ماجرای تکان دهنده دو برادر که به دست مجاهدین خلق قربانی شدند
روز چهارشنبه 21 شهریور ماه 1403، یکی از خانواده های قربانی سازمان مجاهدین خلق با حضور در دفتر انجمن نجات گیلان ، با مسئول این انجمن دیدارو گفتگو کردند. شنیدن تراژدی غمبار اسارت دو برادر که به دام رجوی گرفتار شده بودند، اشک همه حاضرین را درآورد و بسیار متأثر کرد. همین یک نمونه کافی […]
دادخواهی خانواده سید حسن و سید اسماعیل شریفی از مجامع بین المللی
سیده زهرا شریفی خواهر دردمند دو تن از قربانیان مجاهدین خلق ضمن روایت سرگذشت تلخ دو برادرش که در دام مجاهدین خلق گرفتار شدند، از رهبران این سازمان شکایت می کند. خانواده شریفی از جمله خانواده هایی هستند که قربانی مطامع رجوی شدند و ضربه مهلکی از مجاهدین خلق خوردند. سید حسن و سید اسماعیل […]
هنوز با شنیدن اسم مجاهدین خلق کابوس میبینم
نادر منفردی در هنگام خدمت سربازی در عملیات خرابکارانه مجاهدین خلق در منطقه مهران به اسارت درآمد و ناگزیر به پشت صحنه انتقال یافت. او از بدو حضور در اسارتگاه رجوی ها درخواست بازگشت به کشور را داد که با مغزشویی و چه بسا ضرب و زور مجبور به حضور اجباری در تشکیلات سیاه رجوی […]
روزی که مجاهدین را نقره داغ کردم
غلامرضا ابراهیم زاده رزمنده دفاع مقدس در جنگ ۸ ساله با صدامیان هیچگاه عضو فرقه تروریستی رجوی موسوم به مجاهدین خلق نبود تا بتوان ایشان را جداشده قلمداد کرد بلکه به معنای دقیق کلمه یک “نجات یافته” است که داستان اسارت و رهایی اش را این چنین در دیدار با مسئول انجمن نجات گیلان توضیح […]
غلامرضا زرهپوش: هیچوقت عضو مجاهدین خلق نبودم
مسئول انجمن نجات گیلان در ادامه دیدار با اعضای جداشده از فرقه مجاهدین خلق، روز دوشنبه ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۳با غلامرضا زرهپوش نجات یافته از فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات گیلان دیدار و گفتگو کرد. غلامرضا زرهپوش متولد ۱۳۴۴ اهل استان گیلان – رشت با سابقه ۴ سال حضور اجباری در مناسبات فرقه ای رجوی […]
مشتاقانه انتخاب کردم که به کشورم و به آغوش خانواده بازگردم
مسئول انجمن نجات گیلان روز یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۳ با اکبر حبیبی از اعضای جداشده از فرقه مجاهدین خلق دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار ، اکبر حبیبی از خاطرات تلخ دوران اسارتش گفت. خاطراتی دردناک و در عین حال تامل برانگیز که خود گویای بخش کوچکی از جنایات رجوی ها بود. جداشده اکبر […]
دیدار صمیمانه مسئول انجمن نجات گیلان با خانواده بخشعلی علیزاده
روز سه شنبه ۱۳ شهریورماه ۱۴۰۳ مسئول انجمن نجات گیلان میزبان یکی از اعضای انجمن نجات آذربایجان شرقی؛ بخشعلی علیزاده به اتفاق همسر و یگانه فرزندش بود. این دیدار در یک جمع دوستانه و خانوادگی انجام شد و پوراحمد و علیزاده به خاطره گویی از دوران اسارت شان در فرقه تبهکار مجاهدین خلق پرداختند و […]
طعم شیرین زندگی به دور از مناسبات رجوی
20 سال از سالهای عمرم در تشکیلات فروبرنده رجوی، تلف شد. از آن سالها فقط و فقط خاطرات تلخ و کابوس های شبانه اش برایم به یادگار مانده است و البته توشه ای از تجربیات ارزشمند که دیگر به راحتی در دام فریب کسی و گرورهی گرفتار نشوم. من حمید حاجی پور بعد از ۲۰ […]
مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت بیست و نهم
خیانت و جنایت رجوی در حق ملت ایران و اعضای اغفال شده اش گستره و پهنای زیادی دارد که زبان و قلم از بیان تمام عیار آن قاصر و ناتوان است. در این میان خانواده های اعضای گرفتار در فرقه بدنام رجوی خاصه مادران، از قربانیان اصلی خباثت رجویها محسوب می شوند که در این […]
عظیم جان، پسرم دوری از تو برایم رمقی باقی نگذاشته
عظیم جان سلام. عزیزم سلام. دلبندم سلام که خیلی خیلی دلتنگتم . عظیم جان مادرت هستم آمنه خاتون مرغی فومنی. اگر بگویم خوب و سلامت هستم دروغ گفتم. نه! خوب و سلامت نیستم و مگرمیشود با وجود نزدیک به چهار دهه دوری و بیخبری از تو رمقی برایم مانده باشد. آره مادر جان مریض احوال […]
نامه فاطمه رضائیان برای برادرش اسماعیل رضائیان اسیر در کمپ مجاهدین خلق
اسماعیل جان سلام خوبی داداشی گلم فاطمه هستم یگانه خواهرت. برادرمان ایوب هم سلام دارد خدمتت. بابا و مامان هم روح شان شاد که نیستند تا مدام پیگیر رهایی تو از شر رجویها باشند. اسماعیل جان بعد از سالها چشم انتظاری که خبری از تو دریافت نکردیم، نهم تیرماه گذشته چیزی حدود دو ماه پیش […]
پیام محمد جمالی به عمویش جهانگیر جمالی از اسیران رجوی
جهانگیر جمالی از مدافعان آب و خاک ایران بود که نزدیک به چهار دهه پیش در کسوت یک سرباز به اسارت نیروهای عراقی درآمد. بعد از پایان یافتن جنگ ایران و عراق و شروع آتش بس و تبادل اسیران باید که به کشور و زادگاه خود در روستای توریستی شیله وشت از توابع طالش برمی […]