آقای جلیل عبدی (علی) موفق شد با خانواده اش در ایران ارتباط برقرار نماید
پس از اطلاع رسانی نسبت به خروج آقای جلیل عبدی (علی) از پادگان اشرف توسط سحر، نجات، ایران اینترلینک و سایر سایتها، موفق شدیم شماره تلفن برادران و خواهران وی را در ایران بدست آورده و در اختیارش قرار دهیم. او از شادی در پوست خود نمی گنجید. جلیل در حالیکه معلوم نبود گریه می کند یا می خندد می گفت:”خانواده ام با من ترکی صحبت می کردند و از آنجائیکه صحبت کردن به زبانی غیر از فارسی در سازمان ممنوع است زبان مادریم را هم فراموش کرده بودم
تسلیت انجمن نجات به خانواده زنگنه
آقای علی زنگنه پدر رضا زنگنه اسیر در فرقه رجوی پس از سالها چشم انتظاری فرزند خویش، چشم از جهان فروبست و به دیار ابدی شتافت. این واقعه ناگوار را به خانواده ایشان و همه فرزندان و خانواده بزرگ انجمن نجات تسلیت گفته و برای آن مرحوم غفران الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت می نماییم.
سیاست یک بام و دو هوا از اصول رجوی های جنایتکار است
یکی از اصول فرقه رجوی ضد بشر این است که آنها مجاز به هر کاری می باشند اما همان کار برای دیگران ممنوع است. برای نمونه فرقه رجوی هر جا که توانستند از بلندگوهای قوی و دیش های ارسال بوق های کر کننده استفاده کرده و می کنند تا صدای خانواده ها به گوش فرزندان و عزیزان شان نرسد اما به محض اینکه خانواده ها که از ملاقات با عزیزان خود محروم شده اند، می خواهند حرف شان را با بلندگو به گوش عزیزان خود برسانند، رجوی های دجال آنرا شکنجه روانی و سلب آسایش نفرات مستقر در اشرف نامیده و فریاد وا مصیبتا سر می دهند!!!
آخرین تیر ترکش رجوی جنایتکار در برابر خانواده
مسعود رجوی که می بیند انواع و اقسام فشارها و اذیت و آزارها علیه خانواده های مقاوم متحصن در برابر پادگان نظامی اشرف در مقابل دروازه های غربی (اسد) و جنوبی و شمالی و همچنین در ضلع شرقی پادگان تأثیر و فایده ای ندارد اینبار ترفند جنایتکارانه دیگری بکار گرفته و تکه های آهن و سنگ را بصورت فشنگ به سمت مادران و پدران و خواهران و برادران و فرزندان چشم انتظار قربانیان فرقه خود از پشت حصارهای اشرف شلیک میکند.
یکسال پس از آغاز تحصن خانواده ها در برابر پادگان اشرف
حدود یکسال است که تعدادی از خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق مستقر در پادگان نظامی اشرف در برابر دروازه اصلی و سایر دربهای ورودی این پادگان تحصن کرده و خواهان دیدار آزادانه و بدون واسطه با عزیزان خود بعد از سالها دوری از آنها هستند. داستان خانواده ها تا امروز و خصوصا ظرف یکسال گذشته درست نقطه مقابل دعاوی رجوی را نشان داده و او را حقا در برابر آزمایش خطیری تا جائی که به شعارهایش بر میگردد قرار داده است. بر کسی پوشیده نیست که رجوی و سران فرقه اش حق ارتباط آزاد با خارج از حیطه سلطه خود را به اعضا نمیدهند
خانواده ها و رویکرد فاشیستی فرقه ی مجاهدین
طی روزهای اخیر در سیمای آزادی تبلیغات وسیع و سیستماتیک بر علیه حضور خانواده ها در درب اشرف جریان دارد. رهبران فرقه ی مجاهدین در صدد هستند تا بر موج جریان آزاد اطلاع رسانی سوار شده و با تحلیل ناراست و غیر واقعی مطالبات و خواسته های مشروع خانواده ها را تحت الشعاع قرار دهند. اما آیا آنها خواهند توانست حقیقت را وارونه جلوه دهند؟ آیا استفاده از ادبیات لمپنی، شانتاژ و یا تهمت و انگ زدن به خانواده ها راه به جایی خواهد برد؟
مشکل رجوی با گفتن و بلند گفتن است نه با بلندگو ها
آنچه رجوی و به درستی به شکنجه تعبیر می کند، به واقع آن صداهایی است که قریب به سه دهه توسط رجوی یا خفه شده، یا به انحاء مختلف سانسور و تحریف و تحقیر و تحریم و تعطیل شده است. از مرگ و میر بستگان ساکنین اشرف تا تولد و زایش های زندگی، تا سایر اتفاقات و تغییرات و تا هر اتفاق کوچک و بزرگ و حتی بعضاً تا مرگ والدین. تا دروغ هایی که رجوی در طی این همه سالها به خورد افراد سازمان داده است. این صداها در همین شکل و شمائل ابتدایی و حداقلی ارتباط با ساکنین اشرف پرده از بسیاری دروغ ها و فریب ها و نیرنگ بازی های رجوی ها بر می دارد
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت هفتم
آقای محمدرضا محمد نژاد: به نظر من سازمان تمام تلاشش این است که بچه ها با خانواده ها ارتباطی نداشته باشند. بالاخره ارتباط نزدیک عاطفه های خفته را در بچه ها بیدار می کند احساساتی در درون افراد حاضر در اشرف بوجود میاورد. ظرف این بیست و چند سال این احساسات محصور شده است. آنهایی که در اشرف هستند مثل برادر من قادر نیستند احساساتشان را ابراز کنند. ولی وقتی آنها پدر، مادر یا خواهر یا زن برادر شان را می بینند یا هر کسی از نزدیکانشان را آن عاطفه ی خفته بیدار می شود.
مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال ـ قسمت سوم
در اصل، دختر و پسر کسی در دست من اسیر نیست، من هم 20 سال است که دارم کوشش می کنم برای نجات هر کسی که آنجا اسیر است و به هر حال نزد وجدان خودم، فرزند و خانواده خودم مسئولم. به عنوان کسی که راه و چاه را بلده. به هر حال به عنوان کسی که تجربه بیشتری داره. مثلاً پیرمردی 80 ساله آمده یقه من را گرفته. به آقای رجوی، کسی بهش آدم نداده، بهش اعتماد نکرده، به ما اعتماد کردند، از ما خواستند و من هم دست یک پیرمرد 80 ساله را گرفتم و گفتم باشد، دختر شما که دست من اسیر نیست، با هم می رویم
شکست توطئه رجوی برای پایان دادن به تحصن خانواده ها
انتشار کتاب از جانب پدر خوانده این فرقه بر علیه خانواده ها تا دادن اطلاعیه های دروغین از جانب شورای دست ساز رجوی و نامه نگاری برای مقامات امریکایی و اروپایی و همچنین گرفتن مصاحبه از اسیران اشرف بر ضد خانواده ها و… نتوانسته رجوی را از گوشه رینگی که خانواده ها قرارش دادند نجات بدهد و علاوه بر ان حضور خانواده ها در جلو درب اسارتگاه فرقه باعث شده نور امیدی برای فرار از جهنم رجوی در دل اسیران اشرف باشد که با وجوداین خانواده ها شاهد فرار اسیران فرقه و پیوستن شان به خانواده ها بودیم
گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت چهارم
یکی از دوستان تعریف می کرد زنی در سازمان پس از اعلام جدایی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مسئولین فرقه نمی گذاشتند او خارج شود به همین دلیل با مصرف تعداد زیادی قرص دست به خودکشی زد و در اتاق کار خود در حال جان دادن بود و وقتی که یکی از بچه ها متوجه موضوع می شود به مسئولین ستادش خبر می دهد با او برخورد کردند که او مریض است و چه حقی داشتید وارد اتاق او شوید و درب اتاق آن زن را بستند تا کسی وارد نشود تا شاید کسی متوجه خودکشی او نشود و او را نجات دهد آنقدر در بسته بود تا جان داده است.
مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت اول
به هر حال تا زمانی که صدام حسین زنده بود و حکومت می کرد، مسایل مجاهدین با امروز فرق می کرد. امروز درها باز شده. مردم می توانند بروند داخل خاک عراق، حتی شما می توانید بروید. خانواده ها می توانند بروند. قبلاً خانواده ها فکر می کردند نمی توانند و فکر می کردند آنجا امن است. زمان صدام حسین به هر حال امنیت بیشتر بود. این همه جنگ و کشتار و ناامنی و اخباری که منتشر میشه، نبود. الان روزانه هزاران هزار ناامنی برای شهروندان عراقی است، اینها همه را من و شما و مردم می شنوند و نگران کسانی که آنجا ماندند و حتی خانواده های ما در آنجا، هستیم.