چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴
خاطرات رضا گوران از زندان مجاهدین خلق – قسمت هشتم 23 دی 1404
شکنجه‌های سفید و سیاه

خاطرات رضا گوران از زندان مجاهدین خلق – قسمت هشتم

رضا گوران در قسمت قبل خاطراتش از افرادی که در بازداشتگاه بودند و گاهی صدای زجر کشیدنشان می آمد ، گفت و در ادامه در این قسمت می خوانیم: از همان روزی که بازداشتم کردند، گرسنگی برایم بزرگ‌ترین عذاب بود. در ابتدا معده‌ام طاقت نداشت، اما بعد از مدتی کم‌کم عادت کرد و کوچک شد. […]

خاطرات رضا گوران از زندان مجاهدین خلق – قسمت هفتم 16 دی 1404
اعتراض به مقررات و ضوابط ظالمانه زندان

خاطرات رضا گوران از زندان مجاهدین خلق – قسمت هفتم

رضا گوران در قسمت قبل خاطراتش، نکاتی از ضوابط و شرایط زندان مجاهدین را بازگو کرد. به محض ورود به بازداشتگاه، محمدرضا کاوندی با لحن تند، پرخاشگرانه و تهدیدآمیز شرایط و ضوابط زندان را برایم توضیح داد. در واکنش به این رفتار و به نشانه‌ اعتراض به سمت پنجره رفتم و پرده را کنار زدم. […]

خاطرات رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق – قسمت ششم 10 دی 1404
فرماندهان دیروز زندانبانان و شکنجه‌گران امروز

خاطرات رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق – قسمت ششم

تشکیلات رجوی بسیاری از ما را به بند کشید. من هم در میان آن بازداشت‌شدگان بودم. فرماندهان دیروز، همان زندانبانان و شکنجه‌گران امروز بودند. همان‌طور که در قسمت‌های قبل نوشتم، با گذشت زمان، بسیاری از بچه‌ها یکی‌یکی و اغلب در دل شب ناپدید می‌شدند. آن‌قدر این روند ادامه پیدا کرد که بخش ورودی و پذیرش […]

رضا گوران: شورای ملی مقاومت، دموکراسی در ویترین، سرکوب در عمل 08 دی 1404
اسنادی از ریاکاری مجاهدین خلق

رضا گوران: شورای ملی مقاومت، دموکراسی در ویترین، سرکوب در عمل

این اعضای به‌ اصطلاح “شورای ملی مقاومت” زمانی که در برابر اروپایی‌ها و پارلمانترهایی با کت‌وشلوار و کراوات قرار می‌گرفتند، دم از دموکراسی، آزادی و حقوق بشر، عدالت اجتماعی می‌زدند، اما به محض بازگشت به عراق و پایگاه‌های مجاهدین، لباس نظامی و پوتین به پا می‌کردند و با ایجاد رعب، وحشت و سرکوب، به‌ویژه به […]

خاطرات رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق- قسمت اول 18 آذر 1404
قرارداد باطل، درخواست خروج از تشکیلات

خاطرات رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق- قسمت اول

از همان روزی که پا به تشکیلات گذاشتم، در دل حس عجیبی داشتم؛ چیزی میان تردید و وحشت. فضا سرد بود، رفتارها تصنعی و لبخندها بی‌روح. وعده‌هایی که شنیده بودم، هیچ‌کدام رنگ واقعیت نداشت. در اولین جلسه گفت‌وگو در بغداد، حسین فضلی و فائزه حصاری معروف به خواهر حشمت، حرف‌هایی از این دست زدند: “ما […]

blank
blank
blank