جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت سوم
یکی از هواداران سازمان در فرانسه ایمیلی برای من فرستاده و به تضادی که بین تعدادی از زنان سازمان با سران فرقه پیدا شده اشاره کرده است. موضوع از این قرار است که برخی زنان عضو سازمان اینطور مطرح کرده اند که سازمان از یک طرف اعلام میکند که به جدائی دین از دولت و حکومت سکولار معتقد است و افراد در امور شخصی و اعتقادی کاملا آزاد هستند و از طرف دیگر در خصوصی ترین امور اعضای خود دخالت کرده و رعایت حجاب و شعائر و مسائل دینی را به افراطی ترین شکل ممکن به اجبار تحمیل می نماید.
نامه به زنان عرب شرکت کننده در شوی مریم رجوی در ویلپن پاریس
همۀ افراد این سازمان از هر گونه تماس و ارتباط با افراد خانواده هایشان محروم و ممنوع هستند بطوریکه رهبران سازمان به من اجازه نمی دادند با دختر بزرگم زینب که اکنون در کمپ لیبرتی متعلق به این سازمان در بغداد می باشد دیدار کنم در حالیکه هر دوی ما داخل سازمان و در کمپ اشرف در عراق بودیم و به آن دخترم اجازه ندادند حتی با خواهر کوچکترش مونا که از ایران برای دیدار اولین بار بعد از سی سال با من یعنی پدرش و با خواهرش در داخل سازمان به عراق آمده بود دیدار کند.
افراد اسیر در لیبرتی سد راه تکامل و سرنگونی
آری علت به هدف نرسیدن همه چیز تنبلی و طلبکاری اعضا در لیبرتی بوده و هست و در این میان آقا و خانم رجوی می گفتند سی سال است زحمت می کشند و هزاران تحلیل و آموزش درست و بحث های استراتژیک در زیر کولر وساختمان های کاخ گونه خود که برای امنیت! در آن می زیسته اند داده اند ولی این افراد سازمان هستند که تنبل و طلبکار و بیکاره اند………… سد راه سرنگونی و تکامل و جامعه و… همه شده اند.
نامه یک جداشده به خانم ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر
من به عنوان فردی که سالیان سال از عمرم را در این تشکیلات مخوف و فرقه ای گذراندم از شما به عنوان یک مسئول که جان انسانها برایتان ارزش دارد می خواهم به کمک افراد در لیبرتی بیائید و نگذارید دیگر افراد قربانی جاه طلبی شخص رجوی شوند و برای انتقال آنها به کشور ثالث مجموعه اقدامات لازم را انجام دهید و نگذارید بیش از این دوستانمان در لیبرتی قربانی خودخواهی ها و خودکامگی مسعود رجوی شوند و با ترتیب دادن مصاحبه خصوصی با افراد سازمان و ملاقات افراد با خانواده هایشان که سالیان طولانی است در دوری و جدایی از عزیزانشان چشم براه هستند آنها را یاری دهید.
دفاع از حقوق بشر یا سیاست گرفتن جان افراد
در سالروز کشته شدن 52 نفر اسیر در اشرف شروع به صحبت های تکراری نموده و آن را حماسه سرخ فام اشرف معرفی نموده بی آنکه از خودش بپرسد چرا حاضر نشد این افراد را به لیبرتی انتقال دهد با وجود اینکه بارها دولت عراق به او فرصت داد که افراد را از اشرف خارج کند.اما حاضر نشد تن به جابجایی آنها بدهد و کشته شدن این افراد به خاطر جنایتهایی بود که مسعود در زمان حاکمیت صدام برعلیه مردم عراق روا نموده بود.
رجوی می خواهد فاجعه دهم شهریورماه ۱۳۹۲ تکرار شود
حال نگرانیم اینست که امثال برادرم بسا برای رجوی بی اهمیت هستند ودرشرایطی که رجوی احساس نیازبکند حتما به بهانه هایی آنان را قربانی خودش خواهد کرد وبه کشتن خواهد داد. شخصا سرموضعگیری مریم رجوی خیلی حساس شدم واحساس میکنم که برخلاف قبل که داعش را عشایرانقلابی قلمداد میکرد الان دارد علیه آنان شدیدا موضعگیری میکند تا آنان را تحریک وجری کند که به لیبرتی حمله کنند واعضای لیبرتی را کشتارکند وبعد همین مریم رجوی خوش گذران با به نمایش گذاشتن عکسهایشان درانظارجهانی مظلوم نمایی کند و بدنبال کسب وکار و تجارت خودش باشد
تقصیر دیگران نیست که شما پیچیدگی ها را درک نمیکنید!
این قسمت از نوشته ی فرقه ی رجوی دقیقا درراستای تفکری است که فوقا شرح داده شد و اشاره کردیم که این حضرات فکر میکنند که یا باید درهمه چیز توافق داشت ویا قبول کرد که جمهوری اسلامی دربرنامه هایش برای شفاف سازی مسائل هسته ای خود وتعامل با کشورهای دیگر جهان شکست خورده است: مصداق بارز تفکر هیچ یا همه چیز!
بیاد بیاور که آن روزها چه روزهای خوبی بود
خانواده این عضواسیربه سرپرستی خواهربزرگترخود بنام سکینه نیکزاد رودسری به مجرد اطلاع ازاسارت عزیزشان دراسارتگاه رجوی پی درپی وبا تمام قوا بدنبال رهایی اسماعیل قیمت میدهند وبارها بارها به عراق ناامن سفرمیکنند وبه کرات به سازمانهای حقوق بشری و وجدانهای آگاه نامه نوشته واستمداد می طلبند وهمچنین ازنامه نگاری به عزیزشان هم نمی گذرند.
از لاف مبارزه ضد امپریالیستی تا دست بوسی امپریالیست
یک روز که از نظر آنها شعارهای ضد امپریالیستی جذابیت داشت، خود را ضد امپریالیست ترین نیرو خوانده و مسئولین و مقامات ایران را متهم می کردند که اهل مبارزه با امپریالیست ها نیستند و سازشکارند!! آنهم در شرایطی که آمریکا دولت انقلابی و جدید و مردم ایران را بدلیل اینکه جلوی تاراج منابع کشور توسط آمریکا و عواملش را گرفته و با اسرائیل که به ادعای همان زمان رجوی «نوزاد نامشروع امپریالیسم در منطقه بود» سازش نمیکردند، مورد تحریم، تهدید و حمله نظامی (طبس) قرار داده بود.
این خانم دست از هیزم کشی برنخواهد داشت!
جواب این ادعا این است که مگر این بنیاد گرایی دست ساخت دنیای یهودی- مسیحی نیست که برای تسلط هرچه بیشتر برجهانی که اینک این تسلط را برنمی تابد، نیست ونبوده که با استفاده از بیکاری گسترده ی جهانی، براحتی میتوانند هرارتش تکفیری را تجهیز وسازماندهی نموده وبکار گیرد که البته وجود متحجرین وابسته به تمام ادیان هم مزیت برعلت میگردد؟
مرثیه خوانی مریم برای کشته های اشرف در پاریس
وی در ادامه سخنرانی پوچ خود عنوان نمودکه از حمایت مردم عراق و عشایر برخوردار است اگر چه این حرف برای طرفداران پولکی خود در غرب خریدار داشته باشد ولی نفراتی که در فرقه بودند می دانندکه چگونه مسئولین سازمان امضا قلابی جمع کرده و چگونه با دادن پول به افراد عراقی آنان را به اشرف می آوردند پس بهتر است مریم در این مورد زیاد به امضای جعلی باور نداشته باشد.
نگاهی به هذیان گویی های مریم رجوی در روز به کشته دادن و قربانی کردن اعضایش در اشرف
مریم رجوی آنچنان با آب و تاب از محاصره ضد انسانی افراد لیبرتی صحبت می کند و خواستار شکستن این محاصره توسط نخست وزیر جدید می شود که گویا دولت عراق آنها را محاصره کرده بودند!! شما مثل اینکه فراموش می کنید که خودتان خودتان را محاصره کرده اید!!! سالیان است که دولت عراق , مردم عراق , خانواده هایی که برای نجات دادن فرزندانشان در عراق بودند خواستار در هم شکستن این محاصره توسط شما بودند! مثل اینکه این شما هستید که تک تک این افراد را در لیبرتی و قبلا هم در اشرف محصور کرده اید

