مصاحبه با سیروس غضنفری درمورد ماهیت و عملکرد فرقه ی رجوی
این پایه های ایدئولوژیک سازمان که کج ریخته شده بود، با گذشت زمان درد سر ساز شد. مثلا درگذشته افراد تشکیلاتی از دست زدن به مراسم عزادری سنتی ازقبیل سینه زنی و… خودداری کرده واظهار میداشتند که ما خود را انقلابی حسینی میدانیم و کاری به اجرای رسوم عوام الناس نداریم. اما همین جریان وقتی درتنگناهای مشخصی قرار گرفت ازسال 1372، روی به برگزاری مراسم سینه زنی و… آورد که قبلا آنرا کار مردم بیسواد وغیرانقلابی میدانست وبدتر اینکه هرگز به اعضا توضیح داده نشد که چرا زمانی سینه زنی و… کارغلطی بوده وحالا به کار درست تبدیل شده است. اساسا کار فرقه ها دراین است که دربرابر تغییر رفتارها، هیچ توضیحی به اعضای خود نمیدهند و انتظار دارند که هر خط مشی جدید – ولو نامانوس – باچشم بسته ازطرف اعضای دربند پذیرفته شود.
خاطرات آقای مبین از دور سیاج اشرف
بعضی ها را می شناختم و بعضی ها را متأسفانه نه، ولی وقتی به چشمان پیر و فرتوت این مادران و پدران می نگریستم، نمی توانستم بگویم، نه ندیدم. به سختی جلوی اشکهایم را گرفته و تمام توانم را جمع کرده وبا لبخندی بر لب می گفتم مادر یا پدر عزیز داخل پادگان اشرف بزرگ است و همه نمی توانند بقیه را ببینند، من جگرگوشه شما را ندیدم ولی نگران نباشید با من بیائید تا عکس را نشان بقیه جداشده ها بدهیم شاید کسی بشناسد، و آنها امیدوار بدنبال من می آمدند، در بین راه می گفتم نگران نباشید خانواده خود من بعد از 7 سال، اولین خبر را از من گرفتند و مطمئنم شما هم بزودی خبری از او خواهید گرفت، و سپس آن مادر مرا در آغوش می گرفت و بو می کرد، ناخود آگاه اشکم راه افتاد و نتوانستم خودم را کنترل کنم و…
خوشرقصی مریم قجر برای شیوخ مرتجع منطقه بخاطر کشتار مردم یمن
اگر قدری به کارکرد فرقه رجوی نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که آنان در سرسپردگی به اربابان خود ید طولایی دارند از جمله می توان به دوران حکومت صدام معدوم اشاره کرد زمانی که وی کشور کویت را به اشغال خود در آورد سران فرقه سکوت کرده و علنا از این کار حمایت کردند ولی بعد از مرگ وی رجوی ها نیاز به ارباب دیگری در منطقه داشتند و آن کشوری به نام عربستان بود و بعدا مشخص شد که در سفر رجوی به مکه این هماهنگی انجام شده است.
حمله عربستان و کشتار مردم یمن”خنده را بر لب های مریم قجر باز گشود”!!
در دنیای انقلابی ندیدم”کسی تا این حد از روی کینه” هر گونه تحول و یا تغییری در منطقه را اگر چه به نفع مردم همان کشور هم باشد را به ایران نسبت داده و خواهان براندازیش شود رهبران فرقه رجوی با سوء استفاده از شعار صدور انقلاب اسلامی حاضر شدند به صورت علنی از وهابی و داعش هم حمایت و پشتبانی کنند و در این رابطه باصطلاح پاچه ایران را بگیرند.
دخترانی که در آتش سوختند و دخترانی که هر روز میسوزند
دختری در سکوت دنیا در هیاهوی عجیب بی خود رسانه ها می سوزد و قربانی خشونت مذهبی میشود و کبریت را این بار فریده کریمی دیگری در افغانستان میکشد اینبار دختر مظلوم افغانی تیتر روزنامه های دنیا میشود اما چه سود؟ این دختر مظلوم را وقتی در آغوش خاک با تن و دل سوخته مدفون می کنند حقوق زن کجاست؟ حقوق بشر کجاست؟ سازمان ملل کجاست؟ دولتمردان بزرگ و مردان بزرگ دنیا مشغول چه کاری هستند؟
نوروز را به یاد اسیران فرقه رجوی و خانواده هایشان باشیم
فرقه جنایتکار و ضدایرانی رجوی، سالهاست هزاران خانواده را از دیدار بستگان،عزیزان وخویشاوندان محروم نموده است ؛ قوانین ضدانسانی حاکم برمناسبات این فرقه حتی افراد اسیر را از دراختیار داشتن عکس افراد خانواده و بستگان منع نموده است تا بتواند هرآنچه این غفلت زدگان را به یاد فضای خارج از مناسبات تشکیلاتی می اندازد کاملا بدور نگاه دارد.
دست به دامن شدن عضدانلو این بار به سعودی
واقعیت این است که مجاهدین دست در دست جنگ طلبان امریکائی و مزدوران منطقه ای در پی ایجاد هرج و مرج در ایران هستند، در حالیکه بافت جامعه ایران با کشورهائی مثل عراق یا سوریه تفاوت دارد و ملت بزرگ و شریف ایران هم آن مردمی نیستند که کشور خود را با سیاست های خارجی ها و مزدوران حقوق بگیر آنها به هرج ومرج بکشانند.
آرزوی تروریستهای نا کام برای تسلیح شدن دوباره از زبان این و آن
تاکید و اصرار مکرر فرقه رجوی برا ی تسلیح کردن نیروهایش در کمپ لیبرتی حکایت از آرزوهای تروریستی این فرقه است که تداوم تشکیلاتش را در عملیات نظامی و تروریستی میداند و معتقد است اضمحلال تشکیلات پوسیده اش را با جنگ و عملیاتهای تروریستی میتواند احیا کند از اینرو مثل گربه مرتضی علی که گویند گربه را از هر سو بالا بیندازی چهار دست و پا پایین می آید. درخواستش را از زبان این و آن به گوش اربابانش میرساند تا تسلیح شوند.
بصیرت بازیافته – قسمت دهم
خودم که دروغ چرا سراپا دراسترس بودم ودرانتظارشنیدن افاضات خواهرفرشته! ایشان ضمن خوش وبش بسیارصمیمانه وبدون توجه به وضعیتم گفتند” والله ازصبح تا شب کارم شده برخورد با خواهران شورای رهبری وبرادران مسول که مدام به زیردستان خود سیخ میزنند وبلد نیستند نیروداری کنند!. فقط بلدند آدمها را ازرهبری قطع کنند وازمناسبات ببرانند. شخصا که تورا میشناسم برادرقدیمی وبا سابقه ومسول ودلسوزبا بالاترین رده تشکیلاتی برادران که mo باشد یعنی معاون آزمایشی ستاد. اصلا دلم نمی خواهد که برادر(رجوی) بویی ازاین ماجرا ببرد وبفهمد که توچنین درخواستی کرده ای چونکه خیلی ناراحت میشود ویقه من را میگیرد!. منهم موضوع را نشنیده میگیرم وزودی برو سرکارت و از فردا پرانرژی کار و مسولیتت را استارت بزن.”
به یاد حرف های گزاف مسعود
به هرحال بازی با کلمات عادت همیشگی آقای رجوی است. بعنوان مثال درسال 1370 و در زمان رژه چندباره زرهی های سازمان درقرارگاه اشرف، به خبرنگاران اعلام نمود:” آنچه که شما منتظراتفاق افتادن آن هستید، زودتر ازآن که فکر میکنید، دست یافتنی خواهد شد و ما حکومت ایران را بزودی سرنگون خواهیم کرد.! آقای رجوی اززمان خروج ازایران تا لحظه رسیدن به کاخ های عراق مدام به رویاهای خیالی خودفکر میکرد و با دادن پیام آتش به نیروهای فریب خورده، فقط هیزم آتشی برای پرپر شدن آنان فراهم نمود.
نامه یک خواهر چشم انتظار به برادراش یوسف خوب زمانی در کمپ لیبرتی
برادرجان نمی دانم این نامه هم مثل بقیه نامه ها بدستت می رسد یا نه ولی حداقل کاری که از دستمان برمیآد همین نامه نگاری است که امیدوارم سازمان ملل وکسانی که دم از حقوق بشر میزنند صدای ما را به گوش شما برسانند. برادرعزیزم تمام خانواده وفامیل نگرانت هستند واگر فکر می کنی سالهای زیادی گذشته وما فراموشت میکنیم سخت در اشتباهی، شما همان برادرعزیز دل تمام خانواده ای. تعجب می کنیم رجوی با شما چکار کرده؟ کسی که تا مادرش کنارش نبود لب به غذا نمیبرد وقتی به خاطرات گذشته برمی گردم قلبم به درد میاید.
نامه جمعی از خانواده های استان خراسان رضوی به سازمان صلیب سرخ جهانی
چه بسا پدر و مادرانی که طی این سالهای متمادی در فراق فرزندانشان از دنیا رفتند در حالی که در آرزوی دیدار آنها بودند. حال ما خانواده های چشم انتظار از شما مقامات مسئول و تمام کسانی که مدافع حقوق بشر هستند عاجزانه درخواست داریم که این مشکل را برطرف سازید و زمینه ساز لااقل ملاقات و یا صحبت تلفنی و امید به خدا برگشت عزیزانمان به آوش گرم خانواده باشید.

