متاسفانه روز پنجشنبه، سیام خرداد ماه ۱۴۰۵، طی تماسی که آقای حسینعلی ریگی با اینجانب داشتند، خبر دادند که برادر کوچکترشان، مهدی (حمیدرضا) ریگی، به دنبال سانحه تصادف دار فانی را وداع گفتهاند. از آنجا که مراسم درگذشت آن مرحوم در همان روز پنجشنبه در مسجد محل برگزار میشد، به دعوت ایشان به سرعت خود […]
متاسفانه روز پنجشنبه، سیام خرداد ماه ۱۴۰۵، طی تماسی که آقای حسینعلی ریگی با اینجانب داشتند، خبر دادند که برادر کوچکترشان، مهدی (حمیدرضا) ریگی، به دنبال سانحه تصادف دار فانی را وداع گفتهاند. از آنجا که مراسم درگذشت آن مرحوم در همان روز پنجشنبه در مسجد محل برگزار میشد، به دعوت ایشان به سرعت خود را به آنجا رساندم تا در غم خانواده ریگی شریک باشم.
مرحوم مهدی (حمیدرضا) ریگی، برادر کوچکتر براتعلی ریگی بود که به واسطهٔ آگاهی از گرفتاری برادرش در درون فرقهٔ رجوی، دو بار به همراه خیل عظیمی از خانوادهها به عراق سفر کرد تا در اطراف پادگان نظامی اشرف موفق به دیدار او شود؛ سفرهایی که بینتیجه ماند و متأسفانه سران سازمان مجاهدین خلق نه تنها به او، بلکه به هیچیک از خانوادههای چشمانتظار اجازهٔ حتی لحظهای ملاقات ندادند، بهطوریکه مرحوم مهدی ریگی هر بار با چشمانی اشکبار به وطن بازمیگشت.

آتابای و خانواده ریگی
البته این موضوع هرگز باعث خستگی او نشد و مرحوم ریگی همواره پیگیر وضعیت برادرش بود؛ بهطوریکه بیشتر اوقات خودش شخصاً با دفتر انجمن نجات تماس میگرفت و وضعیت جسمی و روحی براتعلی ریگی را جویا میشد. با این حال، ظلم و ممانعتهای مداوم سران این سازمان تروریستی سبب شد تا او نیز همانند بسیاری دیگر از پدران و مادران دردکشیده، در حسرت دیدار برادر از دنیا برود.
انجمن نجات گلستان مصیبت وارده را به خانواده بزرگ ریگی و همچنین براتعلی ریگی تسلیت عرض نموده و از آزاد مردان دنیا درخواست می نماید تا برای رهایی اسیران و گرفتاران در داخل سازمان مجاهدین که توسط سران این گروه تروریستی زندانی فکری و ذهنی و جسمی شده اند تلاش نمایند تا حداقل خانواده های این گرفتاران بتوانند با آنها ارتباط داشته باشند .
محمد آتابای















