خانواده ها

گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت چهارم

خانواده ها: چهره واقعی رجوی فریبکار را فقط در اشرف می توان خوب شناخت
به دنبال توضیحات بیشتر خانم فکریان آقای ایرج صالحی یکی دیگر از جدا شدگان برای تکمیل بحث او اظهار داشتند.
اتفاقاتی که در سازمان افتاد خانمها از هر لحاظ می ترسند باید جسارت خانم سلطانی را در افشای چهره کثیف رجوی در مصاحبه خود تحسین کرد حقیقتا اگر هر کدام حتی مردهای سازمان بودند شاید چنین جسارتی را نداشتند این قدر از خود گذشت داشته که چنین موضوعاتی را افشا کنند مطمئنا با این فداکاری در فکر نجات سایر خانم ها و آقایان اسیر دست رجوی بود وگرنه کمتر کسی جسارت چنین کاری دارد در همین راستا قبلا اگر داخل سازمان کسی می برید ممکن بود بعد از مدتی ضرب و شتم و زندان آن فرد را از اشرف خارج نموده و یا تحویل صدام می دادند ولی هرگز چنین شرایطی را برای خانم ها ایجاد نمی کردند چرا؟ چون بلائی که رجوی بر سر آنها در انقلاب ایدئولوژیک آورده در بیرون افشا شود بسیار تکان دهنده و متاثر کننده است و به همین دلیل خانم ها تا به حال کمتر توانستند ببرند و بیرون بیایند این چند نفر هم غالبا به طرق های مختلف فرار کردند. رجوی برای کنترل بیشتر زنان به بهانه های این که این ها ناموس های ما هستند آنان را در محیط های بسته تر و تحت کنترل بیشتری قرار می دهند محوطه و آسایشگاه های زنان معمولا با سیم خاردار محصور شده است.

به دنبال توضیحات آقای صالحی خانم فکریان پیرامون این که رجوی چه ظلم هایی به زنان نموده است ادامه داد در نشریه انجمن نجات خاطرات جدا شده ای به نام خانم الهام را وقتی می خواندم گریه می کردم او می گفت من در مهد کودک سازمان بودم و آنجا بچه شیرخوار داشتم ولی نمی توانستم با او باشم مجبور بودم از پشت پرده او را ناز کنم که سایرین متوجه شدند به من گفتند چرا گرفته ای و…؟
در همین رابطه بایستی گفت الان پدر آقای طوس بخش و یا برادر فرخی و… که در قرارگاه هستند را نبایستی مقصر و گناه کار دانست در صورتی که گناه کار رهبری خائن شان است که آنها را در منگنه گذاشته و هیچ کدام شان راه فرار ندارند.
مجری نشست در ادامه صحبت های خانم فکریان بیان داشتند که این ها گوشه هایی از جنایات و بلاهایی است که رجوی بر سر زن ها آورده است قبلا یکی از دوستان جدا شده تفسیر قشنگی از سازمان کرد و گفت سازمان همچون پازلی است که هر کدام از افراد آن در یک پازل آن قرار دارند و زمانی جنایات کامل سازمان و رجوی وطن فروش کاملا افشا می شود که همه این پازل ها کنار هم قرار گیرند یعنی همه جدا شوند و دست به افشا بزنند. بعضا افشاگری که از سوی دوستان و افراد جدا شده ای که در سال های بعد از 72 در مناسبات در سازمان بودند صورت می گیرد باور آن حتی برای امسال ماها (بازگشتی ها) که سال های قبل در سازمان بودیم شنیدن آن ثقیل و سنگین است.
یکی از دوستان تعریف می کرد زنی در سازمان پس از اعلام جدایی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مسئولین فرقه نمی گذاشتند او خارج شود به همین دلیل با مصرف تعداد زیادی قرص دست به خودکشی زد و در اتاق کار خود در حال جان دادن بود و وقتی که یکی از بچه ها متوجه موضوع می شود به مسئولین ستادش خبر می دهد با او برخورد کردند که او مریض است و چه حقی داشتید وارد اتاق او شوید و درب اتاق آن زن را بستند تا کسی وارد نشود تا شاید کسی متوجه خودکشی او نشود و او را نجات دهد آنقدر در بسته بود تا جان داده است. هیچ کس نمی داند کی بود و چه شد و در کجا دفن شده است این یک پازل دیگر است چرا آقای طوسی بخش باید بعد از 23 سال متوجه شود که پدرش در اشرف است.
رجوی در طول سال های گذشته حتی آمریکائیها را در اشرف دور زده است و کسانی را در اشرف نگه داشته است که در لیست آمریکائیها نیستند و حتی برای کم شدن آمار نفراتش در اشرف نفرات جدید را به اسم مستعار و نام دیگران و حتی نام کشته شدها نگه داشته است بنابراین مسائلی را که حتی به فکر بشر خطور نمی کند در اشرف اتفاق افتاده است.
پس از توضیحات و صحبت های مجری نشست و پایان قسمتی از بحث آقای شیرگاهی یکی دیگر از افرادی که برای انجام ملاقات با بستگان خود در جلوی درب قرارگاه حضور یافت، برای اظهار مشاهدات خود در این جلسه حضور داشت اظهار نمود:
من از سال ها قبل تمام نشریات و مطالب انجمن را می خواندم و به همه افشاگری های تان توجه داشتم ولی چون موقعیت و وضعیت سازمان را ندیده بودم چنین فکر می کردم که امثال شماها که از سازمان جدا شدید قصد دارید با افشاگری و توضیحات و.. گناهان گذشته خود را کم کنید و واقعیات امر را زمانی دیدم که خودم به جلوی درب اشرف رفتم و وضعیت همه بچه ها را دیدم که همه آنها در بند هستند و نیاز به کمک دارند می دیدم که آنها بصورت چهار نفره در حال نگهبانی هستند و… همه برای کنترل همدیگر و جلوگیری از فرار دیگر افراد است ولی الان حاضرم هرگونه کمکی که از دستم بر می آید از طریق این دوستان انجمن انجام دهم این بچه ها از آنجا بیرون بیایند. راستی این چه سازمان مخوفی است که حتی در نزدیکترین فاصله نمی گذارد عزیزان مان از پشت سیاج با ما ملاقات و صحبت کنند. ما چه گناهی کردیم که با بچه هایمان را نمی توانیم ملاقات کنیم و ما را مزدوران جمهوری اسلامی خواندند که پول گرفتیم و به اینجا آمدیم. به ما فحش می دادند ولی رجوی بداند که ما هرگز دست از عزیزان مان بر نمی داریم و باز هم به دنبالشان می رویم و تا زمانی که آنها را آزاد نکنیم رجوی را راحت نمی گذاریم.
در رابطه با توهین و فحاشی به خانواده ها آقای صالحی بیان داشتند: مطمئنم که هیچ یک از بچه ها حاضر نیستند تا کوچکترین اهانتی به خانواده آنان شود ولی رجوی و تشکیلات آنها را مجبور می کند تا دست به چنین اقدامی بزنند.
در سال 82 وقتی خانواده ها به قرارگاه آمده بودند تشکیلات تعدادی از بچه ها را وادار کرد که علیه خانواده در سیمای خود موضع بگیرند که منجمله از من و فردی به نام رمضان زارع اهل جویبار نیز خواستند تا موضع گیری کنیم که هر دوی ما در سر صحنه فیلمبرداری حاضر نشدیم ولی مدتی بعد وقتی به زارع گفتم بیاید با هم برویم به من گفت مسئولین با من صحبت کردند و به من قول دادند که برایم وکیل بگیرند تا به خارج بروم او هنوز منتظر است تا مسئولین برای او وکیل بگیرند و به خارج برود.
در واقع رجوی فریب کار این جوری افراد را در آنجا قفل کرده و نگه داشته است.
ادامه دارد…

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا