آقای رجوی از زمانی که اربابت صدام سرنگون شد خودت را مخفی کردی! اگر ریگی در کفشت نبود اقدام به مخفی شدنت نمی کردی . من فواد بصری هستم که بخاطر قدرت طلبیی تو و زندانی کردن من و امثال من در پادگان اشرف در بیابانهای عراق بهترین دوران زندگی مرا تحت پوش سرنگونی حکومت […]
آقای رجوی از زمانی که اربابت صدام سرنگون شد خودت را مخفی کردی! اگر ریگی در کفشت نبود اقدام به مخفی شدنت نمی کردی . من فواد بصری هستم که بخاطر قدرت طلبیی تو و زندانی کردن من و امثال من در پادگان اشرف در بیابانهای عراق بهترین دوران زندگی مرا تحت پوش سرنگونی حکومت ایران از من گرفتی. در پادگان اشرف هر بلایی که دلت می خواست بر سر ما آوردی و کسی خبر دار نشد. در یک حصار بسته ما را زندانی کردی و در نشست های من در آوردی ما را سرکوب می کردی و ما جرات این را نداشتیم که از پادگان خراب شده اشرف خارج شویم. هر کسی درخواست جدایی می کرد حکم آن اعدام بود و یا به او برچسب جاسوس می زدید و تحویل دولت عراق می دادید و در زندانهای عراق به بدترین وجه شکنجه می شد. گویی که ما را خریداری کرده بودی و مالک ما بود. در پادگان اشرف خدایی می کردی و در نشست های عمومی وقتی روی سن قدم می زدی فکر می کردی برای خودت ابر قدرتی هستی. شما جنایت بیشماری کردی. داستان طلاقها در پادگان اشرف، آواره کردن کودکان در کشورهای اروپایی و سپردن آنها بدست یتیم خانه ها و شکنجه روحی و جسمی بر اعضاء خود.
شما بااعضاء خود که جانشان را کف دستشان گذاشته بودند مثل برده رفتارمی کردید و اگر کرسی ایران را بدست می گرفتی (که هیچ وقت این اتفاق نخواهد افتاد) با مردم ایران چه رفتاری می کردی؟ با سرنگونی دوست عزیزت صدام شاخت شکست و سر جای خودت نشستی. چندین سال در پادگان اشرف ما را در حسرت گذاشته بودی. جرات نمی کردیم درخواست کنیم ما را به سینما و یا در یکی از شهرهای عراق برای گردش ما را ببرند. اگر هم درخواستی می کردیم ما را سوژه نشست می کردید. ما را در گوشه رینگ می انداختید و تا می توانستند ما را می کوبیدند.
وقتی خودم را بعد از چندین سال از پادگان اشرف نجات دادم و در دنیای آزاد قدم گذاشتم خیلی از واقعیت ها برای من روشن شد. آقای رجوی در پادگان اشرف در عراق هر گونه امکانات رفاهی برای ما ممنوع بود ولی برای زنهایی که به عقد خودت در آوردی آزاد بود. شورای باصطلاح رهبری که برای خودت درست کرده بودی یا بهتر بگویم شورای سرکوب اعضاء در رفاه کامل زندگی می کردند؛ غذای های خوب، تفریح، لباسهای شیک، گرفتن جشن تولد برای آنها و ….. در هر نشستی می گفتی خانواده مریم در خارجه مثل شما زندگی می کنند. شما در پادگان اشرف بهتر از آنها زندگی می کنید. عکس های از آنها در دسترس است. در خارجه در کنار خانواده خودشان زندگی می کنند و اوقات خودشان را در تفریح و در رستورانها همراه با خانواده می گذرانند. چرا به ما دروغ می گفتید؟ چرا همش از ما مثل برده بیگاری می کشیدید؟ چرا هرگونه آزادی را از ما سلب کرده بودید؟
یادت می آید در نشست طعمه در مقر مخوف باقرزاده به مدت چهار ماه با ما چکار کردی برای هر کسی تعریف می کنم باورش نمی شود! آخرین نشستی که با کادرهای خود داشتی منظورم قبل از جنگ ائتلاف، ما در نشست نبودیم و ویدئو سخنرانی ات را برای ما در سالن غذا خوری پخش کردند. از موضع بالا خطاب به کادرهایت می گفتی اگر جنگ شد آمریکا نمی تواند مانع ما برای رفتن به ایران شود. ما سلاح سبک و سنگین داریم. چه کسی جرات دارد مانع ما شود و در نشست گفتی مریم ستاد فرماندهی خودش را آماده کرده و نسبت به جنگ توجیح شده اند و در ادامه گفتی جنگی رُخ نمی دهد اما ما باید برای هر شرایطی آماده باشیم. اگر جنگ شد من و مریم صلیب خودمان را بر می داریم و جلوی نیروها راه می رویم.
برخلاف میل شما آمریکا به عراق حمله کرد نه شما را جلوی نیروها دیدیم و نه مریم را! ای وای بر شما دروغگویان و فریب کاران. آمریکا اربابت را سرنگون کرد و سر شما بدون کلاه ماند. زنت مریم که ستاد فرماندهی را برای جنگ آماده کرده بود در زمان جنگ دست ستاد فرماندهی را گرفت و به فرانسه گریخت و شما هم خودت را مخفی کردی و ما را در بیابانهای عراق زیر بمباران ائتلاف تنها گذاشتید. شما و مریم رفتید بدنبال خوش گذرونی خودتان . طبق گفته خودتان گفتید آمریکا نمی تواند مانع ما به ایران شود چی شد؟ آقای رجوی دیکتاتور عراق سرنگون شد دستور دادید پرچم های سفید را روی سلاحهای سبک و سنگین نصب کنند و تسلیم آمریکاییها شدید و بعد از تسلیم شدن زیر چتر آمریکا ئیها رفتید. مریم رجوی که در خارجه دست به دامان آمریکایی هاست. شعار مرگ بر امپریالیسم چی شد؟ ای بی وجدانها شرافت خودتان را فروختید؟ به دروغ خودتان را ضد امپریالیسم معرفی کردید. در پادگان اشرف چه ظلم ها که به ما نکردید. در نشست های ضد انسانی ما را سلاخی می کردید و می گفتید شما مانع سرنگونی هستید. ما مانع سرنگونی بودیم یا شما که در مقر بدیع چندین زن را گماشته خودتان کرده بودید و برای خودتان حرمسرا درست کرده بودید . در پادگان اشرف همه موارد برای ما حرام بود ولی برای شما حلال . چندین سال در پادگان اشرف در سرما و گرما برای شما کار کردیم حاضر نشدید یک دینار عراقی به ما پرداخت کنید در صورتی که پول پناهندگی ما را می گرفتید. منتی هم بر سر ما می گذاشتید و می گفتید ما داریم خرج شما را می دهیم مردم ایران چه دل خوشی از شما دارند غیر از اینکه خون چندین هزار بی گناه را بر زمین ریختید تمام قشرهای ایران شما را به زباله دان تارخ سپردند .
فواد بصری
















