گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین درباره ی ترفندهای سران مجاهدین – قسمت سیزدهم

آرش رضایی: دوستان اشاره کردند سران مجاهدین با اتخاذ تمهیداتی و کشیدن حصارهای تو در تو امکان خروج افراد از اشرف را سلب کرده اند.
سعید باقری دربندی: کاملا درسته
آرش رضایی: و افراد مستقر در اشرف در شرایط فعلی راه برون رفت از آنجا را ندارند این امر وضعیت تلخ و دردناکی ست سازمانی که ادعای آزادی و دموکراسی می کند حق انتخاب و تعیین سرنوشت خویش را از کادرهای تشکیلاتی مستقر در اشرف سلب کرده است در عین حال سران مجاهدین ارتباط نمایندگان نهادهای بین المللی چون صلیب سرخ و کمیساریای عالی پناهندگان را با افراد در اشرف ناممکن کرده اند و اجازه نمی دهند آنها داخل اشرف شوند تا نمایندگان صلیب سرخ و نمایندگان سازمان ملل با افراد در اشرف گفتگو کنند و اگر بچه ها در اشرف از تمایل خود برای خروج حرف بزنند امکان و تسهیلاتی فراهم شود.
غلامرضا شیردم: محال است سران سازمان چنین اجازه ای را به نمایندگان کمیساریای عالی یا صلیب سرخ بدهند مگر اینکه زیر فشار باشند. این نفراتی هم که از اشرف فرار می کنند به بغداد منتقل می شوند و بالاخره راه حلی را نمایندگان سازمان ملل برای خروج آنها از عراق پیدا می کنند ولی مشکلی که وجود دارد این سه هزار و چند نفری است که در اشرف گیر افتاده اند. برای اینها باید فکر اساسی کرد.
آرش رضایی: موضوعی که آقای قادر رحمانی در جلسه ی قبل بدان پرداختند بحث سرنگونی بود فرمودند سران مجاهدین بخصوص مسعود رجوی استاد طرح وعده و وعیدهای الکی ست اینکه به بچه ها در اشرف مدام القاء می کنند آینده از آن ماست و در ارتباط با سرنگونی رژیم حرف های بی ربط می زنند که رنگی از واقعیت ندارد و بدینگونه سعی دارند به افراد در اشرف روحیه کاذب بدهند و با این شگرد بچه ها را فریب می دهند تا چند مدتی نیز آنها را وادار و تشویق کنند در اشرف بمانند. اخیراً مسعود و همسر سومش خانم مریم عضدانلو در پیام هایی که می دهند باز به موضوع تکراری و کلیشه ای سرنگونی رژیم اشاره کردند این مسئله نیاز به واکاوی دارد دغدغه ی ذهنی من این است که چرا مسعود و مریم مدام از سرنگونی رژیم حرف میزنند در حالی که آنها به خوبی واقف هستند چنین امری امکانپذیر نیست. مسعود در پیام سی خرداد هشتادو هشت گفت: به روشنی میتوان دید که این رژیم در بن بست است به آخر خط رسیده و راه پس و پیش ندارد!! سپس در پیام هشت دی ماه همان سال دوباره گفت: سه نکته ی مهم را که در نوروز سال گذشته به استحضار رساندم یادآوری میکنم اول اوج آمادگی و جوشش شرایط عینی برای تغییر و برای خیز برداشتن انقلاب دموکراتیک مردم ایران را همه به چشم می بینند دوم مرحله ی ریزش و سرنگونی محصول محتوم تک پایگی و انقباض درمان ناپذیر رژیم ولایت فقیه سوم اینکه رژیم آخوندی همآوردی جز مجاهدین خلق ایران و جایگزینی جز شورای ملی مقاومت ایران نمی یابد!! و با تمام توان و شدت و جدیت جنون آمیز در پی نابود کردن مجاهدین است زیرا صورت مسئله سرنگونی تام و تمام رژیم است که با پیشتازی یک نیروی انقلابی سازمان یافته که معتقد به سرنگونی رژیم است میسر می باشد!! ببینید مسعود رجوی از سی خرداد سال شصت همیشه بحث سرنگونی را برای مثلا مدت شش ماه یا یک سال و دو سال و… مطرح کرد خیلی با جدیت و قاطعیت این وعده های پوچ و توخالی را میدهد حال بیش از دو دهه گذشته است و دوباره مسعود در رابطه با موضوع سرنگونی تاکید می کند!! پرسش این است شما دوستان که در اشرف در نشست های مسعود بودید حتما با خصلت های ذهنی او بیشتر آشنا هستید براستی چرا مسعود رهبر عقیدتی مجاهدین علیرغم نادرست بودن تحلیل های ابلهانه اش بر سرنگونی رژیم تاکید می کند؟ چه توضیحی دارید؟
ناصر سیدعلی بابایی: به نظر من مسعود رهبر فراری و بزدل مجاهدین به فریبکاری عادت کرده است او دروغ را چون روشی برای رسیدن به اهداف پلیدش بکار می گیرد او باید همیشه دروغ بگوید چون راز ماندگاری خودش سر رهبری مجاهدین با توسل به فریبکاری است تا با دروغ گفتن به نفرات در اشرف امید واهی دهد در صورتی که تحلیل های احمقانه مسعود ربطی به واقعیت موجود و تحولات زمانه ندارد. ما مدتی است که به ایران آمده ایم در متن جامعه هستیم همه ی تحولات را از نزدیک مشاهده می کنیم جامعه ایران در کمال آرامش در مسیر پیشرفت حرکت می کند اختلافات در جامعه امری طبیعی است و لازمه شکوفایی جامعه هفتاد میلیونی. همه سعی دارند در چارچوب قوانین و با نگاه به منافع ملی به پیشرفت خود و جامعه کمک کنند. ولی مسعود با تکرار دروغ و تحلیل های بی ربط در مورد جامعه ایران سعی دارد به نفرات در اشرف روحیه دهد که رژیم در حال سرنگونی است به این شیوه نفرات را در اشرف تحت اسارت خودش نگاه دارد تا از مناسبات سازمان خارج نشوند و در اشرف بپوسند. شما نگاه کنید افراد در اشرف پیر شدند اغلب موها سفید شده و از نظر جسمانی کاملا تحلیل رفتند.
غلامرضا شیردم: یکی از بزرگترین دروغ های مسعود همین موضوع سرنگونی رژیم است. به یاد می آورم سال هفده اسفند سال هشتاد و دو قبل از جنگ عراق و امریکا در آخرین نشست مسعود گفت: امسال سال سرنگونی است همه را به طرف مرز فرستاد بعد از چند روز گاف بزرگ داد و پیام فرستاد همه نفرات خود را تسلیم امریکائیها کنند و به اشرف برگردنند. تحلیل مسعود مثل همیشه غیر واقعی بود مگر می شود با سه یا چهار هزار نفر رژیمی را سرنگون کرد واقعا مسعود دچار جنون شده است او می خواست همه نفرات را مفت به کشتن بدهد. ادامه دارد…
مکان گفتگو: دفتر انجمن نجات آذربایجانغربی
تنظیم از آرش رضایی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.