نامه یک خواهر چشم انتظار به برادراش یوسف خوب زمانی در کمپ لیبرتی

بسمه تعالی
برادرجان سلام امیدوارم در پناه خدا خوب وخوش باشی خیلی دلم برایت تنگ شده عزیزم لحظه به لحظه در انتظار آمدنت هستم!
برادرجان نمی دانم این نامه هم مثل بقیه نامه ها بدستت می رسد یا نه ولی حداقل کاری که از دستمان برمیآد همین نامه نگاری است که امیدوارم سازمان ملل وکسانی که دم از حقوق بشر میزنند صدای ما را به گوش شما برسانند.
برادرعزیزم تمام خانواده وفامیل نگرانت هستند واگر فکر می کنی سالهای زیادی گذشته وما فراموشت میکنیم سخت در اشتباهی، شما همان برادرعزیز دل تمام خانواده ای. تعجب می کنیم رجوی با شما چکار کرده؟ کسی که تا مادرش کنارش نبود لب به غذا نمیبرد وقتی به خاطرات گذشته برمی گردم قلبم به درد میاید.
برادرجان تمام دوستانت از دستگاه رجوی جدا شدند وآزادانه زندگی می کنند قسم می دهم که خبر از اعدام وزندان نیست، برادرجان طناب که رجوی به دور گردنتان تابیده  کم کم همه شما را نابود خواهد کرد. خودت را  از یوغ این شیطان نجات بده. کسی که تو را از خانواده ات وتمام لذت های زندگیت جدا کرده است، زندگیت با ارزش تر از این حرف ها ست که سالهای زیادی از عمرت را تلف کردی بخاطر من ودیگری نه، بخاطر خودت، خودت را نجات بده.
خدا،حق شما را از این جنایتکاران خواهد گرفت خیلی دوستت دارم وهمیشه آرزوی سلامتی میکنم ما تا آنجاکه ممکنه تلاشمون را برای آزادیت میکنیم واز خدا میخواهم به همه شما کمک کند.
به امید دیدار معصومه خوب زمانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.