یکشنبه, ۲۱ تیر , ۱۴۰۵
مجاهدین و رهبری فرقه ای 05 دی 1389

مجاهدین و رهبری فرقه ای

بالا دستها در فرقه رجوی خصوصا مریم و مسعود رجوی صف خود را همواره از پائین دستها جدا می بینند و از امتیازات خاص برخوردارند واین برآمده از ایدئولوژی فرقه گرایانه بوده و تراوش می کند. باید از رجوی پرسید تو محق هستی با فرزندت مصطفی وهمسر جادوگرت مریم با دخترش اشرف درکنارهم باشی اما اعضای دربند تشکیلات مخوف تو اجازه ندارند درپی سالیان بی خبری از اقوام خود ولو یک تماس کوتاه تلفنی داشته باشند تا خانواده هایشان را از نگرانی در بیاورند!

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت پنجم 04 دی 1389

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت پنجم

تا آنجا که ما دیدیم و برای ما ثابت شد متاسفانه مراجع بین المللی همچون صلیب سرخ در انجام وظایف شان کوتاهی میکنند. آنها باید همدل و کمک خانواده های حاضر در درب ورودی اشرف باشند. خانواده ها واقعا انتظاراتی از نهادهای بین المللی چون صلیب سرخ دارند. آنها مطالبات قانونی دارند مگر جز این است؟ مجاهدین در کمال گستاخی به ما خانواده ها مزدور می گویند امثال مادر من و مادر آقای واعظی را مزدور خطاب می کنند!؟

حقوق خانواده های متحصن و مسئولیت مبرم نهادهای ذیربط در قبال رجوی 04 دی 1389

حقوق خانواده های متحصن و مسئولیت مبرم نهادهای ذیربط در قبال رجوی

قریب یک سال از تحصن گروهی از والدین اعضای سازمان مجاهدین در مجاورت قرارگاه اشرف می گذرد. سقف مطالبات این خانواده ها در طی این یک سال گذشته فقط ملاقات با فرزندان خود و بدون حضور و نظارت تشکیلاتی و بیرون از حصار قرارگاه بوده و هست. این خواست حداقلی تا امروز نه تنها پاسخی نیافته که در عوض دستگاه های تبلیغاتی و سانسور رجوی بیشترین هجمه و توهین و هتاکی و آزار روحی و جسمی را به این خانواده ها تحمیل نموده

سالروز خجسته میلاد مسیح بهانه ای برای اعتراض به سلب آزادی در فرقه رجوی 04 دی 1389

سالروز خجسته میلاد مسیح بهانه ای برای اعتراض به سلب آزادی در فرقه رجوی

در این روز خجسته که میلاد بشارت دهنده صلح و آزادی انسان می باشد ابتدا از پرودگار خود می خواهم که هر چه زودتر زمینه آزادی دوستان ما را که در اردوگاه اشرف در بلاتکلیفی بسر میبرند مهیا سازد و سپس نظر دولت های آزاد جهان و سازمان های حقوق بشری را به این موضوع مهم انسانی جلب میکنم، امیدوارم که سال جدید میلادی سال آزادی و رها شدن از تمامی بندهای استثماری برای انسان ها باشد.

مادری در تب در آغوش کشیدن فرزندش جان داد 02 دی 1389

مادری در تب در آغوش کشیدن فرزندش جان داد

خانم سلطان صمدنِژاد مادری که در تب در آغوش کشیدن فرزندش می سوخت جان داد. احساسات زیبای مادرانه و اشتیاق او برای در آغـوش کشیدن فـرزندش کـه بـیش از دو دهـه بود در انتظار بسر میبرد، لحظه هایی ست که انگار آدمی پایانی را برای آن متصور نیست. مادر آقای محمدزاده از آن آدمهای ارزشمند و سحر آمیزی بود که وقتی حتی غایب اند بیشتر” هستند” و دیده میشوند

حضور مقاوم خانواده‎ها در برابر فحاشیهای سران جنایتکار رجوی خائن 01 دی 1389

حضور مقاوم خانواده‎ها در برابر فحاشیهای سران جنایتکار رجوی خائن

طی روزهای گذشته جلوی درب جنوبی محل استقرار فرقه مجاهدین شاهد حضور تعدادی از اعضاء و سرکرده‎های جنایتکار این فرقه بودیم که در برابر خانواده‎هایی که فقط برای ملاقات فرزندانشان به آنجا سفر کرده بودند به فحاشی پرداختند. ضمن محکوم کردن این حرکت مجاهدین و حمایت همه جانبه از خانواده‎هایی که در جلوی درب قلعه مخوف رجوی خائن حضور دارند و برای ملاقات عزیزانشان لحظه شماری می‎کنند از تمامی جوامع آزاد و تمامی نهادها و ارگانهای حقوق بشری و تمامی انسانهای آزاده طلب می‎خواهیم که در برابر این نیرنگ و برده داری نوین فرقه بپا خیزند

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت دوم 30 آذر 1389

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت دوم

با همه ی آنهایی که در اشرف حرف میزدم و شناخت دارم هیچکدام از بودنشان در اشرف راضی نیستند ولو اینکه تعهدنامه ها را امضا کنند که ما داوطلبانه اینجا هستیم. ببینید در شیراز یکی از والدین از من سوالی کرد راجع به پسرش. ایشان فرزندش را بیست و شش سال ندیده بود خبری از او نداشت. عکسش را به من نشان داد عکس متعلق به بیست و شش سال پیش بود ولی خب من ایشان را شناختم مصطفی زارع معزز. مادر ایشان گفت: این مصطفی در این بیست و شش سال نه به ما زنگ زده و نه به ما نامه نوشته است. در صورتی که در اشرف مصطفی خیلی از پدر و مادرش حرف میزد

قصه تلخ خانواده ها و فرقه ویرانگر رجوی – قسمت سوم 28 آذر 1389

قصه تلخ خانواده ها و فرقه ویرانگر رجوی – قسمت سوم

خانواده ها برای زمستان آماده میشوند. از قرار معلوم استقرار آنان تا رسیدن به خواسته هایشان طولانی خواهد بود. رجوی هنوز فکر میکند که خانواده ها بزودی خسته شده و بر میگردند. او قطعا نمیتواند و هرگز نخواهد توانست انگیزه و احساس یک مادر را درست درک کند. اعضای سابق فرقه رجوی نیز برای نجات دوستانشان و یاری رساندن به خانواده ها به جمع آنها پیوسته اند. آنان شرایط داخل اشرف را با تمام وجود لمس کرده و لذا به جای رفتن به دنبال زندگی و راحتی خود بدون کوچکترین چشمداشتی وقت خود را وقف خانواده ها نموده اند.

نقدی بر کتاب” خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع” – قسمت دوم 28 آذر 1389

نقدی بر کتاب” خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع” – قسمت دوم

سخنانی که رجوی در این بخش از کتاب بکار برده برای شناخت این فرقه و نحوه برخورد شدید و خشن با مخالفین بسیار پر اهمیت می باشد و شایسته تحلیل و بررسی جداگانه از ماهیت این فرقه می باشد. در سراسر کتاب هیچگونه اثری از پاسخگوئی به هزاران سئوالی که خانواده های محروم بر اساس اولیه ترین نیازهای انسانی کرده اند داده نشده است. تمامی کتاب مملو از شعارها و مثالهائی است که باید قید خانواده در صورتی که در خدمت منافع سازمانی قرار نگیرد زده شود.

هذیانهای اخیر مزدور رجوی بی جهت نیست 28 آذر 1389

هذیانهای اخیر مزدور رجوی بی جهت نیست

پس بی دلیل نیست که رجوی در روز روشن به هذیان گویی، فحاشی و خط و نشان کشیدن افتاده است. یک روز خانواده ها را سگ و زنجیری و اطلاعاتی می نامد و روز دیگر به عجز و لابه افتاده و بفرمایید تو ملاقات کنید سر می دهد. یک روز کتاب تهدید آمیز چاپ میکند و روز دیگر برای اشرفی ها نوار دلداری پر میکند.یک روز نفس کش می طلبد و روز دیگر بزرگی کرده و از سر کرم می بخشاید.اما رجوی فراموش کرده است که با این حرف ها برای خانم و بچه ها نمی شود تنبانی دوخت!

به اندازه ۱۵ سال پیر شدم با مشاهده ظلمی که در اشرف به شما می شود 23 آذر 1389

به اندازه ۱۵ سال پیر شدم با مشاهده ظلمی که در اشرف به شما می شود

. دیدم پدری را که نامه نوه اش را بعد از 10 سال دوری برای پسرش آورده بود و سازمان با بی شرمی و وقاهت تمام او را مزدور می نامید. چه ها که دیدم در این 15 روز. باور کن به اندازه 15 سال پیر شدم به خاطر ظلمی که به شما رفته و می رود دیدم قیافه های در هم شکسته، چشمهای بدون نور و عروسکهای بدون اراده ای را که منتظرند ببینند فردا سازمان برایشان چه ساز جدیدی کوک خواهد کرد.

نمایش تلویزیون مجاهدین و فشار برای به اصطلاح افشای خانواده 23 آذر 1389

نمایش تلویزیون مجاهدین و فشار برای به اصطلاح افشای خانواده

چند روز پیش یکی از اعضای در زنجیر را که خانواده اش به ملاقات او رفته بودند برای نمایش به تلویزیون ‌‌‌‌آورده بودند تا حرف های دیکته ای فرقه رجوی را از زبان او به دیگران خرج کنند اما باید توجه شود که این عزیزان گرفتار فرقه ای هستند که تماماً روی نفرات کار کرده اند طوری که نفرات حتی نمی توانند آزادانه صحبت کنند و یا تصمیم بگیرند, اینکار در تمام فرقه ها وجود دارد

blank
blank
blank