نقد و بررسی برنامه ده ماده ای مریم رجوی – قسمت سوم

در قسمت های قبلی در مورد پنج برنامه ده ماده ای مریم رجوی اشاراتی داشتیم و عنوان کردیم تمام حرفهای مریم رجوی در مورد آزادی و برابری زنان و مردان و … در درون مناسبات سازمان دروغی بیش نیست. اکنون قصد داریم به محورهای دیگری از این برنامه ده ماده ای مریم رجوی بپردازیم. – […]

در قسمت های قبلی در مورد پنج برنامه ده ماده ای مریم رجوی اشاراتی داشتیم و عنوان کردیم تمام حرفهای مریم رجوی در مورد آزادی و برابری زنان و مردان و … در درون مناسبات سازمان دروغی بیش نیست. اکنون قصد داریم به محورهای دیگری از این برنامه ده ماده ای مریم رجوی بپردازیم.

– محور ششم در مورد دادگستری و نظام قضایی مستقل طبق معیارهای بین المللی و محاکمه علنی و … است .

در درون سازمان تنها یک قاضی به نام نادر رفیعی نژاد وجود داشت. همه تصمیم ها توسط رجوی گرفته می شد و افراد حق انتخاب وکیل و دفاع از خودشان را نداشتند. چون اساسا در درون سازمان چیزی به نام وکیل وجود نداشت. هر چیزی که مسئولین سازمان می گفتند فرد باید اقرار و خودش را مقصر معرفی می کرد. در دستگیریهای سال 63 و 72 با عنوان نفوذی تعداد زیادی را به زندان انداختند و با شکنجه و ضرب و شتم سعی نمودند زهر چشم بگیرند. در این جریان بودند افرادی که زیر شکنجه کشته شدند مانند پرویز احمدی ، قربانعلی ترابی و ….
البته در مورد برگزاری دادگاه نیز باید عنوان نمود نفراتی که توانستند از جهنم رجوی رهایی یابند دست به افشاگری در این زمینه زدند. طبق اظهارات آنها رجوی در نشستی که فقط تعدادی از زندانیان و مسئولین سازمان حضور داشتند گفت: حکم همه شما اعدام است ولی من آنرا لغو می کنم و شما حق ندارید با کسی حتی با خودتان حرف بزنید اگر صدای تان در بیاید دیگر زنده نخواهید بود .

وقتی مریم رجوی حرف از دادگستری و نظام مستقل قضایی می زند بسیار درد آور است. آنها در درون مناسبات تحمل یک حرف انتقادی را نداشتند. چه کسانی را کشته و یا شکنجه نمودید و اکنون دم از معیارهای بین المللی در امور قضایی می زنید؟ باید شرم کنید. رجوی حتی اجازه نمی داد که یک زندانی از خودش دفاع کند چه برسد به اینکه وکیل داشته باشد. اگر زندانی حرف مسئولین را گوش می کرد خبری از ضرب و شتم نبود و اگر زندانی مقاومت می کرد چنان بلایی بر سرش می آوردند که از کرده خودش پشیمان می شد. البته بودند افرادی که حاضر نشدند تن به خفت رجوی بدهند و مقاومت کردند مانند آقای رضا گوران، که در خاطراتش به شکنجه هایی که بر روی وی اعمال شده اشاره نموده و یا زنده یاد صمد نظری نیز به شکنجه هایی که در زندان دبس روی وی و بقیه افراد روا داشتند، دست به افشاگری زد. او به شیوه کشته شدن علینقی حدادی شوهر زهره اخیانی اشاره نمود .

رجوی همچنین دستور ترور مردم عادی جامعه را داد. آیا آن موقع خبری از عدالت دادگستری و نظام مستقل قضایی نبود؟ و حتی شاهد هستیم زمانی که قوه قضائیه ایران مشغول بررسی جنایت رجوی در ایران شد چگونه افسار پاره کرد و دست به شانتاژ و فریبکاری زد چون می داند چهره واقعی وی برای همه دنیا روشن خواهد شد .

– محور هفتم مریم رجوی اظهار می دارد خودمختاری و رفع ستم مضاعف از اقوام باید رعایت شود .

مریم رجوی بسیار فریبکارانه شعارش را می دهد ولی هیچ اعتقادی به این مسئله ندارد. ما در مناسبات سازمان شاهد این فریبکاری بودیم. در جریان جنگ آمریکا علیه عراق در سال 70 وقتی کردهای عراقی قصد داشتند صدام را سرنگون کنند به دستور مریم رجوی تعداد زیادی از کردهای عراقی را زیر شنی تانکها و نفربرهایشان له کردند.
آنان حتی به قاسملو رهبر حزب دمکرات ایران وقتی عنوان داشت باید با ایران مذاکره کرد، حمله کردند. آنان حتی به کردهای ایرانی هم رحم نکردند و تعداد زیادی را به شهادت رساندند و اکنون دم از خودمختاری اقوام می زنند که دروغی بیش نیست .

– محور هشتم در مورد عدالت و فرصت های برابر در اشتغال است که مریم رجوی مدعی آن می شود!

افراد در درون سازمان هیچ گونه عدالتی ندیدند و افراد حق انتخاب نداشتند. مگر کسی جرات داشت در درون سازمان از عدالت حرف بزند ؟ مریم رجوی همیشه عنوان می کند مناسبات سازمان یکی از پاکترین جامعه هاست که همه چیز در آن رعایت می شود. ما در مناسبات سازمان چیزی به نام عدالت و فرصت های شغلی ندیدیم چون در درون سازمان هر فردی که وارد می شود ابتدا شخصیت وی را له کرده و بعد هر جور می خواستند به او شخصیت می دادند. فرد دیگر مانند برده در دستان رجوی بود و باید به او خدمت می کرد. از به کارگیری کودکان زیر سن قانونی عراقی در اشرف گرفته تا به کارگیری کودکان سرباز و فرستادن شان به جنگ برای کشته شدن و برخورد های ضد انسانی با این کودکان که باید برای رهبری سازمان کار می کردند و صدایشان در نمی آمد .
ما جدا شده ها در مناسبات سازمان در اشرف شاهد ستم هایی بودیم که علیه اعضا انجام می دادند ولی کسی جرات اعتراض نداشت چون با قداره بندان رجوی در نشست ها مواجه می شدیم.

ادامه دارد…

هادی شبانی