در قسمت اول مقاله به نقد و بررسی 3 محور از برنامه ده ماده ای مریم رجوی اشاره کردیم و دلایلی که مریم رجوی هیچ اعتقادی به آن برنامه ندارد را بیان نمودیم. اکنون قصد داریم به محورهای دیگری از این برنامه سراسر فریبکاری اشاره کنیم تا برایمان روشن شود تمام حرفهای مریم رجوی دروغی […]
در قسمت اول مقاله به نقد و بررسی 3 محور از برنامه ده ماده ای مریم رجوی اشاره کردیم و دلایلی که مریم رجوی هیچ اعتقادی به آن برنامه ندارد را بیان نمودیم. اکنون قصد داریم به محورهای دیگری از این برنامه سراسر فریبکاری اشاره کنیم تا برایمان روشن شود تمام حرفهای مریم رجوی دروغی بیش نیست .
– محور چهارم جدایی دین و دولت ، آزادی ادیان و مذاهب
این کلمات در حرف می تواند بسیار جالب و جذاب باشد و هر شنونده ای را به خود جلب کند. اما آیا در درون مناسبات سازمان در اشرف هم این مسائل رعایت می شد؟ خیر. به گوشه هایی از این به اصطلاح آزادی اشاره می کنیم. هیچ کس حق نداشت غیر از اسلامی که رجوی معرفی می کند اسلام دیگری داشته باشد. بطور مثال برادران تسنن وقتی وارد سازمان می شدند باید دین خود را عوض می کردند و حتی مواردی بود که افراد مسلمان نبودند و حاضر به همکاری با سازمان شدند. این افراد مانند نفرات بیمار باید از بقیه جدا شده و در یکان دیگری سازماندهی می شدند. برای نفراتی که حاضر نبودند مذهب خود را عوض کنند چنان تحت فشار سیستم قرار می گرفت که فرد مجبور می شد اسلام رجوی را قبول کند .
– محور پنجم برابری کامل زنان و مردان در حقوق سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و لغو هرگونه تبغیض ، حق انتخاب آزادانه پوشش ، ازدواج و طلاق و منع بهره کشی از زنان تحت هر عنوان
در باره این محور می توان ساعتها نوشت چون تنها چیزی که مسعود و مریم رجوی قبول ندارند حقوق برای زنان است. ابتدا در مورد برابری زنان و مردان باید عنوان داشت در درون سازمان بعد از انقلاب طلاق ، زنان در بند چهار انقلاب باسمه ای قدرت مطلق در مناسبات شدند. امور باید توسط زنان اداره می شد و دیگر به هیچ مردی اعتمادی وجود نداشت. زنان در محل اتاق کار نشسته و مردان بد بخت باید در گرمای زیاد عراق کار می کردند و صدایشان در نمی آمد. رجوی برای فریبکاری عنوان نمود این کار برای آزاد سازی پتانسیل زنان می باشد ولی در عمل شاهد بودیم که مردان بعد از مدتی دچار تناقض شده و توان کار کردن نداشتند .
زنان در درون سازمان حق انتخاب شوهر برای ازدواج و پوشش و طلاق را نداشتند. هر چیزی که تشکیلات به آنان می گفت باید اطاعت کورکورانه می کردند. هیچ مادری نمی توانست چند روز در کنار فرزندش باشد. رجوی به خاطر اینکه پدران و مادران را در گروگان داشته باشد و کسی به فکر جدا شدن نیفتد در انتهای سال 69 به بهانه بمباران عراق، کودکان را به اروپا فرستاد و دیگر خانواده ها هیچ خبری از فرزندان خود نداشتند. زنان در درون سازمان بسیار مورد بهره کشی قرار می گرفتند چون خود مریم رجوی عنوان می کرد باید زنان در گرمای عراق کار کنند و صورت شان سوخته شده تا کسی به آنان نگاه نکند. زنان در درون سازمان از وسایل آرایش محروم بودند. بعد از مدتی زنان هم ظرافت زنانه خود را از دست داده و خشن می شدند. البته این مسئله فقط در مورد زنان نبود در مورد مردان هم صادق بود. مردان حق استفاده از ادکلن نداشتند، پمپ بنزین جدا سازی شده بود ، مردان حق نداشتد در داخل خودرو کنار یک زن بنشینند. مردان حق نداشتند بطور جداگانه و تکی با زنان صحبت کنند.
اکنون وقتی مریم رجوی از حق انتخاب شوهر و ازدواج و پوشش حرف می زند بسیار مضحک است. دیدگاه ارتجاعی رجوی این گونه بود که اعتقاد داشت همه زنان عالم باید در خدمت او باشند. یعنی حرمسرایی برای خود درست کرده و مدیر برنامه هایش مریم رجوی بود. البته این افشاگری توسط زنانی انجام گرفت که از مناسبات جدا شدند و بخوبی ماهیت ضد انسانی رجوی را نشان دادند. مریم رجوی دم از آزادی پوشش و ازدواج و پاک بودن مناسباتش می زند اما دروغی بیش نیست و خودش بهتر می داند که در درون مناسبات سازمان در اشرف چه کثافت کاری وجود داشت و حتی خودش در نشستی عنوان داشت ما جلوی رابطه زن با مرد را گرفتیم ولی اکنون شاهد رابطه مرد با مرد هستیم . آیا مریم رجوی این حرفها را فراموش کرده است ؟
آیا خارج کردن رحم زنان، آزادی زنان نام داشت؟ برای ما روشن است پز دمکراسی و دمکراتیک بودن حرفهای بیهوده ای است که ما با پوست و گوشت آنها را لمس کردیم و به ماهیت ضد بشری رجوی ها پی بردیم .
ادامه دارد…
هادی شبانی

