چرا مجاهدین خلق به برادرم اجازه تماس قبل از فوت مادرم را ندادند؟

در تاریخ 11 مهر 1405 برای دیدار با خانواده رامین عبدالهی به شهر ترکمن رفتم و از نزدیک با برادرش ملاقاتی انجام دادم و ضمن تسلیت مجدد به مناسبت فوت مادر مرحومشان، گفتگویی هم در رابطه با وضعیت رامین عبدالهی در داخل سازمان مجاهدین خلق در آلبانی انجام دادیم . بعد از گذشت بیشتر از […]

در تاریخ 11 مهر 1405 برای دیدار با خانواده رامین عبدالهی به شهر ترکمن رفتم و از نزدیک با برادرش ملاقاتی انجام دادم و ضمن تسلیت مجدد به مناسبت فوت مادر مرحومشان، گفتگویی هم در رابطه با وضعیت رامین عبدالهی در داخل سازمان مجاهدین خلق در آلبانی انجام دادیم .

بعد از گذشت بیشتر از دو ماه از فوت مادر مرحوم رامین عبدالهی که چشم انتظار فرزندش از دنیا رفت و بقول برادرش، مادر در روزهای پایانی خیلی سراغ رامین را میگرفت و خیلی خیلی بی تابی میکرد اما متاسفانه حتی نتوانست صدای او را در اخرین لحظات زندگی اش بشنود و درد فراقی را که در سینه داشت با خودش برد .

چشمان برادر رامین عبدالهی پر از اشک شده بود و بغض در گلویش مانده بود. به ایشان گفتم که مادر را چند باری زیارت کرده بودم و حتی هر باری که ایشان را میدیدم ، هنوز گفتگو شروع نشده فوری حال رامین را میپرسید و با جان و دل برای رامین پیام میداد ولی متاسفانه این ظلم آشکار سران سازمان مجاهدین خلق در حق پدر و مادرها تمامی ندارد و این گروه خبیث به فرزندان خانواده ها هیچ گونه آزادی تماس و ملاقات نداده و نمیدهد که در نتیجه پدران و مادران زیادی از جمله مادر خدا بیامرز شما نیز چشم انتظار از دنیا رفت .

آقای عبدالهی در ادامه گفت: حداقل انتظار داشتیم بعد از فوت مادرمان رامین با ما تماسی بگیرد و تسلیت بگوید ولی هیچ خبری نشد. که من در پاسخ ایشان گفتم: من فوت مادر را در سایت انجمن نجات قرار دادم ولی میدانم که سران منحوس مجاهدین خلق این خبر را به گوش رامین نمیرسانند تا او فکر تماس با خانواده اش نباشد و ذهنش معطوف خانواده و شماها نشود . حتی اگر روزی بخواهد با شما یا خانواده تماسی داشته باشد اول اینکه قبل از تماس بطور بسیار فشرده ای روی ذهن رامین و بقیه کار میکنند تا اینکار انجام نشود و دوم اینکه حرف های او را بطور کامل شنود می نمایند و سوم اینکه در صورتی که تماس صورت گیرد، بعد از تماس باید در نشست های مختلف به او حمله می شود و او را مورد حمله فیزیکی و فحش و ناسزا قرار می گیرد.

آقای عبدالهی با شنیدن این واقعیت ها از خیانت های سران مجاهدین خلق در حق اعضاء خودش بسیار ناراحت شد و گفت با این همه ظلم در حق افراد خودشان آن وقت این ها شعار حمایت از مردم می دهند . البته ماهیت آنها بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی کاملا برای همه مردم روشن و اشکار شده است و اصلا حرف و صحبت های آنها هیچ ارزش و ملاکی برای ما ندارد و من به شخصه بدنبال نجات برادرم از این گروه تروریستی هستم .

اقای عبدالهی در پایان برای برادرش پیام داد که رامین جان عبدالهی، داداش عزیزم ، ما همه حالمون خوبه و متاسفانه مادر رو چند وقت قبل از دست دادیم . من از تو خواهش میکنم که بعد از گذشت این همه سال که از تو هیچ اطلاعی نداریم ، بفکر خودت و خانواده ات باش و آزادی واقعی را خودت پیدا کن که تمام دوستان تو اکنون صاحب زندگی و زن و فرزند هستند . تو هم خودت را از این سازمانی که اصلا بفکر تو و دوستانت نیست نجات بده و با ما تماس بگیر .

محمد اتابای