آنکه حداقل شناختی از اهداف […]
دیدار اعضای انجمن نجات گیلان با خانواده ولیرضا اکبری کهنه سری
متعاقب جابجایی به دفتر جدید انجمن نجات، هنوز استقرار کامل صورت نگرفته بود که خانواده فعال و مرتبط با انجمن نجات گیلان؛ ولیرضا اکبری کهنه سری از اعضای اسیر رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی، با گل و شیرینی در دفتر جدید حضور یافتند و صمیمانه مورد استقبال آقای پوراحمد مسئول انجمن نجات گیلان قرار گرفتند. […]
نامه سرپرست جنبش مادران چشم انتظار گیلک به مدیر عامل انجمن نجات کشور
جناب آقای ابراهیم خدابنده مدیرعامل محترم انجمن نجات سلام علیکم با احترام اینجانب زهرا قلیزاده خواهر علی قلیزاده از اعضای اسیر فرقه رجوی در آلبانی هستم. در ابتدا بنده از تمامی تلاشها و زحمات انساندوستانه شما در راستای رهایی اسیران رجوی و بازگشت شان به دنیای آزاد خاصه وطن و آغوش پر مهر خانواده کمال […]
استمداد خانواده زهرا حسینی از دادستان کیفری لاهه
جناب کریم اسد خان دادستان کیفری لاهه سلام مان را از خانه غم زده مان پذیرا باشید خانه ای که ۴۰ سال تمام است در غم و اندوه و چشم انتظاری بسر میبرد و تاریک است. خانه ای که خواهرم زهرا حسینی بواسطه فریب و اغوا به قصد پیوستن به مجاهدین خلق از آن خارج […]
استمداد خانواده رضا حسن زاده از کریم اسد خان دادستان کیفری دادگاه لاهه
سلام علیکم جناب دادستان اینجانب جعفر حسن زاده هستم که برادرم رضا حسن زاده هم اکنون در اسارتگاه مجاهدین خلق در منطقه کنترل شده مانز آلبانی بسر میبرد. طی ۳۵ سال گذشته به برادرم اجازه داده نشده است که با ما ولو در شرایطی که مادرم در بستر بیماری با مرگ دست و پنجه نرم […]