30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی و نقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت پانزدهم
در قسمت قبل از تصمیم نهایی رجوی مبنی بر حمایت از صدام و دولت عراق گفتم، او به نیروهای کردی هشدار داد که تحت هیچ شرایطی از مسیر دیالی برای عبور و رسیدن به بغداد استفاده نکنند چون این منطقه حریم حفاظتی و امنیتی مجاهدین خلق محسوب میشود. با تقسیم کار بین مجاهدین خلق و […]
ماجراجویی عملیات فروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ – قسمت دوم
رجوی بعد از دیدار با طارق عزیز وزیر خارجه وقت عراق در سال 65، تمامی نیروهایش را به عراق فرا خواند. در قسمت قبل گفتم که پس از اعلام آتش بس و پذیرش آن از طرف ایران، مسعود رجوی در یک بن بست کشنده ای قرار گرفت و عملا آچمز شد. او تمامی تخم مرغ […]
30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی و نقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت چهاردهم
در قسمت قبل از درخواست دولت عراق از مجاهدین خلق برای کنترل اوضاع عراق گفتم. مسعود رجوی که در مقابل این درخواست صدام نمی توانست پاسخ منفی بدهد و از طرف دیگر افزایش نا آرامی ها و از بین رفتن ثبات سیاسی و نظامی عراق را بسود خودش نمی دید با یک سناریو ساختگی دست […]
30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی و نقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت سیزدهم
در قسمت قبل از تلفات سنگین عملیات فروغ جاویدان و از همه بدتر شکست مفتضحانه نظامی و بازگشت ذلیلانه به خاک عراق گفتم. کمر اعضایی که توانسته بودند با هزار زحمت جان خود را بدست گرفته و از صحنه جنگ بگریزند و خود را به خاک عراق برسانند بکلی شکسته بود. دیگر برای کسی دل […]
30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی و نقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت دوازدهم
در قسمت قبل گفتم که پس از وارد شدن به عراق می دیدم آنچه در درون تشکیلات و قرارگاه اشرف که ظرف و خاستگاه عینی محقق کردن آن شعارها می توانست باشد همه چیز در نقطه عکس قرار گرفته است. در یک وضعیت دوگانه ای قرار گرفته بودم. از یک سو می دیدم تمامی آن […]
آقای رجوی لطفا گشت های عقیدتی و ایدئولوژیکی خودتان را درهم بکوبید
سایت های فرقه مجاهدین خلق در تاریخ 25 تیرماه یکبار دیگر مرحوم مسعود رجوی را نبش قبر کرده و از قول او نوشتند: “گشتهای ارشاد ارتجاع را درهم بکوبید! آنقدر که قیام دوباره شعله ور شود.” من در این مقاله موضوع بحثم درست و یا غلط بودن نحوه فعالیت گشت های ارشاد و دفاع از […]
30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی و نقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت یازدهم
در قسمت قبل از حضور در خاک عراق و پادگان اشرف و همکاری نظامی با ارتش عراق گفتم که هر روز بیش از گذشته ذهن من را به خود مشغول می کرد. یکبار که در اتاق کشیک عملیات نشسته بودم، در تنهایی و خلوت خودم تمامی پروسه گذشته از نقطه انتخابم تا پروسه جذب و […]
30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی و نقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت نهم
در قسمت قبل گفتم که به اتفاق یک گروه 15 نفره وارد فرودگاه کراچی شدیم در حالیکه پاسپورت ها و بلیط هایمان در دست یکی از مسولان سازمان که مسولیت اعزام ما به عراق را برعهده داشت، بود. سوار هواپیما شدیم و بسمت عراق حرکت کردیم. فرمانده پذیرش بعد از توجیهات اولیه برنامه روزانه قرارگاه […]
30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی ونقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت هفتم
در قسمت قبل تا آنجا گفتم که فریدون سلیمی من را توجیه کرد و به من گفت این گزارش ها بدست برادر مسعود می رسد. باید یک فضای مثبت و امیدوار کننده ای به برادر منتقل کنیم .این گزارشات شما همچنین بصورت یک بولتن در می آید و بدست رزمندگان می رسد. گزارشات شما که […]
30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی و نقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت ششم
در قسمت قبل گفتم که صدایی رویاهای شیرینی را که داشتم با خودم مرور می کردم، قطع کرد. حسن بود قاچاقچی سازمان که برای بردن من به کرمان آمده بود. من را نسبت به مسیر توجیه کرد و قرار شد شب با اتوبوس به سمت زاهدان حرکت کنیم. عصر روز ششم به شهر زاهدان رسیدیم. […]
30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی و نقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت پنجم
در قسمت قبل گفته شد در جریان همین رفت و آمدنها کارم به دفتر آنها در منطقه ایستگاه 7 آبادان کشیده شد. و با مسئول بخش دانش آموزی و دانشجویی دفتر که از زندانیان سیاسی رژیم شاه بود، آشنا شدم و بخاطر داستانهای مقاومت او در زیر شکنجه مامورین ساواک شاه که در مورد او […]
30 خرداد ماجراجویی جنایتکارانه رجوی و نقش او در قربانی کردن اعضا – قسمت سوم
در قسمت قبل گفتم که بسمت روستای پدر بزرگ حرکت کردم و با اولین موتوری که می خواست بسمت روستا برود سوار و بسمت خانه پدر بزرگ حرکت کردم. دو ساعت بعد در مقابل درب خانه گلی پدربزرگ توقف کردیم. درب چوبی دو لنگه آبی رنگ و کوچه دلبازش من را بیاد دوران و خاطرات […]