خانواده های استان فارس و گزارشی از سفرشان به اشرف
و من به همراه خانواده ها از صبح تا شب در روزهای متوالی در پشت سیم خاردارهای اشرف نظاره گر فحاشی ها و هتک حرمت ها توسط افراد سازمان نسبت به خانواده ها بودم و حتی یک روز مطلع شدیم که یکی از افراد سازمان در مصاحبه خود اعلام کرده که شخصی که در پشت سیم خاردار است مادر من نیست
برای پی بردن به چهره رجوی خبیث باید به قرارگاه اشرف سفر کرد
وقتی به آه و ناله و درد زنان و مردان پیری که بعد از سالیان تحمل دوری فرزندان خود به درب قرارگاه اشرف آمدند تا شاید بتوانند با عزیزان خود ملاقاتی داشته باشند گوش فرا می دهید دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد و در همانجا می توان به خیانت رجوی پلید پی برد که چگونه مسئولین فرقه سعی دارند با کارشکنی و دادن فحش و ناسزا آنان را مایوس کرده و ترغیب کنند که از کارشان دست بکشند و عنوان می کنند این اسرای اشرف هستند که نمی خواهند ملاقاتی داشته باشند.
خانواده ها از پشت میکرفن ها و بلندگوها چه میگویند؟
این خانواده ها هیچگونه امکان ارتباطی با عزیزان اسیرشان ندارند و فرقه رجوی حق تماس با خارج از پادگان را به اعضای دربند خود نمی دهد. لذا تنها راهی که به فکر خانواده ها رسیده است تا صدای خود را به گوش بستگانشان برسانند استفاده از بلندگو می باشد. آنان با استفاده از بلندگوهائی که در پشت خاکریزها و حصارهای پادگان اشرف قرار داده اند تلاش میکنند با عزیزان خود ارتباط برقرار نمایند.
مصاحبه آقای مهدی خوشحال با خانم بتول ملکی در مورد سرنوشت مجاهدین
از آنجایی که سازمان و خود رجوی میدانند که به محض دیدار خانواده ها با فرزندانشان ریزش نیرو به طور وسیعی صورت خواهد گرفت بنابراین با هر روش از جمله تهمت زدن به خانواده ها اینکه اینها ازعوامل رژیم هستند و محصور کردن فرزندانشان در پادگان اشرف مانع این دیدار می شوند. حتی با این خانواده ها که اکثرآنها افراد مسن هستند بوسیله حمله های فیزیکی می خواهند مانع حضور آنها بشوند.
پافشاری خانواده های گیلانی برای دیدار با عزیزان در بندشان در اشرف
شماری از خانواده های رنجدیده گیلک که بیش از ده روز است بمنظور ملاقات با عزیزان خود در مقابل کمپ اشرف به همراه سایر خانواده های چشم انتظار متحصن شده اند، آنها ضمن تماس تلفنی با دفترانجمن نجات گیلان با محکوم کردن سنگ اندازیهای سران تشکیلات مخوف فرقه رجوی در ممانعت از انجام دیدار حضوری و ملاقات فی ما بین خانواده ها با اعضای اسیر در اسارتگاه اشرف خواستار آن شدند که مظلومیت و محرومیت آنان از برخورداری از حداقل حقوق انسانی که در منشور بین الملل منعقد شده است را فریاد بکنیم و از تمام مجامع حقوق بشری و وجدانهای بیدار و آگاه بشری استمداد بطلبیم.
مادری چشم انتظار در آرزوی درآغوش کشیدن فرزند در بند ش بدرود حیات گفت
مرحومه صغری ملکی مادرمحمدعلی میرزایی از اعضای دربند تشکیلات مخوف رجوی از شهرستان آستانه اشرفیه از استان گیلان پس از سالیان دوری و بی خبری از فرزندش در حالیکه چشم انتظار بود و هنگام وداع از این دنیا اسم محمدعلی را بر زبان داشت، جمع ما را ترک کرد و بدرود حیات گفت.
خانواده ها: از تلاش و حضورمان در جلوی اشرف دست بردار نیستیم – قسمت چهارم
اگر الان هم درخواست دارم که مجددا به جلوی درب قرارگاه اشرف بروم به این دلیل است که من مطمئنم برادرم در وضعیت بسیار سخت قرار دارد و از همه و دنیای بیرون ناامید می باشد. با شنیدن صدای من به این موضوع فکر می کند که انگار کسی و برادری و فامیلی را دارد که او را صدا می زند و امیدوار می شود تا راهی را خدا برای رهایی به او نشان بدهد. البته رفتنم به اشرف و مشاهدات وضعیت افراد در آنجا برای خانواده ام خیلی خوب بوده است. بعد از بازگشت در جمع خانوادگی خیلی از مسائل ذهنی آنها را بر طرف کردم در صورتی که آنها قبلا نسبت به سازمان طور دیگری فکر می کردند.
نامه کمیته پشتیبانی از خانواده های متحصن به پارلمان بریتانیا
ما به عنوان یک کمیته و با توجه به تکلیف انسانی خود، از سازمان خلق خواستیم به خانواده های متحصن در مقابل اردوگاه عراق جدید (اشرف سابق) اجازه ملاقات با فرزندانشان را بدهد. این درخواست با در نظر گرفتن جنبه انسانی موضوع مطرح شد. هنگام تجمع سازمان های جامعه مدنی و شیوخ عشائر، عناصر و سرکردگان این سازمان به سمت تظاهر کنندگان سنگ پرتاب کردند که در پی این امر بسیاری از افراد دچار جراحت شدیدی شدند و بعد حتی آنها را به مزدور بودن متهم کردند.
مجاهدین تا کی می توانند ماسک بر چهره بزنند؟
پدرجان سلام. نامه ای که نوشته می شود از طرف پسرت صالح است که بی صبرانه در انتظار شنیدن صدای گرمت می باشم با اینکه از سال 1376 که حدوداً نزدیک به 14 سال است در قرارگاه اشرف مستقر شدی و ندیدمت ولی مثل قبل دوستتان دارم و هر لحظه به فکرتان هستم و آرزوی شنیدن صدایتان می باشم
ثریا عبداللهی مقاومی سرسخت در برابر مجاهدین!!
جدیدا خانواده ها از دید فرقه تبدیل شده اند به: مزدوران قمه کش!! چندین ماه است که خانواده ها کنار درب پادگان اشرف تحصن کرده اند. برای نمونه کدام خانواده دست به قمه کشی و برای فرزندان اسیرشان چاقو کشیده اند. این اراجیفی که فرقه در رابطه با خانواده ها در سایت فحشاگرش به مقاله می کشد ناشی از چیست. معلوم می شود مادر مقاومی مثل خانم عبداللهی بدجوری به سران فرقه زده.عادت دیرینه فرقه است که هرموقع اساسی به بُرجک آنها می خورد جنون وار شروع می کند به اراجیف گفتن.
خانواده ها: از تلاش و حضورمان در جلوی اشرف دست بردار نیستیم – قسمت سوم
ما خانواده ها اگر همت کنیم می توانیم سر این مار را قطع کنیم تا بچه هایمان رها شوند. من قبل از رفتنم به اشرف فکر می کردم که رهبران فرقه مثل سال 82 اجازه می دهند که برادرمان را ببینم ولی وقتی که به جلوی درب اشرف رفتیم و وضعیت آنها را دیدیم به حقیقت دیگری پی بردیم و به این باور رسیدیم که به این سادگی مسئولین اشرف اجازه ملاقات نمی دهند مگر با همت و تلاش همه خانواده ها
آقای جلیل عبدی (علی) موفق شد با خانواده اش در ایران ارتباط برقرار نماید
پس از اطلاع رسانی نسبت به خروج آقای جلیل عبدی (علی) از پادگان اشرف توسط سحر، نجات، ایران اینترلینک و سایر سایتها، موفق شدیم شماره تلفن برادران و خواهران وی را در ایران بدست آورده و در اختیارش قرار دهیم. او از شادی در پوست خود نمی گنجید. جلیل در حالیکه معلوم نبود گریه می کند یا می خندد می گفت:”خانواده ام با من ترکی صحبت می کردند و از آنجائیکه صحبت کردن به زبانی غیر از فارسی در سازمان ممنوع است زبان مادریم را هم فراموش کرده بودم